عراق برای اولین بار وزارت امور ترکمان‌ها را ایجاد می‌کند

یک منبع در پارلمان عراق اعلام کرد که این پارلمان به طرح ایجاد وزارت امور ترکمان‌های این کشور رای مثبت داد.

کد خبر: ۲۲۹۲۸۷

۱۴:۴۴ - ۱۸ خرداد ۱۳۹۹

به گزارش «شیعه نیوز»، حسن تورهان، یکی از هشت نماینده ترکمان پارلمان عراق در گفت‌وگو با خبرگزاری آناتولی ترکیه بدون ارائه جزئیات بیشتر تنها اعلام کرد که این پارلمان در جلسه روز شنبه خود به طرح پیشنهادی که در آن مصطفی الکاظمی، نخست وزیر عراق ملزم می‌شود برای اولین بار وزارتخانه‌ای را برای ترکمان‌ها، سومین تشکل موجود در عراق ایجاد کند، رای مثبت داد.

تورهان اظهار کرد: طی چند روز آینده توافقی میان طرف‌های ترکمانی برای معرفی کاندیدایی به الکاظمی جهت فعالیت در این وزارتخانه حاصل خواهد شد.

این نماینده ترکمان پارلمان عراق گفت: اعطای وزارتخانه‌ای به ترکمان‌ها مساله‌ای پایین‌تر از سطح خواسته‌هاست.

وی افزود: آنچه اهمیت دارد اینست که ترکمان‌ها در کابینه نماینده‌ای داشته باشند تا موضعگیری آنها در مسایل مهم همانند مناطق مورد اختلاف را مطرح کرده و درباره پیش‌نویس‌های قوانین مهم بحث و گفت‌وگو کند.

تا این لحظه بیانیه رسمی در این خصوص از طرف پارلمان عراق ارائه نشده است.

رسانه‌های داخلی عراق تاکید کردند که ایجاد وزارت امور ترکمان‌ها در این کشور سابقه داشته است.

ترکمان‌ها از مجموع ۳۲۹ کرسی پارلمان هشت کرسی دارند.

ترکمان‌ها در دو کابینه قبلی حیدر العبادی و عادل عبد المهدی هیچ پست وزارتی نداشته‌اند.

الکاظمی مه گذشته در حاشیه دیدار با نمایندگان ترکمان در پارلمان تعهد داده بود، در کابینه خود وزارتخانه‌ای را به آنها اختصاص دهد.

ترکمان‌ها بر این باورند تعداد نمایندگان آنها در پست‌های دولتی در سطح وزارتخانه‌ها و موسسه‌های خدماتی با شایستگی‌های ملی آنها تطابق ندارد.

بر اساس بندهای قانون اساسی عراق، ترکمان‌ها سومین تشکل اصلی در این کشور پس از اعراب و کردها هستند.

منبع: ایسنا---نظر آذربایجان وپیرامون-در انتظار بهار----تعیین یک وزیر به عنوان  وزیر امور ترکمان های عراقی(یا بعبارتی دیگر آذربایجانیهای عراقی  ) اقدام هوشمندانه ایست  به شرطی که  به درستی عمل نماید  به نظر من  نیروی نظامی حکومت خودمختار اقلیم کردستان هم باید در ارتش  عراق ادغام گردد   چون رئیس جمهور عراق طبق توافق  قانون اساسی از بین اکراد انتخاب می شود  والبته امتیازهای واقعی برمبنای جمعیت هرمنطقه تخصیص گردد  تدریس زبان کردی وترکی و....در کنار زبان رسمی عراق عربی اقدام گردد وچه اشکال دارد زبان های فوق الذکر در مناطق  جمعیتی  مربوطه در کنار زبان عربی رسمی اعلام شود کشور سوئیس نمونه موفقی از این  قبیل است  در آنجا  کسی از عدالت ضرر ندیده است  خود کشور انگلیس بعد از قرنها جنگ وتبعیض برعلیه  اسکاتلندیها ولزیها وایرلندیها  اینک به آنها نوعی خودمختاری اعطا کرده  و در مسائل  اقتصادی فرهنگی  زیست محیطی  و ورزشی....خودشان برای خودشان تصمیم می گیرند ضمن آنکه  دولت مرکزی در امور نظامی امنیتی وسیاست خارجی  وعدالت ملی  به کل کشور نظارت می کند

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم خرداد ۱۳۹۹ساعت 23:5  توسط عبدالحسین  | 

سه بقعه منصوب به پیامبران در آذربایجان‌شرقی

  • 1399/03/17 09:41
  • کد خبر: 117624

سه بقعه منصوب به پیامبران در آذربایجان‌شرقی

شاید نام و نشان پیامبران را در کتاب‌ها و یا مناطق بسیار دوردست شنیده باشیم، اما نشانه‌هایی از سه پیامبر در آذربایجان‌شرقی وجود دارد و مقبره‌های منتسب به این بزرگان در نقاط مختلف استان، آغوش میزبانی به روی مردم با ایمان این خطه گشوده است.

به گزارش آناج، حضرت یونس(ع)، جرجیس نبی و ارمیای نبی از جمله پیامبرانی هستند که مقبره‌هایی منتسب به خود را در خطه گهرخیز آذربایجان دارند و این بقاع متبرکه، میزبان مردم و اهالی منطقه بوده و حال و هوایی معنوی به این مناطق بخشیده‌اند؛ این در حالی است که بسیاری از مردم استان از وجود مقبره‌هایی منتسب به این پیامبران بی‌خبر هستند و این بی‌خبری، گرد غفلت بر چهره‌ کهن این بقاع متبرکه انداخته است.

به گفته مدیرکل اوقاف و امور خیریه آذربایجان شرقی، بقعه ارمیای نبی در هریس که در جریان زلزله ارسباران تخریب شده بود، در حال بازسازی است. حجت‌الاسلام سیدشهاب‌الدین حسینی در مورد بقعه‌های "جرجیس نبی و ارمیای نبی" می‌گوید: عملیات بازسازی و بهسازی محوطه این بقاع متبرکه را پیگیری خواهیم کرد و هم‌اکنون نیز در حال بازسازی هستند و هنوز تکمیل نشده‌اند.

اهالی این مناطق هرچند با این بقاع متبرکه عجین شده‌اند، اما اطلاعات مختصری در مورد آن‌ها دارند؛ البته در کتاب "فرهنگ جامع امامزادگان و بقاع متبرکه آذربایجان‌شرقی، تالیف محمد الوانساز خویی" که توسط اداره کل اوقاف و امور خیریه استان نشر یافته اطلاعات نسبتا جامع‌تری در مورد این بقعه‌ها آمده است که در ادامه می‌خوانیم:

بقعه منسوب به "حضرت یونس(ع)" در شهر زنوز مرند

ضریح و مرقد منسوب به حضرت یونس در شهرستان مرند شهر زنوز و در محله امیرزاده سابق قرار دارد. مرقد یادشده در دهه ۶۰ دارای بقعه‌ای از خشت خام به ابعاد چهار در چهار متر بوده و گنبدی از سنگ و گچ داشته است. نمای بیرونی آن کاهگلی و نمای داخلی آن گچ کاری شده بود. قبر، درست در وسط بقعه قرار داشت و یک ضریح چوبی آن را پوشانده بود. اما در حدود سال ۱۳۶۶ شمسی هنگام احداث خیابان شهید بهشتی، بقعه حضرت یونس (ع) به کلی تخریب و به جای آن بنایی از سنگ و آجر ساخته شد. هنوز چند سالی از احداث بقعه تازه ساخت سپری نشده بود که به علت برخورد یک خودرو به ساختمان آن، بقعه مجدد تخریب شد و شهرداری وقت در سال ۱۳۸۸ آن را کاملاً مسطح و قبر را بازسازی کرد.

هم اکنون قبر منسوب به حضرت یونس(ع) در پیاده‌رو خیابان شهید بهشتی، کنار جوی آب قرار دارد و دارای ضریح فلزی شش ضلعی است. این قبر فاقد بناست و حدود نیم متر از سطح خیابان بلندتر است. بدنه کناری قبر از سنگ معمولی ساخته شده ولی روی قبر، سنگ سیاه رنگ گرانیتی قرار دارد آیه ۹۸ سوره مبارکه یونس(فَلَوْلَا کَانَتْ قَرْیَةٌ آمَنَتْ فَنَفَعَهَا إِیمَانُهَا إِلَّا قَوْمَ یُونُسَ لَمَّا آمَنُوا کَشَفْنَا عَنْهُمْ عَذَابَ الْخِزْیِ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَمَتَّعْنَاهُمْ إِلَیٰ حِینٍ؛ چرا هیچ یک از شهرها و آبادی‌ها ایمان نیاوردند که مفید به حالشان افتد مگر قوم یونس، به هنگامی که ایمان آوردند، عذاب رسوا کننده را در زندگی دنیا از آنان برطرف ساختیم و تا مدّت معیّنی آن‌ها را بهره‌مند ساختیم.) با خط نسخ و نستعلیق با قلم "الهی زنوز" روی آن حک شده است.

درباره شخصیت مدفون در آنجا دو قول وجود دارد؛ عده‌ای معتقدند که وی شخصی بود یونس نام و در فلسفه دستی توانا داشته و نام زنوز از نام ایشان اخذ شده است. البته این مستند به دلیل و مدرک قطعی نبوده و قولی ضعیف است. قول دیگر این‌که عده‌ای آن مزار را متعلق به حضرت یونس نبی(ع) می‌دانند و به آن اعتقاد وافر دارند.

براساس تحقیقات انجام شده، محل دقیق مزار حضرت یونس(ع) معلوم نیست و به غیر از زنوز در چند شهر دیگر (شهر خلحولیه واقع در چهار کیلومتری شماره الخلیل در فلسطین، روستای ساحلی جیه در جنوب لبنان، شهر موصل در ۴۰۰ کیلومتری شمال بغداد، شهر کوفه در خیابان مجاور رود فرات و حدّفاصل بندر صیدا و شهرک دامور در لبنان) مزار منسوب به آن حضرت وجود دارد.

مزار منسوب به حضرت یونس(ع) در شهر زنوز در بین اهالی از احترام و مقبولیت فراوانی برخوردار است و در روزهای تاسوعا و عاشورای حسینی دستجات عزاداری سینه زنی و شاه‌حسین گویان(شاخسی) در آنجا به عزاداری پرداخته و عده‌ای به توزیع چای و غذا می‌پردازند. در گذشته هرکسی از اهالی زنوز به پابوسی اعتاب مقدسه ایران و عراق نایل می‌شد، قبل از حرکت، به زیارت مرقد حضرت یونس(ع) مشرف می‌گردید؛ همچنین هر وقت قحطی و خشکسالی می‌شد مردم با پناهنده شدن به آن قبر مبارک و ذبح قربانی، طلب باران و رفع بلا می‌کردند.

بقعه منسوب به "حضرت جرجیس(ع)" در منطقه دره‌شام جلفا

بقعه منسوب به حضرت جرجیس پیامبر در شهرستان جلفا و در منطقه کوهستانی دره شام قرار دارد. دسترسی به بقعه پس از عبور از روستاهای سلگرد، گلفرج و کلید داغی امکان پذیر است و همچنین مسیر دیگری از طریق آذربایجان غربی، مرکان و قره‌ناز میسر است که هر دو مسیر به دره شام منتهی می‌شود.

تاریخ ساخت و سازندگان بنای بقعه معلوم نیست، اما از قرار معلوم در ادوار مختلف مورد تعمیر و بازسازی قرار گرفته است.

بقعه در شیب نسبتاً ملایمی ساخته شده و ابعاد تقریبی بقعه پنج در هفت متر بوده و پلان مستطیل شکل است که قبر حضرت جرجیس نبی در وسط بقعه قرار دارد و سنگ مرمری بر روی آن گذاشته شده است.

حضرت جرجیس پیامبر یکی از انبیای الهی بوده و بعد از حضرت عیسی(ع) در ۱۶ سالگی به رسالت مبعوث شده است؛ حیات مبارک ایشان مصادف با اواخر اشکانیان و اوایل سلسله ساسانیان است.

وی در دوره هدایت مردم به توحید و خداپرستی شکنجه‌های زیادی را متحمل شد و بر اثر استقامت و پایداری بی‌نظیر به سیدالشهدا در میان انبیاء شهرت یافت؛ پس از اینکه ایشان از هدایت مردم در نتیجه زیادی نگرفت به سرزمینی دیگر مهاجرت کرد و سرانجام پس از هفت سال در آنجا به شهادت رسید.

حال سوال این است که آن سرزمینی که ایشان به آنجا عزیمت کرد و در آنجا دفن شد، کدام سرزمین است؟ در مورد سرزمین یاد شده و محل دفن حضرت جرجیس(ع) اختلاف نظر وجود دارد. برخی آن را مدفون موصل عراق و برخی دیگر آن را بین تستر و جندی شاپور ذکر کرده‌اند. علی اکبر ورمزیاری در اثری که از زندگانی جرجیس پیامبر منتشر کرده، مدفن وی را شمال غربی ایران و محل فعلی بقعه ذکر می‌کند و می‌نویسد: "بنا به شواهد موجود در کتب تاریخی متعدد و قراین موجود در منطقه، قبر حضرت جرجیس علیه السلام در استان آذربایجان شرقی، شهرستان جلفا، در منطقه کوهستانی واقع شده که مشهد و مقبره‌ای به نام آن حضرت(ع) در آن محل بنا شده است.

بقعه حضرت جرجیس پیامبر مورد توجه اهالی منطقه بوده و آن‌ها در فصول خوش آب و هوا به آنجا می‌روند و قربانی می‌کنند.

البته در سال ۹۴ بقعه منسوب به جرجیس پیامبر(ع) توسط گروه‌های جهادی عماد مغنیه و شهید عباس عبداللهی در شهرستان جلفا بازسازی و احداث شد.

بقعه منسوب به "ارمیای نبی(ع)" در روستای جیغه هریس

بقعه حضرت ارمیای نبی در شهرستان هریس، در جنوب روستای جیغه و در محلی با صفا و با طراوت قرار دارد. این بقعه در کنار زمین‌های کشاورزی و در نزدیکی بافت قدیمی و تاریخی روستا که در سده‌های پیشین از بین رفته، واقع شده است و فاصله آن تا روستای جیغه حدود دو کیلومتر است. بقعه ارمیای نبی در سال ۱۳۵۸ از سوی اهالی روستا به شکل شایسته‌ای تجدید بنا شده است.

پلان بقعه مستطیل شکل و ابعاد تقریبی آن هفت در هشت متر است و با سنگ، سیمان، آهن و آجر ساخته شده است. تمام بنای بقعه از پی تا بالاترین نقطه دیوارها، با سنگ و سیمان احداث شده است و ضخامت دیوارها به بیش از نیم متر می‌رسد.

این بقعه متشکل از دهلیز و فضای اصلی بقعه یا گنبدخانه است که درب ورودی و پنجره کوچک حفاظ دار از نمای شرقی و پنجره دیگری از نمای جنوبی بقعه خودنمایی می‌کند. همه نمای بیرونی بقعه، لایه بیرونی گنبد و گلدسته‌ها، سیمانکاری شده و در راس مناره‌ها و گنبد پرچمی نصب شده است.

نمای داخلی بقعه برخلاف نمای بیرونی، هیچ اندودی ندارد و در چهار گوشه بقعه سکویی قرار دارد که برای نگهداری وسایل بقعه ساخته شده است. دیوارهای داخلی و سقف هیچ تزئینی ندارند و گنبد دارای چهار پنجره رو به چهار جهت اصلی است و روشنایی داخل بقعه از آن طریق تامین می‌شود.

داخل بقعه سه قبر وجود دارد که فاقد سنگ نوشته و اطلاعات هستند؛ اما طبق اعتقاد اهالی محل، یکی از قبور ازآن حضرت ارمیای نبی(ع)، یکی متعلق به دختر ایشان و دیگری به نواده ارمیای نبی تعلق دارد.

حضرت ارمیای نبی از پیامبران بنی اسرائیل بوده و در منابع تفسیری، تاریخی و روایی در مورد ایشان مطالبی ثبت شده است؛ اما آنچه قابل توجه است این است که آیا آن حضرت در بقعه مبارکه در روستای جیغه آرمیده و یا مزارش در جای دیگری است؟ بر اساس مطالعاتی که انجام شده، محل دقیق قبر ایشان در منابع نقل نشده و تعیین دقیق مدفن ایشان دشوار است. به جز روستای جیغه، در شمال غربی دوبلین و کایرن تی در ایرلند جنوبی، روستای ارمیان در ۴۵ کیلومتری شهرستان شاهرود و شمال خرمشهر نیز مزاری منسوب به حضرت ارمیای نبی وجود دارد که آنها هم سند و مدرک محکمی ندارند.

بقعه حضرت ارمیای نبی در منطقه‌ جیغه دارای احترام و ارزش فراوانی است و مردم این منطقه برای رفع حوائج و گرفتاری‌های دنیوی و معنوی خویش به این بقعه مبارکه پناهنده می‌شوند.

شایان ذکر است، بقعه ارمیای نبی در جریان زلزله ارسباران در سال ۹۱ دچار آسیب دیدگی شده بود و اکنون نیز این بقعه در حال بازسازی است.

به نقل از ایسنا، بیش از ۵۰۰ امامزاده و بقعه متبرکه در آذربایجان شرقی وجود دارد و مردم این خطه روح و جان خود را با معنویت این اماکن مقدس پیوند زده و در مناسبت‌ها و روزهای خاص میهمان آستان مبارک این بقاع متبرکه می‌شوند.

انتهای پیام/----نظر آذربایجان وپیرامون-در انتظار بهار---علاوه بر این  مقبره   حضرت قیدار نبی (ع) از اجداد پیامبر گرامی اسلام  در شهر قیدار استان زنجان اقلیم آذربایجان قرار دارد  همچنین  بنا به روایات رسیده از حضرت محمد (ص) در اطراف کوه ساوالان اردبیل اقلیم آذربایحان  قبر تعدادی از پیامبران الهی بوده  و.....

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم خرداد ۱۳۹۹ساعت 14:56  توسط عبدالحسین  | 

دستیار پیشین رییس جمهوری آذربایجان: اوضاع پیرامون قره باغ، به آرامش قبل از طوفان شباهت دارد

۱۳ خرد ۱۳۹۹ admin آذربایجان, اخبار, ارمنستان, عمومی, قره باغ, قره باغ ۰


دستیار پیشین رییس جمهوری آذربایجان: اوضاع پیرامون قره باغ، به آرامش قبل از طوفان شباهت دارد

الدار نمازوف، دستیار پیشین رییس جمهوری آذربایجان گفت اوضاع پیرامون قره باغ، به آرامش قبل از طوفان شباهت دارد.

به گزارش پایگاه خبری حقایق قفقاز، الدار نمازوف در گفتگو با سایت «آینا» گفت: «دیگر گفتگوهای قره باغ فایده ای ندارد و زمان اقدامات جدی و قاطعانه فرارسیده است. به نظر می رسد که جمهوری آذربایجان که در مذاکرات خیلی بردباری نشان می داد، به این باور رسیده است که طرف مقابل از تمامی «خطوط قرمز» عبور کرده است. اقدامات پاشینیان، نخست وزیر ارمنستان بر روی فعالیت طولانی مدت گروه مینسک سازمان امنیت و همکاری اروپا نیز خط بطلان کشیده است. اخیرا سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه از موجود بودن سندی برای حل مرحله ای مناقشه قره باغ سخن گفت. شاید هم لاوروف با این سخنان به ارمنستان پیام می داد که باید به روند مذاکرات بی اعتنایی نکند. به نظر من، دیگر عوامل محدود کننده برای اقدام نظامی جمهوری آذربایجان برای حل مساله قره باغ باقی نمانده است. اپیدمی کرونا و سایر مشکلات نیز عواملی نیستند که مانع جمهوری آذربایجان بشوند».


  • الدار نمازوف, حقایق قفقاز, دستیار پیشین رییس جمهوری آذربایجان, قره باغ----نظر آذربایجان وپیرامون-در انتظار بهار----جمهوری آذربایجان وقتی می تواند  بدون چراغ سبز روسیه و....اقدام نظامی  جهت آزادسازی قره باغ راشروع کند  که در کنار قدرت هجومی  چابک و سنگین و با تحرک وبا آتش بالا  همچنین پدافند هوائی وهجومی ضمنا  دارای  اصل سلاحهای بازدارنده باشد -سلاح بازدارنده  که جمهوری آذربایجان می تواند بدان دسترسی پیدا کند همانا  موشک است  برد موشکهای این کشور  همچنین تعداد  موشکها باید تا حدی برسد  که کشورهای  قدرتمند پشتیبان ارمنستان  احساس  خطر کنند  سایت موشکها وتعداد حجیم باید بگونه ای  طرحریزی شود که دشمن بداند دریک حمله برق آسا  ومهلک نخواهد توانست آنها رانابود نماید  جمهوری آذربایجان صرفنظر از هرجناحی و سیاستمدرانی  که در انجا قدرت را در دست داشته باشند باید  برگی داشته باشد که رو کند  والا این ارمنستان باخیل طرفدارن خود و این آذربایجان باخیل دشمنان تاریخی خود نخواهد توانست در شرایط فعلی  شانسی برای آزادی قره باغ و...داشته باشد-اینک کره شمالی وپاکستان و احتمالا اوزبکستان و ترکیه و....بتوانند جمهوری آذربایجان را در این مسیر کمک نمایند باید همه گزینه ها  راستی آزمائی شوند -جمهوری آذربایجان باید یک  نیروی  ویژه مانند لزیون خارجی که فرانسه در افریقا جهت اهداف استعماری ایجاد کرده بود  با( هدف آزاد سازی نه استعماری) اراضی مانند نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران ایجاد  ومرکز آن نخجوان باشد و افراد آن باید از داوطلبان جنگی همه جهان اسلام بخصوص شیعیان جهان گردآوری شود  -اما از نظر داخی  جریانات مخل تقوا وپرهیزکاری مانند ساز وآواز بی حد وحصر بخصوص شبه غربی  و همچنین گزارشاتی که در مورد آزادی دادن به برخی محافل  جهت ترویج فرهنگ لواط با اسم همجنسگرایان وغیره جمع آوری گردد  واقتصاد برمینای عدالت وکاهش  فاصله طبقاتی تنظیم وهدایت گردد  بسیج وآموزش  نظامی همگانی باسازماندهی کامل  صورت گیرد  آری پشتیبانان ارمنستان فعلا در حمایت از این رژیم غاصب جدی هستند وبا این اوصاف  در شرایط فعلی  تحلیل بالا را رد می کنم -توصیه من به کسانی که خود رااسلامگرایان آذربایجان میدانند (منظورم آنها ئیست که در این ادعا صادق هستند) که ساده لوحی  وسطحی نگری را درنگاه به مسائل کنار بگذارند در تنظیم  سیاستها واهداف  وهمه جوانب وحواشی  از خارج خط نگیرند  وتنها معیار آنها حفظ منافع داخلی  وخارجی سرزمین  اسلامی جمهوری آذربایجان باشد که( متاسفانه اکنون به هیچوجهی  چنین نیست  ) یاد گیری قرآن ونهج البلاغه  وخواندن احادیث رسیده از ائمه معصومین (ع) نیاز به تخصص چندانی ندارد  و اگر کسی حسن نیت داشته باشد مفاهیم را در ک می کند واصولا  دین اسلام دین آسان وبرمبنای عقل است وهرگاه انسان در فهم برخی  مسائل با دشواری  مواجه  شد می تواند با مراجعه به آرائ فقیهان ودانشمندان  اسلامی علم وحدیث وتفسیر خوشنام  آگاهی خود را افزایش دهد- شاید خرده بگیرند که چرا نگفتم جمهوری آذربایجان باید  ازجمهوری اسلامی ایران بزرگترین کشور شیعه جهان انتظار دریافت کمک داشته باشد  خوب به جهت اینست که وزارت خارجه ایران تنها پیامش برای جمهوری آذربایجان اینست که بروید وبا ارمنستان مذاکره کنید ومشکل راحل نمائید -حال اگر این موضع گیری را حمایت از ارمنستان تلقی نکنند یعنی اعلام بی طرفی  والا آری  ومتاسفانه خیر ؟----یادمان باشد وقتی حزب بعث عراق به سرکردگی صدام  آمده بود وخاک ایران را اشغال کرده بود امریکا وانگلیس وبرخی کشورهای عربی و...بهایران پیام می دادند بروید با عراق مذاکره کنید اما امام خمینی (ره) می فرمود ابتدا عراق از خاک ایران خارج شود بعد بشینند ومذاکره نمایند و متجاوز ومقصر را معلوم نمایند-

برچسب‌ها: آذربایجان, ظفر, مذاکره, ارمنستان
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم خرداد ۱۳۹۹ساعت 15:17  توسط عبدالحسین  | 

واکنش رئیس‌جمهور ترکیه به تخریب مساجد در آتن

رئیس‌جمهور ترکیه با اشاره به تخریب تمام مساجد در شهر آتن، گفت حتی یک مسجد هم در پایتخت یونان باقی نمانده و آنها را با خاک یکسان کرده‌اند.

کد خبر: ۲۲۸۷۹۱

۱۲:۴۲ - ۱۲ خرداد ۱۳۹۹

به گزارش «شیعه نیوز»، «رجب طیب اردوغان» رئیس‌جمهور ترکیه شامگاه یکشنبه گفت دولت یونان تمام مساجد را در شهر آتن، پایتخت این کشور تخریب کرده است.

به نوشته خبرگزاری «آناتولی» اردوغان طی سخنرانی در مراسم افتتاح بیمارستانی در استانبول، با اشاره به فتح شهر قسطنطنیه توسط امپراطوری عثمانی گفت: «حتی یک مسجد ما هم در آتن باقی نمانده است. تمامی آنها را با خاک یکسان کردند. لکن ما چنین اقداماتی را شهری مانند استانبول انجام ندادیم».

وی با بیان اینکه مسلمانان در زمان امپراطوری عثمانی نه به‌دنبال کشورگشایی بلکه در پی فتح قلوب انسان‌ها بودند، توضیح داد: «مساجد و اماکن نمادین ما در جاهایی که مجبور شدیم یک قرن قبل آنها را ترک کنیم، در مدت زمان کوتاهی نابود شدند».

به نوشته آناتولی، تنش‌های دیپلماتیک بین یونان و ترکیه مجددا بعد از انتقاد آتن از برگزاری مراسم قرائت قرآن در مسجد «ایا صوفیه» واقع در استانبول شدت گرفت. آتن مدعی است برگزاری مراسم‌های این چنینی در مسجد ایاصوفیه، که ۱۴۸۳ سال پیش ساخته شده، با کنوانسیون «یونسکو» مبنی بر حفاظت از اماکن تاریخی در تناقض است.

وزارت خارجه ترکیه نیز در واکنش به این اتهام‌زنی یونان، این اظهارات را «بیهوده و بی‌اثر» توصیف کرد و توجهات را به تخریب مساجد در آتن متوجه ساخت.

«حامی آکسوی» سخنگوی وزارت خارجه ترکیه در بیانیه‌ای گفت: «این حقیقت که یونان، به عنوان تنها کشور در اتحادیه اروپا که هیچ مسجدی در پایتخت آن وجود ندارد، از قرائت قرآن در ایاصوفیه آزرده شده مسئله‌ای است که تفکر متحجر آن را نشان می‌دهد، آنهم در زمانی که صدای اذان از مناره‌های مساجد در اروپا شنیده می‌شود».

جدای از این، روابط آتن و آنکارا مدتی است که بر سر مسئله ورود مهاجران و پناهجویان از خاک ترکیه به یونان، به تیرگی گرویده و دو کشور همدیگر را به نقض حریم هوایی و دریایی هم متهم می کنند.

پیشتر وزارت خارجه ترکیه ضمن مخالفت با تصمیم یونان برای نصب فنس و دیوارها امنیتی در مرزهای دو کشور، تاکید کرده بود اجازه تغییر یکجانبه مرزهای مشترک را به این کشور نمی‌دهد.

طالبان به همگرایی با شیعیان روی آورده است

نشریه دیپلمات بررسی کرد که طالبان برای کسب مشروعیت بین‌المللی و نفوذ میان بخش‌های ناراضی قومیت‌ها در افغانستان به عنوان یک گروه فراگیر به دنبال بهبود روابط با شیعیان این کشور است.

کد خبر: ۲۲۸۷۲۸

۰۸:۴۶ - ۱۲ خرداد ۱۳۹۹

به گزارش «شیعه نیوز»، نشریه «دیپلمات» با اشاره به اقدام طالبان مبنی بر انتصاب فرماندار جدیدش برای شهرستان «بلخاب» از شیعیان این کشور چرایی آن را بررسی کرد.

دیپلمات نوشت که پیش از این نیز موارد نادری از همکاری هزاره‌ها و طالبان و حضور شمار کمی از اعضای اقلیت مذهبی شیعه و قومی هزاره در صفوف طالبان گزارش شده بود.

نشریه ژاپنی در ادامه خاطرنشان کرد که در سال 2012 نیز گزارش‌هایی از جنگیدن چند هزاره شیعه در کنار طالبان در «قره باغ» ولایت «غزنی» منتشر شده بود.

دیپلمات افزود که طالبان از انتصاب یک شیعه هزاره به عنوان فرماندار جدیدش برای بلخاب تلاش دارد که در ابتدا چهره خودش را بهبود ببخشد و پیش از مذاکرات بین‌الافغانی نیز خود را به عنوان یک گروه فراگیر معرفی کند تا از این طریق مشروعیت بین‌المللی‌اش را افزایش دهد.

دیپلمات دلیل دیگر طالبان برای این اقدام را نیز افزایش نفوذش میان بخش‌های ناراضی اقلیت‌های قومی افغانستان و در عین حال به چالش کشیدن مشروعیت شکننده دولت افغانستان دانست.

این نشریه همچنین این اقدام را تلاش طالبان برای مصالحه با شیعیان و اقلیت هزاره افغانستان دانست تا از این طریق پایگاه حمایتی‌اش را از پاکستان گسترش دهد و روابطش را، باوجود تفاوت‌های ایدئولوژیک، با دیگر کشورهای منطقه بویژه کشورهای شیعه مذهب تقویت کند.

طالبان اخیراً در شبکه‌های اجتماعی یک فایل ویدئویی از مصاحبه با «مولوی مهدی مجاهد» فرماندار این گروه برای بلخاب منتشر کرد.

وی در این ویدئو درباره دلیل پیوستنش به طالبان گفت: «علت‌های متعددی دارد که به برادران امارت اسلامی ملحق شدم؛ به خاطر مخالفت با آمریکا و یورش آنها به افغانستان بود که به این خاطر با براداران مجاهد، برای دفاع از آزدی خود ملحق شدیم.»

مولوی عبدالسلام حنفی معاون دفتر سیاسی طالبان نیز پیش از این در مصاحبه‌ای گفته بود که طالبان بر 70 درصد از خاک افغانستان تسلط دارد و بسیاری از مردم اهل تشیع و اقوام هزاره در مناطق تحت کنترل طالبان در ولایت‌های هلمند، قندهار، سرپل و سایر ولایت‌ها بدون هیچ مشکلی زندگی می‌کنند.

مولوی عبدالسلام حنفی تاکید کرده بود که این گروه مشکلی با شیعیان ندارد و برای آنها مشکلی در این مناطق ایجاد نکرده است.

منبع: تسنیم

منبع: فارس-----نظر آذربایجان وپیرامون-در انتظار بهار-----یونان معاصر  سیاستهای  همسو با اسرائیل وارمنستان  دو کشور نامشروع ایجاد شده در جهان اسلام  در پیش گرفته  -دولت ایران به علت برخی  اختلافات سیاسی  وفشار به ترکیه رقیب منطقا ی خود در دو دهه گذشته همکاریهای سه جانبه  با ارمنستان ویونان داشت  که به نظرم این با  آرمان مکتب انقلاب اسلامی مغایر بود وباید جهت رقابت با ترکیه از اهرمهای  متناسب با آرمانهی اسلامی استفاده می نمود  و در کل سودی هم برای ایران

جز کدر شدن چهره  بین مردم منطقه نخواهد داشت  اینک نیز شاهد هستیم دولت یونان همسو با ارمنستان واسرائیل با تخریب مساجد دشمنی علنی خود را با این نماد مهم دین اسلام علنی کرده است -اما طالبان در افغانستان گویا موضوعی تمام ناشدنیست واینگونه که مشخص است با خروج امریکا  از افغانستان طالبان دوباره قدرت سیاسی را تماما در اختیار خواهد گرفت -آیا بهتر نیست  دنیای تشیع  اگر بتواند شعارهای احساسی  را کنار بنهد و چهره تابناک ائمه معصومین (ع) را به جهان اسلام معرفی نماید خیلی از اهل تسنن به تدریج متوجه  واقعیت  تاریخی خواهند شد و محب خاندان عترت می شوند امری که  تا به حال موفق  نبوده -حتی نتوانسته اهل سنت داخل ایران راجذب نماید -شیعه بودن دزاین خلاصه نیست که  دائم  شعارهای احساسی  بدهیم  که بلی  فلان آقا وفلان زید در حق حضرت علی (ع) و...ظلم کردند وچه وچه--شیعه بودن اینست که تهمت نزنیم بهتان نگوئیم گران فروشی نکنیم  حیا وعفت کلام داشته باشیم  بیت المال را درست تقسیم نمائیم  نژاد پرست نباشیم  سیاستهای پان فارسی وپاکسازی زبانی برعلیه آذربایجان را تعطیل کنند .....اگر مردم اهل سنت  اینگونه رفتار از شیعیان ببینند- جهان تسنن  خود بخود  با واقعیت مفهوم شیعه بودن واقعی آشنا می شوند وبیشتر مجذوب وشیعه ائمه معصومین (ع) می شوند مگر آنانی که  فرزندان شیطان هستند

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم خرداد ۱۳۹۹ساعت 14:30  توسط عبدالحسین  | 

رضا پاشائی رتبه صنعتی تبریز )(آذربایجان) از رده دوم کشوری به زیر رتبه بیست ویکم کشوری سقوط کرده است

 اخبار برگزیده, اقتصادی, تک خبر ویژه, صنعت، معدن و تجارت, گفتگو ۲۲ آذر, ۱۳۹۸ :: ۲۰:۲۹کد خبر : 97073

رییس انجمن نیرو محرکه همگن و قطعه‌سازان خودرو کشور مطرح کرد:

مرگ صنایع مادر استان با واگذاری نادرست به بخش خصوصی/ کوچ آذربایجان‌شرقی به سمت فقر صنعتی رییس انجمن نیرو محرکه همگن و قطعه‌سازان خودرو کشور گفت: صنعت قطعه‌سازی، مجموعه‌سازی و خودروسازی به عنوان بزرگترین صنعت مستقر در آذربایجان‌شرقی با مشکلات عدیده‌ای مواجه است و باید به فکر احیای آن باشیم.

رضا پاشایی در بازدید از دفتر مرکزی آژانس خبری «تبریزمن» با بیان اینکه خانواده پاشایی‌ها از ۶۵ سال پیش در حوزه صنعت فعالیت دارند و جزو صنعتگران قدیمی و موفق این شهر محسوب می‌شوند، اظهار داشت: واحد کوچک تراشکاری خانواده ما که در میدان قونقا مستقر بود، ۵ شهید تقدیم انقلاب کرده است. در اوایل دوران دفاع مقدس بنا به درخواست شهید باکری، واحد تراشکاری لشکر عاشورا را با هزینه خود کارگاه در مدرسه‌ای در اهواز راه‌اندازی کردند. این کارگاه حدود ۷ سال بطور رایگان خمپاره تولید کرد و دقت خمپاره‌های تولیدی بقدری بالا بود که می‌گفتند از خمپاره‌های ساخت رژیم صهیونیستی هم دقیق‌تر عمل می‌کند.

وی با اشاره به اینکه من در چنین فضایی بزرگ شدم و دوره طرح کاد را در همین کارگاه گذراندم، افزود: از همان اوان جوانی، کارگاه مستقلی راه‌اندازی کرده و شروع بکار کردم در ادامه تحصیلات دانشگاهی را از مهندسی ساخت و تولید آغاز و با مدیریت اجرایی به دکترای کسب و کار رسیدم و هم اکنون نیز دانشجوی دکترای اقتصاد بین‌الملل هستم.

پاشایی ادامه داد: در دوره‌های تخصصی شرکت‌های بزرگ خودروسازی جهان از جمله بنز اشتوتکارت شرکت کرده و بصورت دوره‌ای در نمایشگاه‌های صنعتی متعدد بین‌المللی حضور یافته‌ام که آخرین مورد نیز به بازدید از صنایع خودروسازی کره جنوبی مربوط می‌شود.

وی با اشاره به حضورش در NGOهای مردم مدار، از علاقه‌مندی‌اش به فعالیت‌های  تیم وورکی گفت و خاطرنشان کرد: فعالیت‌های تیم‌وورکی را از انجمن قطعات تراکتورسازی به عنوان مشاور شروع کرده‌ام و بعدا در هیئت مدیره انجمن قطعه‌سازان استان و دو دوره نیز ریاست این انجمن را عهده‌دار شده‌ام و هم اکنون نیز رییس انجمن نیرو محرکه همگن و قطعه‌سازان خودرو هستم.

▪️باید به فکر احیای صنعت قطعه‌سازی استان باشیم

رییس انجمن نیرو محرکه همگن و قطعه‌سازان خودرو کشور در بخش دیگری از سخنانش با بیان اینکه در ۴۰ سالی که از عمر نظام جمهوری اسلامی می‌گذرد، هیچ کدام از دولت‌ها ریالی در حوزه اشتغال جوانان برای آذربایجان‌شرقی و تبریز هزینه نکرده‌اند، گفت: این امر سبب شده تبریز که زمانی قطب و قلب تپنده صنعت کشور بود و در رتبه ۲ کشوری قرار داشت امروز به رتبه‌ای پایین‌تر از ۲۱ تنزل پیدا کند.

وی، واگذاری نادرست کارخانجات بزرگ تبریز به بخش خصوصی را باعث نابودی صنایع استان دانست و افزود: صنعت قطعه‌سازی، مجموعه‌سازی و خودروسازی به عنوان بزرگترین صنعت مستقر در آذربایجان‌شرقی با مشکلات عدیده‌ای مواجه است و در درصدد احیای آن هستیم.

پاشایی اضافه کرد: واقعیت این است که شرکت‌های بزرگ خودروسازی کشور به قطعه‌سازان استان بی‌توجه‌اند بطوری که علیرغم گذشت بیش از ده سال از تولید سمند در استان، هیچ قطعه‌ای از این خودرو حتی در حد یک پیچ هم در آذربایجان‌شرقی تولید نمی‌شود.

وی با اشاره به اینکه بدنبال پیگیری‌های متعدد مسوولان کشوری و استانی بویژه رییس قوه قضاییه، قرار شده جوشکاری، مونتاژ و رنگ بدنه سمند در تبریز انجام گیرد، افزود: همچنین براساس توافقنامه فیمابین شرکت‌های ساپکو و ایرانخودرو دیزل با شرکت ایدم و چرخشگر مقرر شده سالانه ۳۰هزار موتور دیزلی و نیز گیربگس مورد استفاده در کامیون و تریلی در تبریز تولید شود.
وی به وجود حداقل ۲۰۰ قطعه مختلف در موتورهای دیزلی اشاره و خاطرنشان کرد: در صورت عملیاتی شدن این توافقنامه، فعالیت حداقل ۲۰۰ کارگاه قطعه‌سازی برای سال‌ها تضمین می‌شود.

▪️کاهش میزان نقدینگی در استان نگران کننده است

این فعال حوزه صنعت و تولید استان با بیان اینکه در تلاشیم از ظرفیت‌های استان در جهت افزایش نیروی کار، از بین بردن فقر و رونق بخشی به معیشت مردم استفاده کنیم، گفت: علیرغم سکونت ۵ درصد جمعیت کشور در آذربایجان‌شرقی فقط ۳.۵ درصد اقتصاد کشور به این استان مربوط می‌شود. از سوی دیگر استان ما از لحاظ نقدینگی هم با مشکل مواجه است به گونه‌ای که میزان نقدینگی استان ۴.۹ درصد است که پیش‌بینی‌ها نشان می‌دهد تا ۲.۲ درصد کاهش یافته و این امر بسیار نگران کننده است چرا که بیانگر حرکت و کوچ استان ما به طرف فقر بویژه فقر صنعتی می‌باشد.

رییس انجمن نیرو محرکه همگن و قطعه‌سازان خودرو کشور از صنعت قطعه‌سازی به عنوان یک صنعت مادر نام برد و افزود: این صنعت می‌تواند پایه صنایع دیگر مانند صنایع نفتی، فضاهوا و حتی صنایع غذایی قرار گیرد و ماشین آلات موردنیاز این صنایع را تامین کند.

وی در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به مرزی بودن و وجود منطقه آزاد ارس در آذربایجان‌شرقی گفت: مناطق آزاد و ویژه اقتصادی در کنار مزایا و پتانسیل‌هایی که از لحاظ مالیات و تامین مواد اولیه دارند، معایبی هم دارند که یکی از مهم‌ترین معایب منطقه آزاد ارس، فاصله زیادش با مرکز استان است که سبب می‌شود افراد حرفه‌ای رغبت اندکی برای حضور در آن نشان دهند.

پاشایی به برخی از دلایل کاهش انگیزه تولیدکنندگان اشاره کرد و گفت: در ایران حوزه صادرات را به قدری محدود کردده‌اند که تولیدکننده، نگران آینده است.

وی در خاتمه سخنانش حمایت از تولید ملی را تنها راه نجات کشور دانست و افزود: تولید ملی نباید فقط به حوزه صنعت محدود شود چرا که ایران، پتانسیل‌های بالایی در دیگر حوزه‌ها از قبیل داروهای گیاهی دارد و صنعت قطعه‌سازی به عنوان یک صنعت مولد می‌تواند در کنار دیگر صنایع، بخش اعظم نیازهای داخل کشور را تامین کند.

وی با بیان اینکه محصولات پتروشیمی، بیشترین حجم صادرات کشور را به خود اختصاص می‌دهند، خاطرنشان کرد: در سال‌های گذشته، کشورهای همسایه سرمایه‌گذاری‌های کلانی در این بخش کرده‌اند به طوری که دو سوم سرمایه‌گذاری‌های عربستان در سال‌های اخیر مربوط به ایجاد مجموعه‌های جدید پتروشیمی جهت صادرات است تا بلکه صادرات ایران را نابود کنند ---نظر آذربایجان وپیرامون  در انتظار بهار-----استانداران  وفرمانداران محترم  منتصب در اقلیم آذربایجان  همچنین نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی   و همچنین مطبوعات محلی  و....که در این چهل سال اخیر بعد پیروزی انقلاب اسلامی  متصدی امر آذربایجان مظلوم  بودند باید توجه داشته باشتند که اگر این افت  رتبه صنعتی و...صحت دارد  در پیشگاه الهی چه جواب خواهند داد قبل این بنده می خواندم رتبه آذربایجان از رده دوم به زیر رتبه نهم یا دهم  کشوری  رسیده و ناراحت بودم ....به هرحال چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است  مشخص است دستاوردهائی که سالها اعلام کردید در آذربایجان بعد انقلاب انجام شده   تناسبی با جمعیت  وموقعیت وزمان  نداشته  و با شاخصهای پیشرفت عمومی در ایران وجهان  در این چهل ویکسال  مطابق نبوده  و بسیار  ستم در حق آذربایجان اعمال شده  بنحویکه می بینیم  متوسط در آمد سرانه در اقلیم آذربایجان  از نصف متوسط در امد سرانه  کشوری کمتر است   تعداد مهاجرین آذربایجان به مناطق فارس زبان  به دلیل جنگ پنهان وآشکار جمعیتی در یکصد سال اخیر  با احتساب موالید آنها  تحقیقا از ساکنین فعلی آذربایجان بیشترشده است و...(.کتاب قرآن) ( آهن امنیت  )وعدالت با ترازو محقق می گردد بیت المال با ترازو  تقسیم نشده نمی پذیرید بنشینید و با آمار وارقام دولتی و با بر رسی میدانی محاسبه کنید  فمن یعمل مثقال ذره خیره یره  ومن یعمل مثقال ذره شره یره---ضمنا اظهارات  آقای رضا پاشائی در مصاحبه با  روزنامه تبریز من  در مورد افت فاحش صنعتی آذربایجان  تا به حال ندیدم از سوی مقامات کشوری واستانی تکذیب شده باشد


برچسب‌ها: ترازو, عدالت, بیت المال, آذربایجان
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم اسفند ۱۳۹۸ساعت 20:38  توسط عبدالحسین  | 

آوری جنایت یهودیان و هخامنشیان در

برگزاری جشن «پوریم» زیر سایه خطر کرونا

این روزها که جهان با معضل کرونا دست‌به‌گریبان است، در کشور فلسطین اشغالی، صهیونیست‌ها اقدام به برگزاری جشن پوریم کرده‌اند، جشنی که یادآور قتل‌عام مردم ایران به دست هخامنشیان و یهودیان است.

به گزارش دورنانیوز؛ پایگاه صهیونیستی آروتز شوا به دولتمردان اسرائیلی پیشنهاد کرد که تجربه پوریم و کشتار ده‌ها هزار ایرانی را این بار به بهانه پرونده هسته‌ای تکرار کنند!

این پایگاه تندرو نوشته است: تحریم‌های امریکا نمی‌تواند ایران را از دستیابی به سلاح اتمی بازدارد و اسرائیل چاره‌ای ندارد جز آنکه خود دست‌به‌کار شود!

جشن پوریم که در برخی از نقاط اروپا و آمریکا برگزار می‌شود به جشن ایرانی کشی نیز مشهور است. این جشن بر اساس داستانی در تورات است. در این ۳ روز ۷۰ هزار نفر از ایرانیان که در میانشان زنان و کودکان نیز قرار داشتند با بی‌رحمی تمام به قتل رسیدند و اموالشان به غارت برده شد. در دور روز گذشته‌یهودیان این مراسم را در فلسطین اشغالی برگزار کردند.

نام این جشن از کلمه پور به معنای قرعه گرفته‌شده است. ازآن‌جهت که هامان برای یافتن مناسب‌ترین روز برای اجرای نقشه این قرعه را انداخت.

خشایارشاه هخامنشی که فردی عیاش و زن‌باره بوده است، یهودیان با استفاده از این خصوصیت وی، دختری به نام «هدسه یا استر» با همکاری پسر عمویش مردخای که قیم او نیز هست، هامان وزیر خشایار شاه را برکنار کرده و می‌کشند و استر به‌عنوان ملکه و مردخای جانشین وزیر می‌شود.

استر و مردخای

آن‌ها سپس از خشایار شاه اجازه کشتن دشمنان یهود را در ۳ روز متوالی می‌گیرند.

این جمع در این ۳ روز ۷۰ هزار نفر از ایرانیان که در میانشان زنان و کودکان نیز قرار داشتند، با بی‌رحمی تمام به قتل رسانده و اموالشان را به غارت می‌برند.

گفتنی است یهودیان هنوز هم با گذشت ۲۶ قرن به مناسبت این پیروزی و قتل‌عام بی‌سابقه تاریخی جشن می‌گیرند.

آن‌ها در این روز لباس‌هایی شبیه شخصیت‌های داستان پوشیده و با بازی‌ کردن نقش‌های آن‌ها این جنایت بزرگ را تجدید خاطره می‌کنند.

برخی افراد معتقدند این نسل‌کشی بی‌سابقه مطابق با روز ۱۳ فروردین بوده است. این نحسی ۱۳ که برخی از آن اسم می‌برند مرتبط با پوریم و این نسل‌کشی است اما هرساله روز برگزاری این مراسم متفاوت است.

این نسل‌کشی را می‌توان نوعی هولوکاست به‌حساب آورد. هولوکاستی که در طی ۳ روز ۷۰ هزار ایرانی (البته بسیاری از منابع و کارشناسان این رقم آورده شده در تورات را دور از ذهن می‌دانند) به دست هخامنشیان جنایتکار و یهودیان به قتل رسید. هولوکاستی که تبدیل به یکی از بزرگ‌ترین جشن‌های آیینی یهودیان شده است.

یهودیان در این روز برای شکرگزاری به درگاه خدا روز گرفته و به رقص و پایکوبی می‌پردازند.

مارتین لوتر از رهبران پروتستان‌ها نقل‌شده است که «ای کاش این داستان وجود نداشت.»

دو روز گذشته نیز یهودیان در فلسطین اشغالی، با وجود بیماری کرونا در تمامی کشورها، با توجه به اهمیت ایرن روز، این مراسم را برگزار و به جشن و پایکوبی پرداختند.

نظر آذربایجان وپیرامون -در انتظار بهار---تحقیقا حکومت هخامنشیان توسط  هاخامهای یهودی  تاسیس گردید  آنها با دغل ونیرنگ وفریب مردم حاکمیت مادها را سرنگون کردند   مردم وملیون بعد که متوجه شدند  علیه هخامنشیان قیام های زیادی کردند و خود داریوش در کتیبه بیستون  با افتخار به کشتار قیام کنندگان  اعتراف می کند  -ولشگر کشی آنها به بابل جهت آزاد ی اسرای یهودی و لشگر کشی  آنها به مصر با این مسافت طولانی  جهت  انتقام  از بازماندگان فراعنه مصر به دلیل ستمهای آنها برعلیه پدران یهودی آنها طرحریزی شده بود  و با بستن مالیاتهای سنگین خرج لشگر کشی های خود را فراهم می کردند ....مردم  زجر کشیده  در مقابل حمله اسکند مقدونی  به دفاع ملی نپیوستند  در نتیجه یونانیان علی رغم  نیروی کم هاخامیان را شکست دادند وایران مدت های مدیدی مستعمره یونانیان شد ....شما فکر کنید جنگهای عبث امریکا امروزه در ویتنام  عراق افغانستان  و....چه منفعتی به جز غارت مردم عادی  امریکا برای  آنها داشته

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم اسفند ۱۳۹۸ساعت 20:29  توسط عبدالحسین  | 

نواب خاص امام زمان(عج) چه ویژگی هایی داشتند؟

در دوران غیبت صغرا، حضرت ولیّ‌عصر (ع) از طریق کسانی که به آنها «نوّاب خاص» گفته می‌شد، با مردم در ارتباط بود و به وسیله نامه‌هایی که به «توقیع» مشهور است، پرسش‌های شیعیان را پاسخ می‌گفت.

کد خبر: ۲۰۸۹۹۱

۱۱:۴۸ - ۰۱ دی ۱۳۹۸

شیعه نیووز:  متن زیر برشی از کتاب «معرفت امام زمان» اثر اسماعیل شفیعی سروستانی است که در ادامه می‌خوانید؛

غیبت صغرا

امام حسن عسکری (ع) در هشتم ربیع‌الاول سال ۲۶۰ ه. ق؛ یعنی در زمانی‌که حضرت مهدی (ع) پنج سال بیشتر نداشت، به دست معتمد، خلیفه عباسی به شهادت رسید و امام عصر (ع) بر پیکر پدر بزرگوار خویش نماز گزارد. [۱]

با شهادت امام حسن عسکری (ع)، دوران امامت امام عصر (ع) آغاز شد. بنا به گفته بسیاری از صاحب‌نظران، دوران غیبت کوتاه مدت آن امام که از آن به «غیبت صغرا» تعبیر می‌شود، از همین زمان؛ یعنی سال ۲۶۰ ه. ق آغاز گردید. برخی از اهل تحقیق برآنند که غیبت صغرا از همان زمان تولد حضرت؛ یعنی سال ۲۵۵ ه. ق آغاز شده است. [۲]

دوران غیبت صغرا تا سال ۳۲۹ ه‌. ق ادامه داشت که بدین ترتیب، بنا بر دیدگاه اول، طول این دوران، ۶۹ سال و بنا بر دیدگاه دوم، طول این دوران ۷۴ سال خواهد بود.

غیبت کبرا

از سال ۳۲۹ ه. ق به بعد، دوران دیگری از حیات امام عصر (ع) آغاز می‌شود که از آن به «غیبت کبرا» تعبیر می‌کنیم. این دوران همچنان ادامه دارد تا روزی که به خواست خدا، ابرهای غیبت به کناری رود و جهان از خورشید فروزان ولایت بهره‌مند شود.

در مورد دلیل تقسیم‌بندی این دو دوران باید گفت در دوران غیبت صغرا، حضرت ولیّ‌عصر (ع) از طریق کسانی که به آنها «نوّاب خاص» گفته می‌شد، با مردم در ارتباط بود و به وسیله نامه‌هایی که به «توقیع» [۳] مشهور است، پرسش‌های شیعیان را پاسخ می‌گفت. در دوران غیبت کبرا این نوع ارتباط قطع شده است و مردم برای دریافت پاسخ پرسش‌های دینی خود تنها می‌توانند به «نوّاب عام» امام عصر که همان فقیهان وارسته هستند، مراجعه کنند.

نوّاب خاص امام عصر

در طول دوران ۶۹ ساله یا ۷۴ ساله غیبت صغرا، چهار تن از بزرگان شیعه عهده‌دار مقام نیابت یا سفارت خاص امام عصر (ع) بودند که نام آنها بدین قرار است:

۱. ابوعمرو عثمان بن سعید عَمری (م ۲۶۵ ه‌. ق)؛

۲. ابوجعفر محمد بن عثمان بن سعید عَمری (م ۳۰۴ /۳۰۵ ه‌.

ق )؛۳. ابوالقاسم حسین بن روح نوبختی (م ۳۲۶ ه. ق)؛

۴. ابوالحسن علی بن محمد سَمُری (م ۳۲۹ ه . ق).

با توجه به اهمیتی که شناخت نواب چهارگانه در درک وضعیت دوران غیبت صغرا دارد، در اینجا با استفاده از کتاب الغیبة شیخ طوسی و کتاب سیره معصومان نوشته عالم گران‌قدر شیعه، سید محسن امین به شرح حال این نواب می‌پردازیم:

الف) نایب اول، ابوعمرو عثمان بن سعید بن عمرو عَمری اسدی

شیخ طوسی (ره) در بخشی از کتاب خود به معرفی «سفرای ستایش شده در دوران غیبت» پرداخته است. وی در معرفی نخستین سفیر چنین می‌نویسد:

نخستین این سفیران کسی است که ابوالحسن علی بن محمد عسکری (امام هادی) و فرزندش ابومحمد حسن بن علی بن محمد (ع) او را به این مسئولیت منصوب کردند. او شیخ مورد اعتماد، ابوعمرو عثمان بن سعید عمری بود. وی [در اصل] اسدی بود، ولی… او را به اعتبار جد [مادری] اش [ابوجعفر عمری]، «عمری» نامیدند. جمعی از شیعه هم گویند: ابومحمد حسن بن علی (امام عسکری) (ع) فرمود: نام «عثمان» و «ابوعمرو» در یک نفر جمع نمی‌شود، از این‌رو دستور داد که کنیه او شکسته شود و [از آن پس] به او «عَمری» گفته شد. همچنین به وی عسکری نیز گفته می‌شد؛ زیرا در منطقه نظامی سُرَّ مَن رَای [سامرا] سکنی داشت. او را سَمّان (روغن‌فروش) نیز می‌خواندند؛ چون برای سرپوش نهادن بر کار اصلی خود، روغن خرید و فروش می‌کرد. هنگامی که شیعیان، آنچه از مال و ثروت خویش بر ایشان واجب بود، برای امام حسن عسکری (ع) می‌آوردند، ابوعمرو آنها را از روی تقیه و ترس در خیک‌های روغن می‌گذاشت و نزد امام می‌برد. [۴]

بنابراین، عثمان بن سعید ابتدا وکیل امام هادی (ع) و پس از آن وکیل امام حسن عسکری (ع) بود و پس از وفات امام یازدهم به عنوان سفیر حضرت مهدی (ع) انتخاب شد.

امام هادی (ع) درباره او می‌فرماید:

این ابوعمرو، مورد اعتماد و امین است. آنچه به شما می‌گوید، از جانب من می‌گوید و آنچه به شما می‌دهد، از جانب من می‌دهد. [۵]

امام حسن عسکری (ع) نیز پس از وفات پدرش، در حق او می‌گوید:

این ابوعمرو مورد وثوق و امین است. او محل اعتماد امام قبلی و مورد اعتماد من در زندگی و مرگ است. پس آنچه به شما گوید، از سوی من می‌گوید و آنچه به شما دهد، از جانب من می‌دهد. [۶]

عثمان بن سعید، همان کسی بود که هنگام غسل دادن پیکر پاک امام یازدهم حاضر بود و مأموریت داشت کار کفن و حنوط کردن و خاک‌سپاری آن امام را انجام دهد.

شیخ طوسی می‌نویسد:

توقیعات صاحب‌الامر (ع) به دست عثمان بن سعید و پسرش، محمد، به شیعیان و یاران خاص پدر آن حضرت می‌رسید. این توقیعات حاوی امر و نهی و پاسخ به مسائل و به همان خطی بود که در زمان امام حسن عسکری (ع) نوشته می‌شد. ازاین‌رو، شیعه همواره بر عدالت این پدر و پسر تأکید داشته است تا آنکه عثمان بن سعید دنیا را وداع گفت [۷] و پسرش وی را غسل داد و به خاک سپرد.... [۸] قبر عثمان بن سعید در سمت غربی بغداد در خیابان میدان، در ابتدای محله‌ای معروف به درب جبله در سمت قبله مسجد درب، قرار دارد. [۹]

ب) نایب دوم، ابوجعفر محمد بن عثمان سعید عمری

شیخ طوسی در کتاب الغیبة از هبه‌اللّه بن محمد از استادانش‌روایت کرده‌است که گفتند:

شیعه همواره عدالت عثمان بن سعید را قبول داشته و کار خود را پس از مرگ عثمان به پسرش ابوجعفر واگذارده است. شیعه بر عدالت و اعتماد و امانت ابوجعفر به خاطر نصّی که دال بر امانت و عدالت و فرمان به مراجعه به او در زمان حیات امام عسکری (ع) است، اجماع دارد. همچنین پس‌از آنکه امام حسن عسکری (ع) در زمان حیات عثمان بن سعید دنیا را بدرود گفت، باز هم در عدالت ابوجعفر اختلاف پدید نیامد و کسی در امانت‌داری وی به تردید نیفتاد. همچنین توقیع‌هایی که درباره مسائل مهم شیعه بود، به دست وی نوشته می‌شد و به همان خطی بود که در زمان حیات پدرش، عثمان بن سعید، نگاشته می‌شد. [۱۰]

شیخ طوسی همچنین می‌افزاید:

چون ابوعمرو عثمان بن سعید درگذشت، فرزندش، ابوجعفر محمد بن عثمان، به نص ابومحمد حسن عسکری (ع) به جای پدر قرار گرفت و پدرش، عثمان در فرمانی، وی را به سفارت امام قائم (ع) تعیین کرد. [۱۱]

امام حسن عسکری (ع) درباره او فرموده است:

گواه باشید بر من که عثمان بن سعید عمری، وکیل من و فرزندش، محمد، وکیل فرزند من، مهدی شماست. [۱۲]

نیز آن حضرت به یکی از اصحابش فرمود:

عمری و فرزندش مورد اعتمادند. پس هرچه به تو دادند، از جانب من داده‌اند و آنچه به تو گفته‌اند، از جانب من گفته‌اند. پس سخنان آن دو را بشنو و از آنان اطاعت کن که آن دو مورد اعتماد و امانت‌دارند. [۱۳]

از محمد بن عثمان روایت شده است که گفت:

به خدا سوگند، صاحب‌الامر هر سال در موسم حج حاضر می‌شود و مردم را می‌بیند و می‌شناسد. مردم نیز او را می‌بینند، ولی نمی‌شناسند. [۱۴]

همچنین در روایت آمده است که از وی پرسیدند: آیا صاحب‌الامر (ع) را دیده‌ای؟ گفت:

آری، آخرین باری که او را دیدم در کنار خانه خدا بود و می‌فرمود: «خداوندا! وعده‌ات را برایم محقق کن». [۱۵]

وی در آخر جمادی‌الاولی سال ۳۰۴ یا ۳۰۴ ه‌. ق درگذشت. او حدود پنجاه سال سفارت امام زمان (ع) را عهده‌دار بود. [۱۶] وی را در کنار مادرش، در خیابان باب الکوفه در بغداد به خاک سپردند. [۱۷]

ج) نایب سوم، ابوالقاسم حسین بن روح بن ابی بحر نوبختی

ابوجعفر محمد بن عثمان دو یا سه سال پیش از وفاتش، وی را به جانشینی خود انتخاب و معرفی کرد. او سران و بزرگان شیعه را گرد آورد و به آنان گفت:

اگر مرگ من فرا رسد، کار به دست ابوالقاسم حسین بن روح نوبختی خواهد بود. به من فرمان داده شده است او را پس از خود به جای خویش قرار دهم. پس به او مراجعه و در کارهای خود بر او تکیه کنید. [۱۸]

در روایت دیگری آمده است که از محمد بن عثمان پرسیدند: «اگر برای تو مسئله‌ای پیش آمد، چه کسی جانشین تو خواهد بود؟» پاسخ داد:

این ابوالقاسم حسین بن روح بن ابی بحر نوبختی، جانشین من و سفیر میان شما و صاحب‌الامر (ع) است و وکیل او و مورد وثوق و امین است. پس در کارهای خود به او رجوع کنید و در مسائل مهم خویش به او تکیه کنید. من به معرفی او مأمور شده‌ام و اینک او را معرفی کردم. [۱۹]

شیخ طوسی درباره سومین نایب خاص می‌نویسد:

ابوالقاسم خدا او را رحمت کند در نظر مخالف و موافق خردمندترین مردمان بود و روش تقیه را به کار می‌بست. [۲۰]

ابوالقاسم حسین بن روح، در شعبان سال ۳۲۶ ه. ق درگذشت و در محله نوبختیه بغداد در نزدیکی دروازه‌ای که خانه علی بن احمد نوبختی در آنجا بود و به سمت دروازه دیگر و پل شوک می‌رفت، به خاک سپرده شد. [۲۱]

د) نایب چهارم، ابوالحسن علی بن محمد سَمُری

شیخ طوسی درباره چهارمین نایب امام عصر (ع) می‌نویسد:

شیخ ابوالقاسم [حسین بن روح] به ابوالحسن علی بن محمد سَمُری وصیت کرد و او به همان کاری پرداخت که [پیش از آن] به ابوالقاسم سپرده شده بود. [۲۲]

او همچنین به سند خود از احمد بن ابراهیم بن مخلّد نقل کرده است که گفت:

در بغداد، خدمت بزرگان شیعه رسیدم. پس شیخ ابوالحسن علی بن محمد سمری (ره) آغاز به سخن کرد و گفت: خداوند، علی بن حسین بن بابویه قمی (پدر شیخ صدوق) را رحمت کند. بزرگان تاریخ این روز را نگاشتند. پس خبر رسید که علی بن حسین در این روز وفات یافته است. [۲۳]

شیخ طوسی در همان کتاب به سند خود از ابومحمد حسن بن احمد مکتّب چنین نقل می‌کند:

در سالی که شیخ علی بن محمد سمری قدس الله روحه از دنیا رفت، در بغداد بودم. چند روز قبل از درگذشتن به خدمتش رسیدم. او توقیعی را برای مردم خارج ساخت که نسخه آن چنین است:

بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ

یا عَلیُّ بنُ مُحَّمدٍ السَّمُریُّ

أَعَظَم اللّهُ أَجْرَ إِخْوانِکَ فیکَ فَإِنَّکَ مَیِّتٌ ما بَیْنَکَ وَ بَیْنَ سِتَّةِ أیّامٍ فَاجْمَعْ أَمْرَکَ و لاتُوصِ إِلی أَحَدٍ یَقُومُ مَقامَکَ بَعْدَ وَفاتِکَ، فَقَدْ وقَعَتِ الغَیْبَةُ الثّانِیَةُ [التّامَةُ] فَلا ظُهُورَ إلاّ بَعْدَ إذْنِ اللّهِ عَزَّوَجَّلَ وَ ذلِکَ بَعْدَ طُولِ الأَمَدِ وَ قَسْوَةِ القُلُوبِ و امْتِلاءِ الأَرْضِ جَورا و سَیَأتی شِیعَتی مَنْ یَدَّعِی المُشاهَدَةَ، ألا فَمَنِ ادَّعَی المُشاهَدَةَ قَبْلَ خُرُوجِ السُّفْیانیِّ وَ الصَّیْحَةِ فَهُوَ کاذِبٌ مُفْتَرٍ، و لاحَوْلَ و لاقُوَّةَ إلاّ بِاللّهِ العَلیِ العَظیمِ.

به نام خداوند بخشاینده مهربان

ای علی بن محمد سمری!

خداوند پاداش برادرانت را در مرگ تو بزرگ گرداند. تو تا شش روز دیگر می‌میری. پس کارت را سامان ده و به کسی به عنوان جانشین پس از خود، وصیت مکن که دیگر غیبت دوم [تامه] واقع شده است. دیگر ظهوری نیست مگر به اذن خداوند و آن پس از مدتی دراز و بعد از آنکه دل‌ها سخت شد و زمین از ستم پر شد، رخ خواهد داد. به زودی از شیعیانم کسانی خواهند آمد که ادعای دیدار مرا می‌کنند. آگاه باشید هر کس پیش از خروج سفیانی و صیحه آسمانی ادعای دیدار مرا کرد، دروغگو و مفتری است. وَلا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلاّ بِاللّهِ الْعَلیِّ الْعَظیمِ.

راوی گوید: از این توقیع نسخه‌برداری کردیم و از نزد او بیرون آمدیم و چون روز ششم فرا رسید، نزد علی بن محمد بازگشتیم و دیدیم نزدیک است جان بدهد. از او پرسش شد: چه کسی جانشین تو خواهد بود؟ گفت: خدا را امری است که خود، رساننده آن است و درگذشت. [۲۴]

علی بن محمد سمری در نیمه شعبان سال ۳۲۸ یا ۳۲۹ ه‌. ق درگذشت و پیکر وی در خیابان خلنجی در جنب باب محول نزدیک نهر ابوعتاب بغداد به خاک سپرده شد. [۲۵]

با وفات چهارمین نایب خاص امام عصر، دوران غیبت صغرا به سر آمد و شیعیان بیش از پیش از فیض وجود امام خود محروم شدند. باشد تا پرده‌های غیبت به کنار رود و جمال دل‌آرای حجت حق آشکار شود. [۲۶]

[۱]. ر. ک: سیره معصومان، ج ۶، ص ۲۵۹.

[۲]. همان، ص ۲۷۲.

[۳]. «توقیع» در لغت به معنای نشان گذاشتن، امضا کردن حاکم بر نامه و فرمان، جواب مختصر که کاتب در نوشته به پرسش‌ها می‌دهد، دست‌خط فرمان‌روا و نوشتن عبارتی ذیل مراسله آمده است. در اصطلاح علم حدیث، به معنای پاسخ پرسش‌ها یا اطلاعیه‌هایی است که به صورت کتبی از طرف امام برای آگاهی شیعیان فرستاده شده است. چنان‌که توقیعاتی از حضرت امام علی‌النقی و امام حسن عسکری ۸ نقل شده است. معمولاً توقیع به نامه‌های حضرت حجت‌بن الحسن امام زمان (ع)، گفته می‌شود که به وسیله چهار تن نایبان خاص ایشان در زمان غیبت صغرا به دست شیعیان می‌رسیده است. (ر. ک: محمدمهدی رکنی، نشانی از امام غایب (ع): بازنگری و تحلیل توقیعات، چاپ سوم: مشهد، آستان قدس رضوی، ۱۳۷۵، صص ۳ و ۴.

[۴]. کتاب الغیبة (طوسی)، ص ۲۱۴.

[۵]. همان، ص ۲۱۵.

[۶]. همان.

[۷]. سید محسن امین در کتاب سیره معصومان اظهار می‌دارد: «دست‌یابی به تاریخ وفات «عثمان‌بن سعید» برای ما میسر نشد».

[۸]. کتاب الغیبة، ص ۲۱۶.

[۹]. همان.

[۱۰]. همان، صص ۲۲۰ و ۲۲۱.

[۱۱]. همان، ص ۲۱۸.

[۱۲]. همان، ص ۲۱۶.

[۱۳]. همان، ص ۲۱۹.

[۱۴]. همان، ص ۲۲۱.

[۱۵]. همان، صص ۲۲۱ و ۲۲۲.

[۱۶]. این روایتی است که شیخ طوسی در کتاب الغیبة از ابونصر هبه‌الله‌بن محمدبن احمد کاتب نقل کرده است. پوشیده نیست که این مدت از زمان ولادت امام زمان (ع)؛ یعنی سال ۲۵۵ ه. ق تا هنگام وفات محمدبن عثمان در سال ۳۰۵ ه‌. ق بوده است. علاوه بر این، باید یادآور شد که محمدبن عثمان از هنگام ولادت امام زمان (ع)، عهده‌دار سفارت آن حضرت نبوده، بلکه وی پس از مرگ پدرش، عثمان، این مسئولیت را بر عهده گرفته است. باید از این پنجاه سال که شیخ طوسی ذکر کرده، پنج سال نخست زندگی امام قائم (ع) تا وفات امام عسکری (ع) و نیز مدت سفارت پدرش، عثمان را تا هنگام مرگش کم کرد. مدت باقی مانده همان مدتی است که محمدبن عثمان سفارت آن حضرت را به عهده داشته است.

[۱۷]. کتاب الغیبة، ص ۲۲۳.

[۱۸]. همان، ص ۲۲۶.

[۱۹]. همان، ص ۲۲۷.

[۲۰]. همان، ص ۲۳۶.

[۲۱]. همان، ص ۲۳۸.

[۲۲]. همان، ص ۲۴۲.

[۲۳]. همان.

[۲۴]. همان، صص ۲۴۲ و ۲۴۳.

[۲۵]. همان، ص ۲۴۳.

[۲۶]. برای مطالعه بیشتر در مورد تاریخ عصر غیبت و زندگی نواب خاص امام زمان (ع) ر. ک: سیره معصومان، صص ۲۲۷ ۲۷۲؛ علی غفارزاده، پژوهشی پیرامون زندگانی نوّاب خاص امام زمان (ع)، چاپ اول: قم، نبوغ، ۱۳۷۵؛ جاسم حسین، تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم (ع)، ترجمه: سید محمدتقی آیت‌اللهی، چاپ دوم: تهران، امیرکبیر، ۱۳۷۱؛ مسعود پورسیدآقایی و دیگران، تاریخ عصر غیبت؛ نگاهی تحلیلی به عصر غیبت امام دوازدهم (ع)، چاپ دوم: قم، حضور، ۱۳۸۳؛ محمدرضا جباری، سازمان وکالت و نقش آن در عصر ائمه (ع)، چاپ اول: قم، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)، ۱۳۸۲، ج ۲، صص ۴۵۰ ۴۸۲.

منبع: مهر----نظر آذربایجان وپیرامون -در انتظار بهار----آخرین نائب امام زمان (  علی بن محمد سمری) قبل مرگش توصیه مهم امام زمان (ع) را به شیعیان اعلام می کنند و با مرگ وی غیبت کبرا به فرمان الهی آغاز می شود نکته مهم در این پیام آنست که بزودی از شیعیانم کسانی خواهند آمد که ادعای دیدار مرا می‌کنند. آگاه باشید هر کس پیش از خروج سفیانی و صیحه آسمانی ادعای دیدار مرا کرد، دروغگو و مفتری است. وَلا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلاّ بِاللّهِ الْعَلیِّ الْعَظیمِ.----به نظر من برای ایجاد رابطه قلبی مردم با امام زمان (ع) باید در همه شهرها مکانی مانند مسجد جمکران در حومه شهرها تاسیس شود حداقل در مراکز استان تا اینگونه نشود که وقتی مردم به مسجد جمکران قم می روند نماز امام زمان (ع)را  در آنموقع بخوانند و تا زمانی که دوباره از قم خارج شدند و چه بسا چندین سال دیگر به آن شهر نیامدند فراموش نمایند بلکه در مساجد امام زمان(ع) خود نیز بخوانند و در آن مکانها با نائبین چهارگانه امام زمان (ع) آشنا شوند  روایات مربوطه به نقش منطقه وجهان اسلام در مورد عهد ظهور آشنا شوند آنگاه کذابین ومدعیان دروغین بیشتر رسوا می شوند مثلا روایاتی که در مورد نقش ترکها وبخصوص  اقلیم آذربایجان در روایات معصومین (ع) به فراوانی می باشد بخصوص نقش آذربایجان در عصر ظهور  با سند ومدرک معتبرترین آنها به مردم شناسانده شود و....


برچسب‌ها: آخرین پیام امام زمان, ع, آخرین سفارش صاحب الزمان, قبل از غیبت کبرا
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم دی ۱۳۹۸ساعت 13:56  توسط عبدالحسین  | 

  سه‌شنبه 26 آذر 1398  ::  12:29   

 

بازی مبهم روسیه میان ترکیه و کردهای سوریه

سرویس سوریه – اولویت اصلی روسیه و دمشق این است که بدون تجزیۀ سوریه به این جنگ پایان داده شود. حضور دراز مدت ترکیه در سوریه نیز درست به اندازۀ خودگردانی گستردۀ کردها که ارتش دموکراتیک در پی آن است، تهدیدی برای این هدف به شمار می رود.

روسیه و ترکیه اربابان فعلی شمال سوریه هستند و در حالی که بر سر استان ادلب که در کنترل شورشیان است و منطقۀ مرزی شمال شرق این کشور به توافق رسیده اند، هنوز یک شکاف بزرگ میان آنها است که عبارت است از دیدگاه های متضادشان دربارۀ نیروی عمدتاً کرد ارتش دموکراتیک سوریه.

ترکیه ارتش دموکراتیک سوریه و یگان های مدافع خلق (YPG) را، که بخش اصلی نیروهای این ارتش را تشکیل می دهد، به عنوان شاخه ای از حزب کارگران کردستان (PKK) قلمداد می کند. این گروه از سال 1984 برای خود گردانی در مناطق جنوب شرقی ترکیه مبارزه می کند، بنابراین ترکیه ارتش دموکراتیک سوریه را نیز تهدیدی علیه امنیت ملی خود به شمار می آورد.

از بخت بد ترکیه، روسیه چنین برداشتی ندارد. روسیه موافقت کرد ارتش دموکراتیک سوریه را از مناطقی که اینک در اشغال ترکیه است دور کند، اما بعد از انعقاد دو توافق نامه با ترکیه و یک توافق نامه میان حکومت مرکزی سوریه و ارتش دموکراتیک سوریه، مسکو خواسته است کردها در بحث های دیپلماتیک دخالت داده شوند و در قالب نیروهای ارتش دموکراتیک سوریه در میدان نیز حضور داشته باشند.

یک مقام ارتش دموکراتیک سوریه گفت روسیه با کردها یک مرکز عملیات مشترک راه انداخته که با هم گشت مشترک داشته باشند و پست های دیده بانی نزدیک مرزهای ترکیه را اداره کنند. روسیه اینک در مناطق تحت کنترل ارتش دموکراتیک سوریه، از جمله در شهرهای منبج، عین عیسی، کوبانی و قامیشلو، پایگاه نظامی دارد.

ترکیه بر خلاف جار و جنجالی که در قبال حمایت ایالات متحده از ارتش دموکراتیک سوریه راه انداخته، نسبت به دیدگاه روسیه دربارۀ این گروه ساکت مانده است. الیزا مارکوس که موضوع اصلی کتابش خون و باور PKK است، معتقد است روسیه و YPG همواره رابطۀ مبهمی داشته اند.

مارکوس گفت: «از زمانی که YPG در سال 2011 نخستین فعالیت های خود را آغاز کرد، روسیه رویکرد مختلطی نسبت به جنبش کردها داشته است. YPG آشکارا [رئیس جمهور سوریه بشار] اسد را تهدید نکرده است، و همین امر کار را برای روسیه آسان کرده تا این گروه را یک بازیگر کم و بیش بی خطر بداند.»

روسیه هیچ گاه PKK را یک گروه تروریستی قلمداد نکرده است و روابطش با این گروه به زمان جنگ سرد باز می گردد، هنگامی که اتحاد شوروی بر علیه حکومت های غرب گرای منطقه روی ناسیونالیسم کردی اعمال نفوذ می کرد.

PKK به عنوان یک گروه مارکسیست لنینیست کار خود را آغاز کرد و رهبر آن عبدالله اوجالان، که پوسترهایش هنوز بر در و دیوار ساختمان ها و مراکز ارتش دموکراتیک سوریه آویخته است، در سال 1980 به سوریه گریخت و در آنجا از حمایت گستردۀ حافظ اسد رئیس جمهور وقت این کشور و پدر بشار اسد برخوردار شد. سوریه و خانوادۀ اسد طرفداران پر و پا قرص شوروی بودند ، اما پس از پایان جنگ سرد و فرو پاشی شوروی نیز، روسیه به استفاده از PKK علیه تأثیر ترکیه در حوزۀ نفوذ سابقش ادامه داد.

در سال 1998 پس از آن که ترکیه تهدید کرد در صورت ادامۀ حمایت سوریه از PKK به این کشور حمله خواهد کرد، اوجالان ناچار شد از سوریه خارج شود. او در اکتبر 1998 به مسکو گریخت و با حمایت گستردۀ دومای دولتی مورد استقبال قرار گرفت. نمایندگان این مجلس به طرحی رأی دادند که از بوریس یلتسین رئیس جمهور وقت می خواست به رهبر PKK پناهندگی اعطا شود. اوجالان در مدت اقامت کوتاهش در مسکو سرگرم ایدۀ شراکت استراتژیک با روسیه بود.

مسکو به عنوان راهی برای فشار به آنکارا به منظور قطع حمایت از سازمان های جدایی طلب چچن که در ترکیه مستقر بودند، از گروه های کرد، از جمله PKK، حمایت می کرد. اما روسیه و ترکیه با یک توافق نامه در سال 1995 با هم سازش کردند؛ روسیه به حمایت از PKK در خاک خود پایان داد و ترکیه نیز با چچنی ها به همین نحو رفتار کرد. ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه و رجب طیب اردوغان نخست وزیر وقت ترکیه نیز در سال 2005 در سوچی توافق نامۀ مشابهی را امضا کردند تا حمایت خود را از موضع یکدیگر در قابل تروریسم و جدایی طلبی اعلام کنند.

رابطۀ میان روسیه و کردها دست کم یک ویژگی پایدار دارد؛ این رابطه بر اساس پیوندهای روسیه با ترکیه فراز و فرود به خود دیده است. وقتی پس از ساقط کردن جنگندۀ روسی در نوامبر سال 2015 روابط دو کشور کاهش یافته بود، ترکیه YPG را «سربازان مزدور» روسیه می خواند. در سال های جنگ در مقاطعی که دو طرف مناقشه ای داشته اند، روسیه مستقیماً از کردها حمایت کرده است.

مارکوس بر این باور است که حمایت روسیه از کردها از سر نگرانی واقعی نیست، بلکه مختص زمان هایی است که منافعش اقتضا می کند و اگر در راستای منافعش نباشد آماده است آنها را قربانی کند.

مارکوس گفت: «محدودیت هایی که روسیه در حال حاضر برای ترکیه ایجاد کرده است ربط چندانی به کردهایی که آنجا زندگی می کنند ندارد، بلکه بیشتر مربوط به نگرانی هایی است در این باره که ترکیه در سوریه سهم بیشتری ببرد.»

اینک که ایالات متحده، که در مقابل دولت اسلامی عراق و شام (داعش) از ارتش دموکراتیک سوریه حمایت می کرد، حضور خود را تا حد زیادی کاهش داده است، روسیه در تلاش است توازنی در روابط خود با کردها و ترکیه برقرار کند.

یکی از اولویت های اصلی روسیه و دمشق این است که بدون تجزیۀ سوریه به این جنگ پایان داده شود. حضور دراز مدت ترکیه در سوریه نیز درست به اندازۀ خودگردانی گستردۀ کردها که ارتش دموکراتیک در پی آن است، برای این هدف تهدید به شمار می رود.

به همین خاطر روسیه دارد خود را میان این دو طرف قرار می دهد و از آنها به عنوان ابزاری علیه یکدیگر استفاده می کند.

کریم هاس کارشناس مسائل ترکیه و روسیه مستقر در مسکو در این باره گفت: «روسیه به عنوان واسطۀ جدید در مسألۀ کردهای سوریه ظاهر شده است. برای ترکیه بسیار تلخ خواهد بود که خود را با این واقعیت جدید وفق دهد.» هاس افزود روسیه در قبال کردها از سیاست چماق و هویج پیروی کرده است.

او گفت: «حملۀ نظامی جدید ترکیه به شمال سوریه نقش چماق را دارد، در حالی که به نظر می رسد یک خودگردانی فرهنگی در حوزه ای محدود برای کردها در شمال سوریۀ جدید همان هویج باشد.»

نویسنده: نیکولاس مورگان

منبع: پایگاه خبری – تحلیلی احوال

ترجمه: خبرگزاری کردپرس – سرویس سوریه-----نظر آذربایجان وپیرامون-در انتظار بهار----هدف اصلی روسیه از ورود به جنگ  داخلی سوریه و دفاع از حکومت بعثی بشار اسد حفظ پایگاهای  نظامی خود در بنادر سوریه در سواحل دریای مدیترانه بود  که تا به حال بدان دست یافته  اما مواضع ومنافع دراز مدت روسیه  حتی بیش از امریکا  ایجاب می کند  در مرکز جهان اسلام یعنی خاورمیانه همیشه تنش  ودرگیری باشد  وجهان اسلام به ترقی وپیشرفت نرسد  و شاهد قضیه اینست که هیچگاه مانند ادلب و ...دیگر مناطق آزاد شده از دست تروریستها  با نظام سوریه برای آزادی منطقه اقلیم کردستان سوریه  همکاری نخواهد کرد  و  چنانکه از شواهد بر می آید  مانع از اقدام مستقیم بشار اسد  برای جنگ با کردها خواهد شد  وهمین امر باعث ایجاد دومین اقلیم خودمختار  در خاورمیانه می شود ونهایتا به تجزیه سوریه می انجامد  به نظر می رسد تنها راه  جلوگیری از این قضیه اتحاد  دوباره رژیم سو.ریه وترکیه  مستاصل  واقدام  مشترک آنها بر علیه تروریسم کردیست  موردی که با توجه به شرایط خاص منطقه  ودیدگاهها و....ناممکن به نظر می رسد

+ نوشته شده در  شنبه سی ام آذر ۱۳۹۸ساعت 17:1  توسط عبدالحسین  | 

صفحه اصلی / تاریخی و فرهنگی

کدخبر : 40942

سه شنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۸ - ۱۴:۳۲

فاقددیدگاه

26 آذرماه؛

سالگرد حادثه کتابسوزان در آذربایجان

امروز ۲۶ آذر٬ مصادف با حادثه تلخ کتابسوزان در آذربایجان توسط رژیم پهلوی است، اتفاقی که در آن تمام کتاب‌های تورکی و مربوط به آذربایجان توسط ارتش رژیم پهلوی آتش کشیده شد.

به گزارش دورنانیوز، امروز ۲۶ آذر ٬مصادف با حادثه تلخ کتابسوزان در آذربایجان توسط رژیم پهلوی است، اتفاقی در آن، ۵ روز بعد از سقوط فرقه دمکرات، با دستور رژیم تمام کتابهای تورکی و یا مربوط به زبان تورکی و آذربایجان، جمع‌آوری و طی مراسمات مختلفی به آتش کشیده شد.

ویلیام داگلاس قاضی آمریکایی درباره اتفاقات ۲۱ آذر ماه ۱۳۲۵ می‌گوید «آذربایجان انگار توسط یک ارتش خارجی اشغال شد». اما این جنایت تنها به کشتار مردم بیگناه محدود نبوده و رژیم تمام تلاش خود را برای نابودی نمودهای فرهنگی آذربایجان از جمله زبان تورکی بکار گرفت و در این راستا اقدام به برگزاری مراسم کتابسوزی برای روزهای متمادی نمود.

در روند کتابسوزی که از روز ۲۶ آذر آغاز شد و تا هفته ها ادامه داشت دهها هزار جلد کتاب چاپ شده به زبان تورکی در میادین اصلی شهر و یا در حیاط مدارس به روی هم انباشته شد و زیر سرنیزه و اجبار نظامیان به آتش کشیده شد.

در ادامه به برخی از اسناد مربوط به این حادثه می‌پردازیم:

“در شهر میانه پس از استقرار ارتش در روز ۲۱ آذر ۱۳۲۵ فقط به فاصله چند روز همه کتابهای ترکی جمع‌آوری می‌شوند. شاهدان عینی می‌گویند مردم از ترس ارتش و خانها کتابها را جمع‌آوری می‌کردند و به فرمانداری تحویل می‌دادند. تا آنکه همان ماه همه کتابها را در (یوخاری چهارراه) چهارراه بالا جمع نموده و به آتش می‌کشند…” (سید صدری، سعید. مروری بر حوادث فرقه دموکرات آذربایجان و حکومت پیشه‌وری در میانه. انتشارات اعظم. تبریز، ص ١٢١)

“تلگراف نماینده مخصوص ما از تبریز: کتابهائی که به زبان ترکی بود سوخته شد. اطلاعات ساعت ٩-٢٧-٩-٢۵. تابلوها عوض می‌شوند. بازار با یک چراغانی مفصل گشایش یافت. دیروز در دبیرستان فردوسی دانش‌آموزان و مردم تبریز از سرهنگ زنگنه قهرمان رضائیه سپاسگزاری کردند و احساسات پرشوری ابراز داشتند. دیروز در مقابل شهرداری کتابهای ترکی را مردم سوزاندند”.(روزنامه اطلاعات، تاریخ ١٣٢۵، ٩، ٢٧) 

“امروز ساعت ١١ و نیم قبل از ظهر از طرف دانش‌آموزان و دانشجویان شهر تبریز در میدان مقابل شهرداری جشنی با حضور عده‌ بسیاری از اهالی شهر و مخبرین مطبوعات پایتخت و افسران ارتش و مامورین دولت برپا گردیده و قبلا در وسط میدان آتش بزرگی افروخته بودند و مقدار زیادی کتب کلاسیکی ترکی را که فرقه ننگین دمکرات چاپ کرده و به زور می‌خواستند بکودکان تدریس نمایند در میان کف زدن و هورای حضار و فریادهای “زنده باد اعلیحضرت شاهنشاه محبوب ما” و “پاینده باد جناب اشرف قوام السلطنه” و “محو باد دشمنان آزربایجان” و “نابود باد خائنین ایران”، تمام کتابها را در آتش ریختند و سپس عکسهای سران خیانتکار و مزدور فرقه ننگین دموکراتهای قلابی را آتش زدند. آنگاه چند نفر از مخبرین جرائد نطقهائی ایراد و از جمله آقای احمد شارق اشعاری خواندند و جشن دانشجویان تبریز ساعت یک بعد از ظهر در میان احساسات اهالی پایان یافت” (روزنامه آتش، تارخ چهارشنبه ٢٧ آذر ١٣٢۵)

 

نظر آذربایجان وپیرامون-در انتظار بهار-----خوشبختانه با پیروزی انقلاب اسلامی آن رژیم نژاد پرست و پان فارس  که توسط انگلیسیها بر سرکار آمد  نابود شد  وامید است  انشا الله  متوجه شوند همانگونه که  مردم در کوچه وبازار و...ترکی صحبت می کنند ونوحه می خوانند  و....هیچ گونه مشکلی پیش نمی آيد همانگونه حاکمیتهای تورک در این سرزمین مانند مادها و.....صفویه وافشار وقاجار حتی در ضعیفترین زمان خود از تمامیت ارضی کشور پاسداری کردند و با تدریس زبان ترکی در سطوح تحصیلی و همچنین ایجاد شبکه سرتاسری به زبان ادبی ترکی و... نیز مشکلی پیش نمی آید ونخواهد آمد  والبته  باعث تقویت واعتماد بیشتر ملی و عمیقترمودت  اسلامی در کشور خواهد شد -عربی فارسی و ترکی سه زبان ملی وبزرگ قلب جهان اسلام هستند وباید هرسه تقویت شوند بخصوص زبان عربی که زبان قرآن است -بدانید وآگاه باشید سیاست پان فارسی نهایتا به ضرر کشور وبه ضرر توسعه انقلاب اسلامی در ایران ومنطقه تمام خواهد شد


برچسب‌ها: کتابسوزی در ایران, جشن کتاب سوزی آذربایجان, زبان ملی همان مادریست
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آذر ۱۳۹۸ساعت 20:4  توسط عبدالحسین  | 

«مصدق و مساله‌ی آذربایجان: قامت بلندِ یک پارلمانتاریست» نوشت:

 

 1 ساعت پیش

 0 خواندن این مطلب در 11 دقیقه

دکتر محمد مصدق

حمیدرضا عابدیان در یادداشتی تلگرامی با عنوان «مصدق و مساله‌ی آذربایجان: قامت بلندِ یک پارلمانتاریست» نوشت:

با افتتاح مجلس ملی آذربایجان در ۲۱ آذرماه ۱۳۲۴ که پیشه وری را مأمور تشکیل کابینه کرد، ایران، در حالیکه تحت اشغال نیروهای متفق قرار داشت، با یکی از بزرگترین بحران های تاریخ معاصر خود روبرو شد. هرچند پیش تر (هفدهم آذرماه)، هیأت ملی آذربایجان در دیدار با نماینده یِ اعزامیِ مرکز در تبریز، صریحا تاکید کرده بود که “ما به هیچ وجه درصدد تجزیه نیستیم، ما می خواهیم که در حدود سرحدات ایران و زیر پرچم ایران و زیر قوانین عمومی عادلانه ی ایران، در کارهای داخلی خود، مختار باشیم” ، با این حال، شرایط ویژه ی کشور اجازه نمی داد تا به این رویداد، با حسن ظن نگریسته شود.

پیشه وری به عنوان ریاست هیأت آذربایجان در این مذاکرات، گفته بود “پول ما همان پول ایران است، به مجلس شورای ملی نماینده خواهیم فرستاد و قسمتی از مالیات را برای مخارج عمومی، مانند نگاه داشتن قشون یا نمایندگان سیاسی در خارجه، به دولت مرکزی خواهیم پرداخت، ولی ما می خواهیم حق داشته باشیم که با دست حکومت داخلی خودمان، که در برابر مجلس خودمان مسئول خواهد بود، بقیه ی مالیات را برای پیشرفت امور فرهنگی و بهداشتی و اجتماعی و اقتصادی مصرف نماییم.”

البته خیلی زود، ضرورت های ناشی از الزامات حکومت داری و تعجیل برای تحقق برنامه های وعده داده شده به مردم آذربایجان، دولت پیشه وری را به صرافت چاپ پولی مستقل از پول دولت مرکزی ایران انداخت. در یکی از مکاتبات او با باقراوف – صدر حزب کمونیست آذربایجان شوروی- می خوانیم “در رابطه با مسائل مالی، خواهش می کنم اجازه دهید که ما پول خودمان را منتشر کنیم. شما می دانید که ما پول اندکی در اختیار داریم، اگر آذربایجان پول خودش را داشته باشد، می تواند کالاهای خود را به فروش برساند، اگر صدمیلیون منات اسکناس چاپ کنیم،کارهای ما به راه خواهد افتاد و دیون خود را خواهیم پرداخت، اگر اسکناس ایران را چاپ کنیم، دنیا به ما اعتراض خواهد کرد…درباره ی اینکه اسکناس ها در کجا چاپ بشوند،شما تصمیم خواهید گرفت، در تبریز این کار امکان ندارد.”

پیشه وری همچنین در آخرین بند از برنامه ی بیست ماده ای خود که پس از قبول مسئولیت تشکیل کابینه به مجلس ملی آذربایجان ارائه داد، آورده بود “حکومت ملی آذربایجان، حکومت مرکزی را به رسمیت شناخته و تصمیمات آن را در حدودی که با مختاریت آذربایجان مباینتی نداشته و یا با تصمیمات مجلس موسسان و مجلس ملی آذربایجان و مراجعت نامه فرقه، مربوط به حقوق و مطالبات ملی ما مخالف نباشد، به مورد اجراء خواهد گذاشت.”

مطالعه یِ سیر وقایع اما نشان می دهد که حکومت آذربایجان، به سرعت در حال فاصله گرفتن ازحکومت مرکزی و استحاله ی “خودمختاری” به “استقلال” بود.بخشنامه ی ده ماده ای در مورد “زبان” ، اقدام برای “تدوین قانون اساسی” و همچنین، انحلال قوای نظامی و تاسیس نیروی جدید با تغییر اونیفورم ارتش و برقراری سلسله مراتب منطبق با درجات نظامی همسایه ی شمالی، اقداماتی در این راستا ارزیابی شده اند.

در مورد زبان، در حالیکه در بند سوم بیانیه ی دوازدهم شهریور ( مراجعت نامه فرقه )، از زبان فارسی به عنوان “زبان دولتی” یاد شده بود که می بایست در مدارس،بعد از کلاس سوم، توأم با زبان آذربایجانی تدریس شود، مصوبه ی ده ماده ای حکومت ملی در دی ماه همان سال و در همان بند یک، زبان آذربایجانی را تنها زبان رسمی دولتی در آذربایجان شناخته و در بند سوم خود، تاکید کرده بود که کلیه ی دفاتر و مدارکی که به این زبان نوشته نشده باشند، رسمی محسوب نخواهند شد.

صرف نظر از مناسبات حکومت آذربایجان و صدر فرقه ی دموکرات با اتحاد جماهیر شوروی، بویژه جمهوری آذربایجان، شواهدی وجود دارد که نشان می دهد مردم آن سامان با خواست های فرقه و حکومت متعاقب آن، دست کم در افق پیدایش، همدلی نشان داده اند. این همدلی، ناشی از محرومیت شدید و احساس نابرابری، سرکوب، فقر و تبعیض گسترده ای بود که آذربایجان طی زمامداری پهلوی اول تجربه کرده بود. از این منظر، می توان گفت که برآمدن فرقه، هرچند با اشاره ی حزب کمونیست شوروی صورت گرفت اما واجد یک زمینه ی عینی بود که خطاست اگر نادیده گرفته شود.

 مصدق و “مساله یِ آذربایجان”

با آنکه نخستین ماههایِ شروع به کار حکومت فرقه ی دموکرات در آذربایجان مصادف با ماههای پایانی مجلس چهاردهمِ شورای ملی بود و مصدق در این مجلس، به نمایندگی از مردم تهران حضور داشت، به ندرت دیده شده که مواضع او در این رابطه، دستمایه ی یک پژوهش مستقل و دقیق قرار گرفته باشد. مصدق، در همان فرصت زمانی محدود، بارها در مجلس شورای ملی به این مساله ورود کرد. از میان اشارات مصدق در این زمینه، نطق بیست و هشت آذر او (نشست یکصد و هفتاد و سوم دوره ی چهاردهم مجلس شورای ملی) دارای ارزش راهبردی ست که در ادامه، به اختصار به آن پرداخته خواهد شد.

 نطق حکیمی (نخست وزیر): ۲۷ آذر ۱۳۲۴

مصدق نطق بیست و هشت آذر خود را در واکنش به گزارش نخست وزیر (حکیمی) ایراد کرده بود.حکیمی در این نطق گفته بود:

– درآذربایجان، از طرف عده معدودی، نغمه هائی برخاست. این اشخاص به عنوان اصلاحات دست به اقداماتی زدند که راه اصلاح را مسدود، برعکس باعث بی نظمی شدند و اظهاراتی نمودند که بر خلاف قانون اساسی و سایر قوانین مملکتی بوده‌است و ممکن نمی‌شد که دولت به این قبیل اظهارات ترتیب اثر بدهد و لهذا ابتدا در نظر گرفتیم بلکه با وسایل مسالمت آمیز و نصیحت از طرف مأمورین رسمی دولت این اشخاص را اگر ایرانی و علاقمند به مصالح عالیه کشور باشند از این خیالات خام و ناپخته منصرف نمائیم که امنیت در مملکت مختل نگردد تا دولت بتواند به اصلاحات اساسی در تمام کشور شروع نماید. متأسفانه این عده در اجرای مقاصد سوء و ناصواب خود اصرار ورزیدند و وقتی هم دولت، استاندار تازه به تبریز فرستاد، باز ایستادگی کردند و مشغول تعقیب نقشه‌های شوم خود به ضرر تمامیت کشور و آسایش عمومی شدند تا آنجا که به قول خودشان و برخلاف صریح قانون اساسی،مجلس ملی تشکیل داده و حتی اخیراً عده‌ای را به نام وزیر معرفی و ادارات دولتی را تصرف نموده و تجاسر را بجائی رساندند که به قوای تأمینیه دولتی نیز تعرض و دست اندازی نموده‌اند ، حالا که استاندار به تهران آمده و گزارش خود را رسماً به اطلاع دولت رسانید معلوم شد این اشخاص می‌خواهد به عملیات خود رسمیت دهند.”

با تند شدن شیب رویدادها در شمال غرب ایران، مجلس نیز از آبان ماه، مرتبا به وقایع واکنش نشان می داد اما علیرغم وجود شواهد و اخبار نگران کننده، مذاکرات ثبت شده حاکی از آن است که نمایندگان، نسبت به خطرات بهمنی که سرازیر می شد، اشراف و آگاهی کاملی نداشتند. افتتاح مجلس ملی آذربایجان در بیست و یک آذرماه اما به این خوشبینی ها پایان داده بود و اینک،نخست وزیر ایستاده بود تا به نمایندگان، اطلاعات دقیقی از روند وقایع بدهد:

– این جانب ناگزیر هستم صریحاً در مقابل مجلس شورای ملی اظهار دارم که این اقدام‌ها که در آذربایجان بعمل آمده، از طرف هر دسته و جماعت که باشد، خلاف مصلحت کشور و خلاف مصرحات قانون اساسی و سایر قوانین کشور است. کلیه ایرانیان پاک و بی‌غرض که هواخواه تمامیت و عظمت کشورند با این قبیل اقدامات و اظهارات خانه خرابکن مخالفت دارند و مبارزه می‌نمایند و نخواهند گذارد این قبیل اظهارات خائنانه و جاهلانه، ریشه دوانیده، کشور را پاره آتش نمایند. این جانب، هم به عنوان یک فرد ایرانی و هم بنام دولت، با اینکه اساساً اهل صلح و مسالمت بوده و به هیچ قیمت راضی نیستم از بینی یک نفر هم وطن من، قطره خونی جاری شود، تصمیم جدید به مقاومت در مقابل این نغمه‌ها گرفته و نخواهیم گذارد یک عده قلیل مغرض نادان، به عمد یا اشتباه ،مقاصد شوم و ناصواب خود را بر برادران آذربایجانی ما که همه، وطن پرست و ایران دوست هستند و بارها امتحانات فداکاری و از خودگذشتگی را داده‌اند، با زور و ترور و آدمکشی و تجاسر، تحمیل و کشوری را دچار زحمت و مرارت نمایند. بدیهی است مجلس شورای ملی و همه مردم ایران، پشتیبانی دولتی که چنین تصمیمی را داشته باشد هستند.”

در میان این خطابه که توام با احساسات وطن پرستانه ایراد شده و مرتبا با فریادهای “احسنت،احسنت” و “صحیح است-صحیح است” نمایندگان، منقطع می شد، ناگهان این مصدق بود که فریاد زد “بعد از بیانات نخست وزیر، عرض دارد!”

 نطق مصدق (نماینده تهران): ۲۸ آذر ۱۳۲۴

مصدق نطق خود را با اشاره به هژمونی سیاست بریتانیا در سپهر سیاسی ایران و انتخابات مجلس چهاردهم آغاز می کند و پیش از آنکه وارد ماهیت وقایع جاری در آذربایجان شود، مجلس شورای ملی و رویه های غیر دموکراتیک آن را به باد انتقاد می گیرد. این سیاست مدار یگانه ی معاصر، به یاد نمایندگان می آورد که چگونه با رویه های غیر قانونی، مانع از ورود سیدجعفر پیشه وری به مجلس شدند. سید جعفر پیشه وری در انتخابات دوره ی چهاردهم مجلس توانسته بود بعد از حاج رحیم خویی، رای دوم تبریز را بدست بیاورد اما نمایندگان (!) ، اعتبار نامه ی او و نفر اول انتخابات تبریز را تصویب نکردند. مصدق می گوید:

– در تبریز نه نفر وکیل به یک صورت انتخاب شدند که هفت نفر از آن‌ها را قبول کردیم دو نفر رد شدند. دو نفر را در این مجلس رد کردید و هیچ دلیلی هم نداشته، اگر اعتراض به صلاحیت شخصی بود، اشکالی نداشت، ممکن بود بگوئیم صلاحیت نداشتند ولی بهیچوجه اعتراضی به صلاحیت شخصی نشد. روی جریان انتخابات رد شد و در صورتی که جریان انتخاب هر نه نفر یکی بود و همان وقت هم بنده در همین مجلس این نکته را عرض کردم !

پس ازاین، نوک پیکان نقدِ خود را از مجلس، به سوی دولت و هیأت حاکمه گردانده و ادامه می دهد:

– رفتار هیئت حاکمه سبب شد که مردم آذربایجان، همان استانی که نُه ماه استاندار نداشت و چنانچه یک دهی یک ماه بدون کدخدا باشد، رشته نظم و امنیت در آن مختل می‌شود، ناراضی شوند و عده قلیلی هم از عدم رضایت آن‌ها استفاده نموده، دعوی خودمختاری می‌کنند!

آنگاه به جای آنکه به همین عده ی قلیل، انگِ دست نشاندگی و خیانت بزند، یک ایراد حقوقی طرح می کند. او می گوید :

– من عرض نمی‌کنم که دولت خود مختار در بعضی از ممالک مثل دُوَل متحده آمریکای شمالی و سوئیس نیست ولی عرض می‌کنم که دولت خود مختار، باید با رفراندوم عمومی تشکیل شود، قانون اساسی ما، امروز، اجازه تشکیل چنین دولتی نمی‌دهد، ممکن است که ما رفراندوم کنیم، اگر ملت رأی داد، مملکت ایران مثل دُوَل متحدة آمریکای شمالی و سوئیس، دولت فدرالی شود. هیچ نمی توان گفت که در یک مملکت، یک قسمتش فدرال باشد و یک قسمت دیگرش دولت مرکزی باشد. قانون اساسی یک قرارداد اجتماعی است (کُنترات کُلِکتیف Contrat Collectif) این کُنترات کُلِکتیف تا از طرف جامعه، اصلاح یا نقض نشود، قابل اجراء است. بنده هیچ مخالف نیستم که مملکت ایران دولت فدرالی شود، شاید دولت فدرالی بهتر باشد که یک اختیارات داخلی داشته باشد، بعد هم با دولت مرکزی موافقت کنند و دولت مرکزی هم جریان بین المللی را اداره بکند ولی هر تغییری، هر قسم تغییری که در قانون اساسی باید داده شود، باید با رفراندوم عمومی باشد.

پس از طرح این ایراد حقوقی، مصدق مجددا نمایندگان را شماتت می کند که با شنیدن گزارش نخست وزیر که حاوی هیچ اطلاعات تازه ای نبود که مردم و نمایندگان ندانند، به جای گریستن به حال میهن و مسئولین، نخست وزیر و گزارش ارائه شده را مورد تحسین و تشویق قرار دادند! سپس به عنوان یک نماینده ی مسئول، ملاحظات خیابانی خود را در حالیکه میهن در اشغال نیروهای بیگانه قرار دارد، اینگونه بیان می کند :

– از وقتی که این نغمات ناموزون در آن استان بلند شده، بعضی اشخاص نزد من آمده و خواسته‌اند تظاهراتی کنند، چون ممکن بود که عناصر فاسد و مفسده جو از تظاهرات آن‌ها سوء استفاده نموده و امنیت شهر را مختل کنند، من مراجعین را به تأمل و صبر دعوت کرده و از آن‌ها خواهش نمودم که از هر گونه تظاهر خودداری کنند. این را هم عرض بکنم که مراجعین به من، تنها شکایت از بعضی از هموطنان آذربایجانی نمی‌کنند بلکه از هیئت حاکمه هم شکایت می‌کنند و همه می‌خواهند مثل اولادی که در یک خانواده با پدر خود زندگی می‌کنند، زندگی کنند ولی افسوس که در این خانواده، پدری نیست که آسایش و عدالت را برای افراد خود تأمین کند !

از این پس، برای کسانی که نماینده اند، یا قصد دارند تا کسوت نمایندگی به تن کنند، حتی در همین مجلسی که تقریبا سه ماهِ دیگر، انتخابات آن با همه ی اما و اگرها برگزار می شود، نطق مصدق به عنوان یک پارلمانتاریست، درسی بزرگ و آموزنده از شجاعت و وظیفه شناسی ست. نطق هایی از این دست، اعتباری برای پارلمانتاریست ها به شمار می روند چه آنکه نشان می دهند در یک مجلس غیر آزاد و غیر دموکراتیک نیز، اگر باوری برای مبارزه جهت احقاق حقوق عامه باشد، می توان حضور یافت و جنگید. مصدق می گوید :

– طبق اصل ۲۶ متمم قانون اساسی که خود آقای نخست وزیر هم ،روز قبل در نطق خود به آن اشاره فرمودند، «قوای مملکت ناشی از ملت است» و یکی از قوای ثلاثه مملکت، قوة مجریه‌است. من از خود ایشان که شخص منصفی هستند سئوال می‌کنم که اغلب از وزرائی که داخل در این دولت شده‌اند، چه ارتباطی با ملت دارند؟ من هیچوقت نمی‌خواستم با دولت شخصی مثل آقای حکیمی مخالفت کنم ولی سکوت سبب می‌شود که نزد خدا و خلق و موکلینم مسئول شوم…

– از آمدن ایشان مقصود این نبود که به مجلس یک چنین گزارشی بدهند و بالصراحه اقرار کنند که راه هر گونه مذاکرات برای دولت ایشان مسدود است بلکه مقصود این بود که ایشان دولت خود را از عناصر بیطرف تشکیل و بلافاصله اصلاحاتی کنند که کار به این جاها نرسد.

– از وقتی که ایشان آمده‌اند، قدمی برای اصلاحات بر نداشته‌اند و عنقریب این دوره تمام می‌شود و حتی لایحه اصلاح انتخابات را که در برنامه خود نوشته‌اند، تنظیم نکرده‌اند…

آنگاه با شجاعت تمام، گزارشات شکایات مردم از اوضاع مملکت را قرائت می کند و در کمال شگفتی، اولین شکایت را هم به شکایتی اختصاص می دهد که ” فرقه ی دموکرات آذربایجان” برای او، از قتل و غارت روستاییان توسط ماموران دولتی ارسال کرده است. در میانه ی قرائت گزارش، وقتی که چند تن از نمایندگان با اعتراض و جعلی خواندن شکایت، مانع نطق او می شوند، مصدق می گوید:

– من شکایت دیگران را می‌گویم، اگر دروغ می‌گویند، باید رسیدگی و معلوم شود. شکایت را می‌کنند، باید رسیدگی کنید …..باید در این مجلس به شکایات رسیدگی شود. ملت ایران باید حرفش را بزند. شکایت رسیده‌است. باید تکلیف شکایت معلوم شود، من نماینده ملت ایرانم. باید شکایات شان را به عرض مجلس برسانم، اگر نگذارید خودم را خفه می‌کنم، شما می‌خواهید بکلی مردم را مأیوس کنید، مجلس باید رسیدگی کند، اگر شکایت نکنند، می گوئید متمرد هستند، اگر شکایت کنند، اینطور می‌گویید، پس به کجا شکایت کنند؟!…..

– اگر ما به آن‌ها جواب ندهیم، ظلم کرده‌ایم درباره آن‌ها. ملت ایران به کجا شکایت بکند، فرقه دموکرات یا هر فرقه دیگر، وقتی به این مجلس شکایت می‌کند، نظر اطاعت دارد، ما باید به شکایتش رسیدگی بکنیم، اگر حرف حساب است، هر چه که می‌گوید انجام بدهیم، اگر حرفش ناحساب است، جواب بدهیم…

آنگاه به عنوان نماینده ی ملت و نه صرفا حوزه ی انتخابیه ی خود، شکایت های دریافتی از مازندران و چهارمحال و بختیاری را قرائت می کند و به مجلس و دولت هشدار می دهد که تا در آن سامان نیز خودِ مردم دست به کار نشده و فرقه ی دموکراتی تشکیل نشده است، به شکایات مردم رسیدگی کنند : ” بنده واقعاً هم صلاح نمی دانم که دولت و مجلس شورای ملی، یک قسمت از مملکت را که هنوز نا امن نشده‌است،آنجا را هم مجبور بکند که حزب دموکرات تشکیل بدهد، چرا مجلس شورای ملی و دولت نباید به این شکایات ترتیب اثر بدهند، اوضاع اداری طوری است که هیچکس نمی‌تواند اعتماد کند که کاری در آنجا از روی صحت و درستی تمام شود.”

چنانکه می بینیم، مصدق در تحلیل خود از وقایع آذربایجان، به جای برجسته کردن عامل خارجی، ریشه های داخلی رویداد را برجسته می کند، تحلیلی که با این عبارات خاتمه می یابد ، صدایی از اعماق تاریخ معاصر برای امروزِ بحران زده یِ ما :

– آقایان، مردم در همه جا از این اوضاع شکایت دارند و اگر این وضعیت تغییر نکند، طغیان بر علیه حکومت مرکزی در همه جا ظاهر می‌شود. آنروزی که آقای نخست وزیر بیایند و تمام مملکت را متجاسر قلمداد کنند، معلوم نیست که دولت در کجا حکومت می‌کند! من به جرأت عرض می‌کنم که اگر ما عدالت را پیشه خود قرار دهیم و هر چه زودتر در اوضاع ناگوار خود اصلاحاتی کنیم، وضعیت ما خیلی بهتر می‌شود، در هر کجا وقتی از دولت کاری پیشرفت نکرد، مملکت را فدای دولت نمی‌کنند، دولت را روانه می‌کنند و دولت دیگری می‌آورند، شاید از آن استفاده کنند و بر طبق مصالح مملکت اقدام شود. با مردم آذربایجان که از مؤسسین بزرگ مشروطیت هستند و در وطن پرستی آن‌ها تردید نیست، نباید جنگ کرد. عقیده من این است که باید با آن‌ها داخل مذاکره شد و رفع شکایت نمود و آن‌ها را مطیع مرکز کرد.

انتهای پیام

 برچسب ها

حمیدرضا عابدیا نسیدجعفر پیشه وریمحمد مصدق----نظر آذربایجان وپیرامون-در انتظار بهار----در سالهای بعد انقلاب اسلامی  یک استاد دانشگاه (چهرگانی )از تبریز برای کاندیداتوری مجلس شورای اسلامی ثبت نام کرده و تائیدیه شورای نگهبان را به دست آورده بود وی گویا بابیشترین آراء در آن دوره انتخاب گردید وتا جائیکه به یادم مانده ا چون از تدریس زبان ترکی در مدارس  می گفت از رفتن به مجلس منع شد متاسفانه بعدها شنیدم به خارج رفته  و به علت ضعف شخصیتی در دام بد اندیشان کشور افتاده وادعا های تجزیه طللبی مطرح می کند اما حیرت آور است امروز که تقریبا بیست وچند سالی از آن روزگار می گذرد  نماینده ا ی از آذربایجان نیست که در مجلس شورای اسلامی  با اجرائی شدن اصل پانزده قانون اساسی موافق نباشد ودر این مورد سخنرانی نداشته باشد وحتی آتشین تر از سخنان آنروز چهرگانی - در حالیکه این افراد  شاید خیلی هایشان با چهرگانی موافق نبودند وحتی برعلیه او موضع می گرفتند  یا در ظاهر چنین نشان می دادند وسکوت می کردند  سخن  من اینست که چرا برعلیه زبان مادری وملی  حداقل نیمی از جمعیت ایران  (ترکی) به گونه ای  موضع گیری می شود  که اینهمه برای کشور مشکلات از این ناحیه ایجاد می گردد آنهم جمعیتی که  تقریبا شیعه خالص هستند و در این کشور تشیع را رسمی کردند و کلنگ سقوط رژیم  پان فارس پهلوی  را زدند و در پیروزی انقلاب اسلامی بیشترین نقش را داشتند و....

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم آذر ۱۳۹۸ساعت 14:24  توسط عبدالحسین  | 

کد خبر 1010674

تاریخ انتشار: ۲۵ آبان ۱۳۹۸ - ۱۷:۳۲

  1. جهان

اسامی عربی مناطق فلسطینی که شهرک‌های صهیونیستی در آن بنا شده است

شهرک صهیونیستی

یک پژوهشگر فلسطینی به تشریح اسامی عربی فراموش‌شده مناطقی فلسطینی پرداخت که شهرک‌های صهیونیست‌نشینی در آن بنا شده است.

به گزارش مشرق، «محمد ابوالریش» از پژوهشگران فلسطینی در زمینه امور آوارگان به تشریح اسامی عربی شهرک‌های صهیونیست‌نشین پرداخت؛ این اسامی کم‌کم به فراموشی سپرده شده و اکنون نام عبری آنها متداول‌تر است.

بیشتر بخوانید:

تاکتیک شکست‌خورده ترور

ناکارآمدی سامانه گنبد آهنین در نبرد ۱۱ نوامبر ۲۰۱۹

جهاد اسلامی فلسطین: دستان رزمندگان مقاومت در همه جبهه‌ها روی ماشه است

خواست در بیانیه‌های خود از اسامی عربی این شهرها استفاده کنند تا نسل‌های جدید نیز با آنها آشنا شوند و این اسامی به کلی فراموش نشود.

اسامی عربی برخی از شهرک‌های صهیونیستی بنا به گفته ابوالریش به شرح زیر است:

شهرک صهیونیستی «زیکیم»: در سال ۱۹۴۹ بر اراضی روستای «هربیا» در مرزهای شمالی نوار غزه بنا شد، مساحت آن ۲۲ هزار دونم (هر دونم حدود هزار متر) است؛ هربیا در ۱۹۴۸.۱۱.۱ اشغال شد.

شهرک «یاد مرخای»: در سال ۱۹۴۳ و قبل از اشغال فلسطین بر اراضی روستای «دیرسنید» در مرزهای شمالی شرقی نوار غزه بنا شد، مساحت آن شش هزار دونم است.

شهرک «سدیروت»: در سال ۱۹۵۱ بر اراضی روستای «نجد و هوج» بنا شد. نجد در ۱۴ کیلومتری شمال شرقی غزه با مساحت ۱۳:۵۰۰ دونم قرار داشته و در ۱۹۴۸.۵.۱۳ اشغال شده است. هوج در ۱۵ کیلومتری غزه با مساحت ۲۱.۹۰۰ دونم قرارداشته و در سال ۱۹۴۸.۵.۲۱ اشغال شده است.

شهرک یا ایست بازرسی ایزر: در سال ۱۹۴۹ بر اراضی روستای «دمره» بنا شده و در ۱۲ کیلومتری شمال شرق غزه قرار داشته و در سال ۱۹۴۸ اشغال شده است.

شهرک «کریات ملاخی»: در سال ۱۹۵۱ بر اراضی روستای «القسطینه» بنا شد، مساحت آن ۱۲ هزار دونم است و در ۳۸ کیلومتری غزه قرار دارد؛ در سال ۱۹۴۸.۷.۹ توسط تیپ «گفعاتی» اشغال شد.

شهرک «کریات گات» در سال ۱۹۴۵ بر اراضی روستای «المنشیه» بنا شد، مساحت آن به ۱۷ هزار دونم می‌رسد، در ۳۲ کیلومتری غزه قرار دارد و در ۱۹۴۸.۳.۱ اشغال شد.

شهرک «نتیف هعیتسرا»: در اراضی «بیت لاهیا» بنا شده است؛ بیت‌لاهیای کنونی آن مساحت پیش از اشغال فلسطین را ندارد زیرا رژیم صهیونیستی در سال ۱۹۴۸ بخشی از آن را اشغال کرد.

شهرک «دیمونا»: بر اراضی روستای «کرنب» بنا شده و رآکتور هسته‌ای دیمونا در آن است.

شهرک «کیتسعوت»: بر اراضی روستای «عوجا الحفیر» در جنوب غرب «بئر السبع» بنا شده است.

شهرک «ریعیم»: بر اراضی «تل جمه» در شرق خانیونس بنا شده است.

کیبوتس (دهکده اشتراکی) «حتساریم»: بر اراضی روستای «دیرصوفا» بنا شده است.

شهرک‌های «نیریم» و «عین الثالثه»: هر دو بر اراضی روستای «الماعین» در شمال شرق خانیونس بنا شده‌اند.

شهرک‌های «کرم ابوسالم»، «اشکول» و «صوفا»: همگی بر اراضی اشغال شده در شرق رفح بنا شده‌اند.

شهرک‌های «نتیفوت» و «اوفاکیم»: بر املاک قبیله بدوی «التیاهه» در صحرای نقب بنا شده‌اند.

منبع: فارس---نظر آذربایجان وپیرامون-در انتظار بهار  ---بعد از به قدرت رسیدن  رژیم پهلوی  درایران  از جمله اقدامات  آنها تغییر نامهای ترکی جغرافیائی شهرها روستاها و ....به فارسی وجلوگیری از نامگذاری  اماکن خیابانها و تاسیسات ومغازه ها  و....به زبان ملی(مادری) مردم آذربایجان ترکی آذربایجانی بود  متاسفانه بعد از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی ایران  نه تنها نسبت به طاغوت زدائی از این اسامی جعلی نشد  بلکه این سیاست  همچنان استمرار یافته  -آقایان محترم  گناهان کبیره  وصغیره در همه جای دنیا  از سوی هرکس سر بزند  حرام وگناه هست  ستم ونژاد پرستی وپاکسازی  زبانی و تغییر نامهای جغرافیائی  تاریخی  امری باطل است تغییر نام خلیج فارس به خلیج عربی هم امری باطل است -اما رطب  خورده اینک منع رطب می کند----نقل است که مادری فرزند خود را  نزد حضرت علی (ع) اورد  و گفت  یا امیرالمومنین فرزند من زیاد خرما می خورد ومریض می شود  وی را نصیحتی بفرما حضرت فرمود تشریف ببر فردا بیا  زن فردا با فرزندش آمد و حضرت به بچه تذکر را لازم را  دادند  زن متعجب شد و پرسید یا علی  (ع)  چرا دیروز نفرمودی حضرت فرمود  دیروز خودم خرما خورده بودم و پند من بی تاثیر بود


برچسب‌ها: خرما, علی, ع, تغییر نام
+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم آبان ۱۳۹۸ساعت 19:28  توسط عبدالحسین  | 

اعزام فارسی‌آموزان مدارس گرجستان به ایران

۲۰ آبان ۱۳۹۸ admin آذربایجان, اخبار, ایران, عمومی, گرجستان ۰


اعزام فارسی‌آموزان مدارس گرجستان به ایران

    برچسب‌ها

    فارسی‌آموزان ممتاز مدرسه‌های گرجستان به کشورمان اعزام شدند.

    به گزارش پایگاه خبری حقایق قفقاز به نقل از روابط عمومی بنیاد سعدی، رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در تفلیس گرجستان با همکاری بنیاد سعدی، تعداد ۲۲ نفر از فارسی‌آموزان ممتاز مدرسه‌های شماره (۱)، (۵۱)، (۵۵) و (۱۹۵) تفلیس گرجستان را به همراه سه نفر از معلمان زبان فارسی این مدرسه‌ها برای شرکت در یک اردوی آموزشی و فرهنگی  به کشورمان اعزام کردند.

    دانش‌آموزان گرجی زبان فارسی را در مدرسه‌ها از مقطع ابتدایی تا پایان متوسطه به عنوان زبان دوم یاد می‌گیرند و برای ادامه تحصیل در دانشگاه‌های گرجستان، رشته‌های زبان و ادبیات فارسی و ایران‌شناسی را انتخاب می‌کنند.

    در این راستا، معلمان و فارسی‌آموزان مدرسه‌های گرجستان در آستانه عزیمت به ایران با حمید مصطفوی، رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران دیدار و گفت‌وگو کردند.

    مصطفوی با تأکید بر لزوم ارتقای سطح دانش و مهارت‌های فارسی‌آموزان و شناخت ایران گفت: برگزاری این‌گونه اردوها تأثیر مهم و اساسی در یادگیری زبان فارسی و شناخت واقعی از پیشرفت‌ها و دستاوردهای انقلاب اسلامی و ایران امروز، برای بازدیدکنندگان از ایران ایجاد خواهد کرد.

    او در ادامه، مهمترین هدف از برگزاری این اردوها را بهبود و تقویت فراگیری زبان فارسی دانش‌آموزان و آشنایی هرچه بیشتر فارسی‌آموزان با فرهنگ و آداب و رسوم ایرانیان و تشویق آنان به فراگیری زبان فارسی در مدرسه‌ها و دانشگاه‌های گرجستان بیان کرد.

    نماینده بنیاد سعدی در تفلیس افزود: شرکت در این اردوها فرصت مناسبی است تا دانش‌آموزان فراتر از مناسباتی که در کلاس درس و مدرسه با دیگران دارند، با ظرفیت‌های آموزشی بنیاد سعدی آشنا شوند و از برنامه‌های آموزشی، فرهنگی و تفریحی متنوعی که این بنیاد برای فارسی‌آموزان و معلمان تدارک دیده لذت ببرند.

    او افزود: در این اردو، دانش‌آموزان در طول یک هفته علاوه بر گذراندن دوره آموزشی از مراکز علمی، آموزشی، هنری، موزه‌ها و کتابخانه‌ها و جاهای دیدنی تهران به همراه معلمان و استادان ایران‌شناس بازدید می‌کنند.

    رایزن فرهنگی کشورمان در گرجستان یادآور شد: دانش‌آموزان در یک برنامه رادیویی و تلویزیونی شرکت خواهند کرد و همچنین معلمان زبان فارسی نیز دوره آموزشی نحوه تدریس کتاب‌های آموزشی استاندارد بنیاد سعدی را آموزش می‌بینند.-نظر آذربایجان وپیرامون-در انتظار بهار-نمی دانم این اگر در مورد یک کشور باشد  یک مسئله است ولی اگر در  مورد همه کشورها که سفارت داریم باشد خیلی مخارج می رود بالا -امریکا وانگلیس و...که زبانشان (انگلیسی در جهان گسترش یافته مگر از با این روشها بوده؟  در زمان های گذشته  که  زبان فارسی دوستدارانی در ترکیه کنونی و هندوستان و....داشته وحتی شاعرانی نیز در آن منطق به فارسی اشعاری دارند مگر  این روشها بوده و....اگر این کارها نتیجه می داد دیگر کشورها هم اقدام می کردند اگر حتی قسمتی از مردم مستضعف ایران به این خرجهای فانتزی راضی نباشند باور بکنید نتیجه مثبت پیش کش نتیجه منفی هم خواهد داد  مگر نشنیدی از قضا سئکنجبین صفراء فزود روغن بادام سردی می نمود-در خود آذربایجان ایران  ببینید وقتی در سده های پیشین  سیاست پاکسازی زبانی واجبار فارسی آموزی نبود  چقدر شاعر بزرگ از خطه ترک ایران به زبان فارسی  دیوان و...دارند نظامی قطران صائب خاقانی مولوی فضولی نسیمی و.....و دیوان این بزرگان گاها شانه به شانه دیوان حافظ وسعدی وفردوسی و....می باشد نه از این اشعار زورکی -آقا خداوند مردمان را طوری آفریده ( و نفخت وفیه من روحی...) زور و ستم نتیجه برعکس می دهد تزویر ها نفاقها و تملقها و... کنار بروید و عدالت جایگزین شو  


    برچسب‌ها: تزویر, خاقانی, صائب, مولوی
    + نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم آبان ۱۳۹۸ساعت 18:48  توسط عبدالحسین  | 

    محمد حسین قابل‌نژاد سردرودی (ایسته‌مه ) ۹۷/۲/۱۴

    مدنیت اوجاغی آذر ۸, ۱۳۹۷ مقاله‌ها یک دیدگاه بنویسید 80 مشاهده‌ها

    باطن‌ده زهر خاردی، گولزار ایسته‌مه
    دوشمن‌دی اغیاردی بیل یار ایسته‌مه
    مین درده صبر ائله، دؤز، دیغلا غصه‌دن
    داغجا غم اولسا چک ولی غمخوار ایسته‌مه
    آلمازلا بیر پنابته مین پند و حکمتی
    علم و ادب متاعینه بازار ایسته‌مه
    هئچ بیر کسه اوره‌یین قویما باغلانا
    قلبین سیخیلسا، قانه دؤنسه، دنیادا دلدار ایسته‌مه
    حالین بد اولسا خلقه دئمه، خوار ائدر سنی
    ساخلا وقاریوی، اؤزووو خوار ایسته‌مه
    اظهار عجز ائتمه، دئمه حال زاریوی
    خلق آغلادار سنی، اؤزووو زار ایسته‌مه
    هئچ بیر خطا ائله‌ییب عفو گؤزله‌مه
    یا عیبین اؤرتمه‌یه داها ستار ایسته‌مه
    اولسان مریض، حالین اگر یاخشی اولماسا
    دؤز دردلره، عذابه پرستار ایسته‌مه
    ایثار ائله او کس‌لره کی احتیاجی وار
    احسان یئمه بو خلق‌دن، ایثار ایسته‌مه
    یاخشی سؤز اولسا سن ده خریدار اول ولی
    یازسان، دئسه‌ن ده اما خریدار ایسته‌مه
    اسراریوی ساخلا، دئمه هئچ خلقه، فاش ائدر
    زنهار! اهل زمان‌دان داها اخیار ایسته‌مه
    نه دوشمنه، نه‌ دوستا دئمه نقطه ضعفیوی
    تیره نشان اولما، کماندار ایسته‌مه
    سئوسن بیرینی یوللا سلام، احوالین سوروش
    کیریتمه چوخ دا، وصلت و دیدار ایسته‌مه
    اهل زمانه‌نین عوامیندان دو اسبه قاچ
    زنهار! دوست اولماغا پولدار ایسته‌مه
    هر بیر ایشین سوراسینی بیل، سونرا گؤر اونو
    نفسی مهار ائله، سورا زنهار ایسته‌مه
    آزار کیم یئتیرسه سنه سن هدایت ائت
    لطف و محبت ائت اونا، آزار ایسته‌مه
    قابل‌نژاد کیمی دؤزوشون جور مردمه
    اؤرت- باسدیر ائت خطانی، خلقی گناه‌کار ایسته‌مه
    زاهد سؤزون اؤتور گئده، دین دعواسین بوراخ
    گیرمه حصاره، فکریوه دیوار ایسته‌مه
    محمد حسین قابل‌نژاد سردرودی
    ۱۴/۲/۱۳۹۷

    اشتراک

    < قالماسین بیر زاهدی صددانه‌سیز دنیادا بیر اؤلکه‌میز میخانه‌سیز بیر نفر انسان عاجز، دردمند آج- سوسوز بیر لوت یتیم کاشانه‌سیز گئتمه‌سین الدن اومیدی بیر کسین قالماسین بیر قوش جهان‌دا دانه‌سیز هئچ کسین نه اولار ایشی پیرتلاشماسین قالماسین هئچ زلف، یارب شانه‌سیز هر آنا دوغسون گؤزل قیز هم اوغول هئچ آتانا قالماسین دردانه‌سیز دنیادا هئچ ائو بؤیوک‌سوز اولماسین اؤلکه باش‌سیز، مملکت فرزانه‌سیز کافر و مؤمن یاشاسین شادمان بت‌پرست‌لر قالماسین بت‌خانه‌سیز فرقی یوخ‌دور آغ- قارا، آرواد- کیشی هامی بیردیر، خوش یاشا بیگانه‌سیز آرزو ائیله یوواسیز قالماسین سیره بولبول، قارغا آشیانه‌سیز خوش باخیب قابل‌نژاد بو علته قالماییب بیر لحظه ده جانانه‌سیز محمد حسین قابل‌نژاد سردرودی ۲۶/۱۲/۱۳۹۶

    ام به گام تا تبریز 2018/

    غار نعیم؛ جواهری فراموش شده در قلب آذربایجان

    photo_2016-12-20_22-03-04

    افراد زیادی با تفکر، فرهنگ، مهارت و استعداد متفاوت در طول زمان بر روی این کره خاکی قدم زده‌اند و گاهی آثار و شگفتی‌هایی خلق کرده‌اند که بشر امروزی را به تعجب و تحسین وا می‌دارد. در این میان در آذربایجان‌شرقی غار دست ‌کند سه طبقه "نعیم" در زیرزمین کشف شده‌ است که با معماری داخلی، راهروها، هواکش، چاه‌ها و اتاق‌هایش هر بیننده‌ای را مجذوب خود می‌کند.

    کاشف غار نعیم در گفت‌وگو با خبرنگار ایسنا، منطقه آذربایجان‌شرقی، در خصوص این غار گفت:  غارنعیم یا نعم  را در سال 1380 در دامنه کوه‌ سهند در آذربایجان‌شرقی، حوالی سردرود ما بین خلجان و ورنق کشف کردم. در واقع به محلی که با دست حفر شود نعم گویند و اسم این غار به دلیل دست‌کند بودن از آن گرفته شده‌است.

    محمد حسین قابل نژاد سردرودی در خصوص معماری داخلی غار، اظهار کرد: این غار در سه طبقه بوده که در سالن هر طبقه در سمت چپ و راست آن اتاق‌هایی دو یا سه نفره به اندازه دو در "دو و نیم" متر و به ارتفاع یک و نیم‌ مترساخته شده‌است و به نظر می‌آید شاید بیشتر از سه طبقه هم باشد.

    وی با اشاره به طبقه اول این غار، بیان کرد: این طبقه به طول سه و نیم کیلومتر و دارای 200 اتاق در اطراف است که در هر اتاق محل‌هایی برای استراحت، قراردادن شمع و تأمین روشنایی تعبیه شده‌ است. هم‌چنین رودی به طول 300 متر برای تامین آب آشامیدنی افراد ساکن در غار، ما بین اتاق‌ها در سالن جریان دارد. این طبقه به هواکش بزرگی که اهالی به آن برج می‌گویند، ختم می‌شود.

    وی ادامه داد: ورودی طبقه دوم از راه سقف طبقه اول، بعد از طی 15 متر از ورودی اصلی غار دیده می‌شود که موقع ورود به این طبقه فرد با سه راهی مواجه می‌شود که یکی آن را به ورودی برمی‌‌گرداند، یکی به مکانی نامشخص که احتمالا چاه است می‌برد و دیگری هم فرد را به طبقه دوم می‌رساند که به طول 200 متر و دارای 20 اتاق است.

    وی در خصوص طبقه سوم خاطر نشان کرد: به گفته اهالی منطقه از طبقه دوم به سوم مسیر دسترسی وجود دارد که امروزه به دلیل رسوبات مسدود شده‌ است.

    قابل نژاد با اشاره به این‌که این غار در چهار شاخه ساخته‌ شده است، گفت: بخشی از غار در زیر خانه‌های شرقی خلجان قرار دارد که اهالی براي نگهداري آذوقه و انباری از آن استفاده می‌کنند و بخشی در زير روستاي ورنق به طول یک کیلومتر است. بخش ديگر به قسمتی مرطوب در شرق متصل و بخش چهارم به منطقه‌ای بنام ميندوش منتهی می‌شود.

    وی خاطر نشان کرد: در طی این 15 سال کارشناسان داخلی و حتی فیلم بردارانی از خارج کشور برای بازدید از غار آمده‌اند ولی تا به حال اقدامات جدی برای پاکسازی رسوبات، احیاء و آماده‌سازی غار برای بازدید گردشگران انجام نگرفته‌است.

    یک پژوهشگر در گفت‌وگو با خبرنگار ایسنا، منطقه آذربایجان‌شرقی، در خصوص مشخصات دهانه این غار گفت: دهانه غار به عرض چهار متر و ارتفاع یک و نیم متر است ولی مدخل ورودی 60 در 60 سانتی‌متر است که در موقع ورود باید 10 متر سینه خیز راه را طی کرد. پس از طی این مسافت، میدان بزرگی دیده می‌شود که وسط آن چاهی وجود دارد که با دهانه‌ای به قطر دو متر و به عمق چهار متر به طبقات زیرین دیگر متصل می‌شود.

    ابراهیم پورحسین خونیق یاد آور شد: لازم به ذکر است که غار دارای چندین ورودی است که اهالی روستا بسیاری از آن‌ها را مسدود و برایشان درب ساخته  و قفل کرده‌اند. غار از سمت شمالی به خانه‌های مردم راه دارد که به دلیل حریم خصوصی امکان ورود وجود ندارد و مشخص نیست این غار به کجا منتهی می‌شود.

    وی با اشاره به وجود محفظه هوا و نور به طرف بیرون سقف غار یاد آورشد: در هر 50 متر محفظه‌هایی به ارتفاع دو تا پنج متر و قطر نزدیک 70 سانتی‌متر برای تهویه هوا و تامین روشنایی ساخته شده‌اند و نیز بیرون هر اتاق و راهرو‌ها جای پیه سوزها دیده می‌شود.

    وی با تاکید بر نگارش کتابی در مورد آثار باستانی که غارها هم فصلی از این کتاب هستند، گفت: این کتاب حاصل 10 سال تحقیق است که  پس از انتشار می‌تواند به بسیاری از سوالات در مورد غار پاسخ دهد.

    پورحسین خونیق در خصوص سفال‌های کشف شده از غار، گفت: سفال ساده نخودی، قرمز و خاکستری رنگ به همراه اشکال مختلف، سفال ساده لعاب‌دار، سفال لعاب‌دار گلدار تزیینی و سفال سوخته از محل کشف شد که احتمال می‌رود مربوط  به صده‌های قبل از اسلام تا دوره اسلامی باشد.

    وی با انتقاد از عدم توجه میراث فرهنگی به این غار، اظهار کرد: متاسفانه نهادها به خصوص میراث فرهنگی آنچنان که می‌بایست تا حال برای این محل ارزشی قائل نشده‌اند؛ به طوری که چندین سال قبل نمونه‌های کشف شده را به کارشناسان اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری آذربایجان‌شرقی به امید بررسی تحویل آن‌ها دادیم ولی تاکنون خبری از نتایج بررسی اعلام نکرده‌اند.

    تصاویری از ورودی، سالن و هواکش غار که از آرشیو ابراهیم پورحسین خونیق انتخاب شده‌است:-نظر آذربایجان وپیرامون-در انتظار بهار --توضیحی ندارم امروز درسایتی دیدم آشنا شدم  خواندم و گفتم بنویسم یاشاسین آذربایجان

      + نوشته شده در  دوشنبه بیستم آبان ۱۳۹۸ساعت 11:46  توسط عبدالحسین  | 
      • تاریخ انتشار خبر : چهارشنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۸ | ساعت : ۳:۱۸ ب.ظ | کد خبر : 65531

      احترام نظامی؛ آذربایجان سر ایران است!

      اگر در مقابل یاوه گویی ها و تمسخر های چندین ساله تان نظیر حق خوری های فدراسیون، کمیته داوران، کمیته انضباطی و‌ کمیته اخلاق سکوت کرده ایم، اگر به روی عنوان شاهزاده های پارسی چشم بستیم اگر توهین های نژادپرستانتان را نادیده گرفتیم ، در مقایل این یاوه گویی ها عقب نمینشینیم.

       

       

      بیداری آذربایجان – علیرضا نصری: هر موقع که تراکتور تا مرز صدر جدول می رود ،جنگ تمام عیار رسانه های پایتخت تراکتور را وارد حاشیه میکند؛ بحث این بار حاشیه و دور شدن از صدر جدول نیست: ما همیشه در مقابل قدرت های پنهان مظلوم بوده ایم اما این بار جنس حاشیه فرق میکنند. تیر این اتهام تا اعماق قلب خانواده های معظم شهدا را نشانه گرفته است. انگشت به دهان مانده ایم ببینیم کدام شیرمردی در مقابل یاوه گویی های رسانه های داخلی و خارجی می ایستد؟
      عنوان این اتهام نژادپرستی و جدایی طلبیست! اتهامی بسیار بزرگ که دل خانواده های شهدای آذربایجان را به درد آورده است. ما را که جدایی طلب و تجزیه طلب مینامید آیا در طول ۸ سال دفاع مقدس ، کم باکری ها یاغچیان ها، شفیع زاده ها، تجلایی ها، فکوری ها، آشتاب ها و… داده ایم؟

      آقای ووریا غفوری، اگر این اعتماد به نفس را پیدا کرده ای که با معطل کردن وقت مسافرین هواپیما و با استفاده کردن کلماتی سخیف در کنار مادران و خواهران این مرز و بوم با‌ وقاحت هر چه تمام تر صحبت کنی، اگر این فرصت را پیدا کرده ای که در یک تیم لیگ برتری بازی کنی و در مقابل دوربین با رهبر عزیزمان با گوشه و کنایه صحبت کنی ، به خاطر این است که جوانان ایرانی من جمله جوانان آذربایجان در جای‌جای مرزهای این کشور شب ها بیدار میمانند، دور از خانواده تشنه و گرسنه و توسط گروه های تروریستی مختلف شهید میشوند! یکی از این گروه های تروریستی ، گروه های کرد سوریه است که‌ نه تنها در سوریه ترکیه و عراق، بلکه در ایران نیز عرض اندام میکنند.

      در بازی تراکتور و‌ سپاهان چیزی که بیشتر دل هواداران تراکتور را شکست و تلخ تر از باخت تیمشان بود، با کنایه حرف زدن گزارشگر اصفهانی بود! گزارشگر اضفهان در گل های سپاهان به تراکتور به گونه ای خوشحالی میکرد که انگار ضربات چاقو را در اندام دشمن میزند.! طوری با آب و تاب و کنایه از پرچم ۳ رنگ کشورمان سخن میگفت انگار ما قصد خودمختاری در پاوه کردستان را داشتیم!
      به چه جرات با ما این گونه برخورد میکنید؟ شهدای انقلاب، دفاع مقدس و مرزبانی به کنار! آیا خبری از شهدای مدافع حرم آذربایجان نظیر بیضائی، فرهنگی والا، جوانی، اکبری و … دارید؟
      اگر در مقابل یاوه گویی ها و تمسخر های چندین ساله تان نظیر حق خوری های فدراسیون، کمیته داوران، کمیته انضباطی و‌ کمیته اخلاق سکوت کرده ایم، اگر به روی عنوان شاهزاده های پارسی چشم بستیم اگر توهین های نژادپرستانتان را نادیده گرفتیم ، در مقایل این یاوه گویی ها عقب نمینشینیم.
      در آخر بدانید هیچ کسی حق اتهام زنی به مردم شهیدپرور آذربایجان را ندارد! ما همیشه در عمل و نه در زبان ثابت کرده ایم که زیر پرچم ۳ رنگ زیبای کشورمان جان میدهیم.

      مطالب مرتبط----نظر آذربایجان وپیرامون-در انتظار بهار----در دوره رضاشاه پهلوی که  جمهوری آذربایجانی  نبود فرقه دمکراتی نبود تراکتوری نبود  حرفی نبود حدیثی نبود  آمدند  و نام شهرها واماکن و....آذربایجان را از ترکی به فارسی وکردی  تغییر دادند  و این سیاست اکنون هم مانده وادامه دارد -مرحوم سید جلال آل احمد  در بحث مربوط به آذربایجان می نویسد  ....حکومت تهران از اوان مشروطیت به آذربایجان مانند یک مستعمره نگاه می کند-مرحوم سید محمد حسین شهریار در اشعار معروف فارسی خود تحت عنوان بیچاره آذربایجان  بحثهای جالبی را در مورد ظلم به آذربایجان طرح وافشاء می کند-ترکیه یک کشور سنی مذهب است شاید گروههائی از مردم آذربایجان در بحث با مبارزه با تروریسم کردی پ ک ک  با این کشور اظهار همدردی دارند  تحقیقا در صد بالای شهیدان خفته در قبرستانهای آذربایجان  در جنگ با تروریسم کرد امثال کوموله  پژاک  پ ک ک  علی مریوانی بارازانی و....به شهادت رسیدند   و همانگونه که با کشور فلسطین  سوریه مصر  لبنان در جنگ با اسرائیل غاصب اظهار همدردی می کنند همانطوریکه با حوثی های یمن در جنگ با وهابیون عربستانی  اظهار همدری  می کنند  چرا برخی قصد دارند قضایا را وارونه جلوه دهند  و همین امر  این سو ء ظن را ایجاد می کند که  عوامل پشت پرده  پ ک ک و  ادامه شونیزم پهلوی و  ارامنه اشغالگر  این شعارهای  غیر مرتبط را در بازیهای تراکتور طرح می کنند تا  زمینه را برای تشدید جنگ جمعیتی و پاکسازی زبانی ( نابودی زبان ترکی) بیشتر مهیا نمایند  آری آذربایجان سر ایران است  لذا با برگردانیدن نام آذربایجان به زنجان و قزوین واردبیل وآستارا ( مانند استان قزوین آذربایجان ایران) نام سر پر افتخار ایران را در نقشه ایران جاودانه کنید و از نظر اقتصادی هم  انتظار اینست طوری بیت المال  تقسیم شود  که مد نظر قرآ ن ونهج البلاغه هست  هم فارس هم کرد بلوچ ترک و...به یک اندازه سهم ببرند  و پایه های انقلاب اسلامی مستحکمتر خواهد شد


      برچسب‌ها: احترام نظامی آذربایجان, جنگ جمعیتی, سر زخمی ایران, فرقه دمکرات آذربایجان
      + نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آبان ۱۳۹۸ساعت 17:6  توسط عبدالحسین  | 

      در پی انتشار مطلب تفرقه‌انگیز در روزنامه اطلاعات؛

      تئوری‌های پهلوی، سر از روزنامه اطلاعات درآوردند

      دورنانیوز: روزنامه اطلاعات در شماره دیروز خود در مطلبی تحت عنوان « تيرهايي كه زبان ملي فارسي را نشان گرفته است» ضمن انکار حقوق قومیت‌های غیرفارس برای تحصیل به زبان مادری و یا داشتن شبکه استانی، اعطای «حق تکلم» به زبان مادری توسط دولت ایران را نیز فراتر از تعهدات و قوانین بین‌المللی دانسته است.

      بررسی دورنانیوز: متاسفانه عادت بدی در بین رسانه‌های و برخی افراد نادان جای افتاده است که وقتی راهی برای مطرح کردن نام خود و یا جلوگیری از اضمحلال خویش نمی‌یابند، دست به توهین به مقامات، سیاسیون و قومیت‌های غیرفارسی می‌زنند تا شاید با واکنش و فحاشی‌های مخاطبین فضای مجازی، جایی برای خود بیابند و اگر نهادهای قضایی و امنیتی نیز وارد شود، شاید پناهندگی نیز گرفتند.

      در سال‌های گذشته از این متد بارها استفاده‌های متعددی شده است که اخیرا نیز با خودآگاهی قومیت‌های غیرفارس در ایران، این طایفه بددهن رو به فحاشی، توهین و انکار هویت ائتنیک‌ها روی آورده‌اند تا شاید از این طریق نامی برای خود بسازنند، اما با گسترش فضای مجازی از تعطیلی نسبی رونامه‌های کاغذی، این جراید سیستم «شهرت قبیح» را برای خود برگزیدده‌آند تا شاید چند صباحی نیز زنده بمانند.

      پیشتر توهین روزنامه‌هایی مانند ایران، قانون، همشهری، سازندگی را دیده‌ایم که جوابیه لازم و نه کافی در این خصوص داده شده است اما در آخرین مورد آن، روزنامه اطلاعات در شماره دیروز خود (دوشنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۸ – شماره ۲۷۴۰۸) در مطلبی تحت عنوان « تیرهایی که زبان ملی فارسی را نشان گرفته است» به قلم فردی ناشناس به نام علی سعیدی، انواع ادعاهای بی‌اساس، توهین‌ها را منتشر کرده است که خلاف جایگاه این روزنامه انقلابی است.

      این روزنامه در قسمتی از مطلب خود آورده است: ” درخواستهای بی‌جا و نسنجیده‌ای مانند: « راه‌اندازی فرهنگستان برای مانند نیم‌زبانها و گویش‌هامحلی، آ موزش (به) آنها در دانشگاهها و سیستم آموزش و پرورش رسمی سراسری کشور آن هم ا ز محل بودجه عمومی، راه ا ندازی شبکه‌های صدا و سیمای دولتی به این زبانها، رسمیت دادن اداری  سیاسی به آنها بخشی از این پروژه است که متاسفانه برخی از آنها نیز تاکنون اجرایی شده‌اند. شماری از کنشگران این « گفتمان » انحرافی، کار را به جایی رسانده‌اند که از تریبون‌های رسمی و نیمه رسمی آشکارا به دشنام‌گویی به زبان پارسی می‌پردازند. و خواهان حذف آن به عنوان زبان ملی و رسمی شده‌اند! روشن نیست  این اشخاص، که عموماً حتی توان سخن گفتن روزمره را نیز ندارند، چگونه به خود اجازه میدهند وارد « معقولات »  شوند و درباره مسائلی که کوچکترین تخصصی درباره آ نها ندارند، به «اظهار فضل» بپردازند وناآگاهی ونادانی خود را اینگونه فریاد بزنند؟”

      نویسنده در ابتدای سخن با توهین و «نیم زبان» دانستن زبان زبان‌های غیرفارس کشور، نیت و اندیشه خود را آشکار کرده است و در ادامه ضمن نسنجیده دانستن درخواست حقوق انسانی آموزش زبان مادری، وجود شبکه‌های استانی از بودجه بیت‌المال و رسمیت دادن اداری و سیاسی به زبان‌های غیرفارس را نکوهش کرده است و حتی سخنان برخی مدیران و نمایندگان در خصوص زبان مادری راغیرمعقول دانسته است.

      این فرد کاش قبل از کتابت یادداشت، به خود زحمت داده و فرق زبان رسمی و ملی را می‌فهمید و سپس وارد «معقولات» می‌شد، جهت اطلاع باید گفت، وقتی ما از ملت ایران سخن می‌گوییم یعنی تمام انسان‌ها در چهارچوب جغرافیایی آن با تنوع فرهنگ و نژاد، جزو ملت ایران هستند فلذا لباس، زبان، نژاد و فرهنگ آنان نیز ملی است، به عبارت دیگر زبان تورکی، کردی، لری و … نیز زبان‌های ملی کشور هستند ولی زبان فارسی با توجه به رخدادهای تاریخی به عنوان زبان رسمی انتخاب شده است و لاغیر … در غیر اینصورت باید بیش از ۷۰ درصد مردم ایران را غیرایرانی دانست چرا که در چهارچوب ملت ایران تعریف نمی‌شوند.

      نگارنده در حالی وجود شبکه‌های تلویزیونی غیرفارسی را نکوهش می‌کند که سالهاست قومیت‌های غیرفارس ایران از رسانه ملی بی‌بهره شده‌اند و وجود نیمچه شبکه‌های تلویزیونی و رادیویی استانی تنها پوششی برای این تبعیض بوده است، شبکه‌هایی که خود عاملی برای مرگ زبان‌های ملی ائتنیک‌ها شده است، از اینروست که در مردم آذربایجان با شبکه ملی، بیگانه بوده و کانال‌های ماهواره‌ای ترکیه و جمهوری آذربایجان را ترجیح می‌دهند تا حداقل اخباری و فیلم‌هایی به زبان مادری خود بشنوند.

      این فرد با عبارت «این اشخاص، که عموماً حتی توان سخن گفتن روزمره را نیز ندارند» آشکارا به افراد دارای لهجه توهین و آنان را « قادر نبودن به سخن گفتن» متهم کرده است که گویا منظور وی از افراد برخی نمایندگان مجلس دارای لهجه بوده است که این مدیران باید روزنامه اطلاعات را بازخواست نمایند.

      وی در ادامه با نابجا و بی‌معنی دانستن حقوق زبانی ائتنیک‌های غیرفارس، آورده است: ” اصرار بر موضوعاتی که نه با قوانین بین المللی سازگاری دارند؛ نه با قانون اساسی کشور؛ نه با خرد و منطق؛ نه با منافع ملی و نه اساسا در بافت پیچیده و در هم تنیده جمعیتی و جغرافیای انسانی کشور ریشه دار و پهناوری مانند ایران اجرایی هستند؛ به راستی چه سودی دارد؟ ”

      این فرد یا نسبت به قوانین بین‌المللی نادان است و یا خود را به نادانی زده است، چرا که طبق  ماده ۲۷ میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی مصوب ۱۶ دسامبر ۱۹۹۶مجمع عمومی سازمان ملل متحد مقرر شده است: در کشورهائی که اقلیت های نژادی، مذهبی و یا زبانی وجود دارد، افرادی که متعلق به این اقلیتها هستند را نباید از حق تشکیل اجتماعات با اعضای گروه خود و (نیز) بهره مندی از فرهنگ و اظهار و انجام فرایض مذهبی و یا کاربرد زبان خودشان، محروم نمود.

      یا در  ماده ٣۰ کنوانسیون حقوق کودک مصوب ۲۰نوامبر ۱۹٨۹ مجمع عمومی سازمان ملل متحد آمده است: در کشورهایی که اقلیت‌های بومی، مذهبی یا زبانی یا افرادی با منشاء بومی وجود دارند، کودک متعلق به این گونه اقلیت‌ها یا کودکی که بومی است نباید از حق برخورداری از فرهنگ خود، برخورداری از مذهب خود و اعمال آن یا استفاده از زبان خود به همراه سایر اعضای گروهش محروم شود.

      و یا در منشور زبانی یونسکو آمده است:

      • همه شاگردان مدارس باید تحصیلات رسمی خود را به زبان مادری خود آغاز کنند.
      • همه دولتها موظف هستند که برای تقویت و آموزش زبان مادری کلیهء منابع، مواد و وسایل لازم را تولید و توزیع نمایند.
      • برای تدریس زبان مادری باید معلم به اندازهء کافی تربیت و آماده شود … زیرا تدریس به زبان مادری وسیله ای برای برابری اجتماعی شمرده می شود”.

      در قانون اساسی کشورمان نیز علاوه بر اصل ۱۵ قانون اساسی که آموزش زبان مادری را آزاد دانسته است در اصول ۱۹، ۲۲ و ۲٣ نیز با اشاره به برابری و هرگونه عدم تبعیض اجتماعی و فرهنگی و غیره به نوعی دیگر این حق مسلم بشری را مورد شناسایی قرار داده است؛ قطعا نگارنده انتظار ندارند که منظور قانون از برابری حقوق، برابری دستمزدها باشد! برابری تمام ایرانیان، از نظر حقوق مدنی، انسانی، زبانی و اجتماعی است.

      نگارنده در ادامه با برشمردن چندین کشور از شکست اعطای حقوق به قومیت‌ها، لزوم ممانعت از « پیاده سازی چنین پروژه‌های انسانی و  بشردوستانه» را مطرح می‌کند، غافل از اینکه کشورهای مذکور به دلیل انکار هویت خرده‌فرهنگ‌های کشور خود به قهقرا رفته‌اند نه اعطای حقوق انسانی آنان، وگرنه تجربه کشورهای اروپایی نشان از موفقیت سیاست برابری حقوق قومیت‌ها دارد.

      این نویسنده در قسمت دیگری از سیاهه خود آورده است: “هیچگاه و در هیچ کجای جهان – از جمله ایران- آموختن زبان مادری نیاز به مجوز گرفتن از دولت‌ها نداشته است. همه انسانها در خانواده خود و در سال های نخست زندگی، زبان مادری را می‌آموزند و به کار می‌برند، اما در هر کشوری برای انجام کارهای بازرگانی، دیوانی، آموزشی و پیوند مردم و همچنین نگهداشت پیوستگی فرهنگی و هویتی کشور در درازای تاریخ، به یک زبان ملی رسمی نیاز است.

      لازم به ذکر است کسی منکر و مخالف وجود یک زبان رابط به عنوان زبان رسمی مکاتبات نیست، اما وجود زبانی رسمی به مفهوم تبعیض علیه دیگر زبان‌ها و یا فرهنگ‌ها نیست و استناد به کارهای بازرگانی و … توجیهی مناسب برای حذف دیگر زبان‌ها نیست چراکه با همین استدلال باید تمام زبان‌ها را به نفع زبانی واحد جهانی برای سهولت در امور تجاری و بازرگانی کشورها، کنار گذاشت!

      در انتهای سیاهه، نگارنده ادعایی کرده است که حقوق بشر و انسانیت زیر سوال رفته است، این فرد ادعا کرده است: “در هیچ بخشی از قوانین بین المللی و در هیچ کدام از قوانین اساسی کشورهای جهان -از جمله ایران- «حقی» به نام «آموزش (به) زبان مادری» تعریف نشده است؛ و دولت‌ها نیز موظف به انجام آن نشده‌اند. سازمان ملل صرفاً از حکومت‌ها خواسته است که «حق تکلم» به زبان‌های محلی را رعایت کنند؛ آن هم با این تبصره که در صورت در خطر دیدن یگانگی ملی، امنیت ملی و یکپارچگی سرزمینی، حتی همین «حق تکلم» نیز می‌تواند محدود شود، ناگفته پیداست که متاسفانه دولت‌ها در ایران، تاکنون بسیار فراتر از تعهدات بین المللی خود در این زمینه عمل کرده اند؛ که بدون شک یکی از انگیزه‌های زیاده خواهی‌ها و گستاخی‌های فزاینده بعضی اشخاص و دسته جات است. ”

      در خصوص قوانین بین‌المللی در خصوص حقوق زبانی قومیت‌ها، پیشتر اشاره شد و نویسنده نیز منبعی برای ادعاهای خود که برخلاف موازین دینی و انسانی است، اشاره نکرده است حال سوال اینجاست آیا این ادعا که دولت می‌تواند حتی مانع از حرف زدن به زبان مادری شود، تئوریزه کردن اندیشه دیکتاتوری نیست؟ آیا این ادعاها، همان تئوری پهلوی و سخنان افراد ضاله‌ای مانند افشار یزدی، کسروی و فروغی نیست؟ این سخنان چه جایگاهی در روزنامه اطلاعات با مدیریت سید محمود دعایی، یکی از انقلابیون کشور دارد؟ آیا بهتر نیست مدیران متعهد این روزنامه، کنترل بیشتر برای مطالب خروجی خود که بوی تفرقه و باستانگرایی می‌دهد داشته باشند؟ اگر این سخنان از زبان برخی روزنامه‌های اصلاح‌طلب باستانگر و ضدآذربایجان همانند قانون و سازندگی شنیده می‌شد، جای شک نداشت چرا که مسبوق به سابقه است اما انتشار چنین مضامینی از روزنامه‌ای با مدیریت انقلابیون جای تعجب دارد.

      ممانعت از تکلم به زبان فارسی و تعیین جریمه برای زبان مادری در مدارس، تئوری آذری و توهین به تورک‌ها، تئوری جدا کردن اجباری کودکان از والدین و اعزام آنان به مناطق فارس‌زبان، جعل تاریخ و ترویج باستانگرایی موهومی، انکار هویت و … همگی از اقداماتی بودند که در دوره پهلوی برای برای نابودی هویت قومیت‌های غیرفارس انجام شد اما نتیجه آن با پایین کشیدن دیکتاتور به پایان رسید و چه بهتر که تفکرات قلیل بازمانده از آن دوران نیز در سایه امت اسلامی دفن گردد وگرنه باید منتظر واگرایی روز به  روز در کشور بود.

      انتظار می‌رود این مدیران این روزنامه ضمن عذرخواهی از قومیت‌های غیرفارس، ضمن جبران ناراحتی به وجود آمده، سریعا جوابیه‌ای درخور جایگاه خود و قومیت‌ها منتشر کنند، چرا که آنچه که عامل وحدت ملت ایران است، ریسمان اسلام می‌باشد که این روزها وجود چنین وحدت و یکپارچگی بیش از پیش به چشم می‌آید.

      نویسنده مقاله بالا : محمد مجنونی--  نظر آذربایجان وپیرامون-در انتظار بهار--مگر  تحصیل به زبان مادری-ملی وداشتن شبکه سرتاسری به زبان ترکی و فرهنگستان  تضعیف زبان فارسی است این دیگر چه  حرفیست  اینک که سالهاست در مدارس کشور  انگلیسی و عربی تدریس می شود مگر  مفهوم آن تضعیف زبان فارسی بوده -تا قبل از حکومت رضاخانی  که زور واجباری  نبوده  و افکار باستانگرائی در این کشور شکل رسمی نگرفته بود  فارسی در ترکیه وهند و  ماورالنهر  رسوخ کرده بود اینک با میلیاردها تومان در خارج کلاس درس آموزش فارسی برای خارجیان تشکیل می دهند  به کجا رسیدند  -چرا انگلیسیها  و فرانسوی ها وروس ها و....پول برای این کارها ندارند  -در زمانی که افکار قلدرمابانه یکسان سازی زبانی رضاخانی نبود فردوسی  سعدی حافظ  مولوی نظامی  و.....دها شاعر بزرگ وجهانی به زبان فارسی اشعار ی سرودند وفارسی به قدرت  خلاقیت آنها مرزها را در نوردید  امروز اما منتخب  میلیونها سروده هزاران شاعر حمایتی  یک دیوان قابل رقابت با پیش کسوتان  سابق ندیدیم - با این تنگ نظریها  جز خسران  برای فارسی ارمغانی نخواهید داشت -به منطق اسلام عمل کنید  آنچه به خود می پسندید به دیگران نیز بپسندید  والا  سنت خدا  مکرو مکروالله  والله خیر الماکرین است

      + نوشته شده در  چهارشنبه یکم آبان ۱۳۹۸ساعت 13:23  توسط عبدالحسین  | 

      ;

      آیت الله عاملی: سفر سه عضو کنگره آمریکا به قره باغ خیانت به ملت و دولت جمهوری آذربایجان است

      ۲۶ مهر ۱۳۹۸ admin آذربایجان, اخبار, اردبیل, ایران, عمومی, قره باغ, قره باغ ۰


      نماینده ولی فقیه در استان و امام جمعه اردبیل در خطبه های این هفته نماز جمعه گفت: آمریکا با اعزام سه عضو کنگره این کشور به مناطق اشغالی قره باغ در حق دولت و مردم جمهوری آذربایجان خیانت کرد.

      به گزارش پایگاه خبری حقایق قفقاز، آیت‌الله سیدحسن عاملی در بخشی از خطبه‌های نماز جمعه این هفته شهر اردبیل اظهار داشت: این هفته آمریکا خیانت بزرگی در حق جمهوری آذربایجان مرتکب شد. سه عضو کنگره آمریکا به قره باغ مسافرت کردند و با رئیس جمهور خودخوانده این منطقه دیدار و راجع به استقلال قره باغ مذاکره کردند. این اقدام، نقض آشکار تمامیت ارضی جمهوری آذربایجان و حاکمیت دولت این کشور است. با این اقدام، آمریکا از بی طرفی خارج شده و گروه مینسک، موضوعیت و مشروعیت خود را از دست داده است.

      خطیب نمازجمعه اردبیل افزود: این اقدام، اهانت صریح و بزرگ هم به دولت و هم به ملت جمهوری آذربایجان است. اعضا کنگره قبلا هم به این جنایت مرتکب شده و با سفر به قره باغ و دیدار با رئیس جمهور خودخوانده قره باغ و سخنرانی در صحن پارلمان قره باغ، نهایت کینه، اهانت و نفرت خود را به دولت و ملت جمهوری آذربایجان نشان داده اند.

      حضرت آیت الله عاملی اظهار داشت: ما در ایران به شدت از این اهانت و خیانت ناراحت هستیم و انتظار داریم دولت آذربایجان نگذارد غرور مقدس ملت جمهوری آذربایجان بیشتر از این بشکند. آمریکا سالانه میلیون ها دلار به حکومت خودخوانده قره باغ کمک می کند و بر خلاف موازین بین المللی، برای سفر به منطقه اشغالی قره باغ ویزا صادر می کند، در حالی که حکومت مجعول قره باغ جزو کشورهای سازمان ملل نیست. این اقدام آمریکا ثابت کرد آمریکا یک کشور قابل اطمینان برای جمهوری آذربایجان نیست.

      نماینده ولی فقیه در استان اردبیل گفت: جورج کنت معاون دستیار وزیر خارجه آمریکا در دیدار با نخست وزیر ارمنستان گفت، موضع آمریکا در خصوص قره باغ عدم استفاده از زور، تمامیت ارضی و حق تعیین سرنوشت برای حل و فصل مناقشه قره باغ است، مراد او از حق تعیین سرنوشت، ایجاد رفراندوم در قره باغ است چون او می داند که مسلمان ها از آنجا اخراج شده اند.


      نظر  آذربایجان وپیرامون-در انتظار بهار---من که  این خبر را  در تلوزیون ندیدم  در سایر روزنامه های کثیر الانتشار هم ندیدم اگر هم بوده   حتما باتیتر شاخص نبوده  والا مشخص می شد  دورود خداوند بر آیت الله سید حسن عاملی  که افشاء می کنند وموضع گیری انقلابی دارند-اخبار فلسطین یمن  سوریه لبنان عراق و دیگر مناطق  سرزمینهای شیعه باتیتر درشت در رسانه های ایران هست ودر تلوزیون بارها موضوع و وضع فعلی  انها تحلیل می شود  و روزانه  تصاویری نشان داده می شود  قره باغ هم سرزمین شیعه هست  اما گفته نمی شود  مردم بی خبر هستند -شاید چون تورک آذربایجانی هستند نمی دانم  اما بدانید وآگاه باشید موجودیت مرزهای سیاسی امروز ایران مدیون شیعیان آذربایجان  است  و شیعیان  آذربایجان به گواهی تاریخ وبه استاند به روایات رسیده فراوان از ائمه معصومین (ع) هیچگاه  در برابر دشمنان اسلام  بی تفاوت نخواهند بود - آیا می خواهید همانگونه که ایروان را از سرزمین شیعه آذربایجان جدا کردند و دولت ارمنستان(اسرائیل دوم) را تاسیس کردند در قره باغ نیز چنین شود  همانگونه که  صدام تا از خاک ایران بیرون نرفت  ایران حاضر نشد  با او آتش بس نماید نباید تا زمانیکه  ارمنستان از قره باغ خارج نشده  دولت جمهوری آذربایجان را دعوت به آتش بس کنند  با معیار زمان و جو آنجا حیدر علیف سیاستمداری  باشعور بود  و میخ تثبیت را زد -دوران امثال الهام علیف  دیر یا زود در جمهوری آذربایجان به پایان خواهد رسید  و انشالله شیر مردان دلاوری همچون رهبر جوان انصار الله  بر اریکه قدرت تکیه خواهد زد حزب اللهی از نوع آذربایجانی  و با صلابت جوانی شاه اسماعیل ختائی


      برچسب‌ها: ایران, آذربایجان, قره باغ, حزب اللهی آذربایجانی
      + نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم مهر ۱۳۹۸ساعت 11:26  توسط عبدالحسین  | 

      آقایانی که یقه‌شان را جر می‌دهند چندبار برای شهدای امنیت مرزی نطق کرده‌اند؟!

      روح الله حضرتپور به نطق‌ها و بیانیه برخی نمایندگان مجلس در حمایت از گروه ی.پ.گ و تلاش برای جا زدن آن گروه به عنوان مردم کُرد واکنش نشان داد.

      به گزارش دورنانیوز؛ روح‌الله حضرت‌پور در جمع اعضای مجتمع کامیون‌داران اورمیه گفت:

       ما از هر کشوری که در هر نقطه از جهان به طور واقعی با تروریسم مبارزه کند، حمایت می‌کنیم، این آقایانی که چند روز است در مجلس یقه‌شان را جِر میدهند، تاحالا چند بار بخاطر شهدای مدافع حرم و شهدای امنیت مرزی ایران بیانیه داده اند یا نطق کرده اند؟! برای من که در شش ماهگی، پدرم به دست همین تروریست‌ها شهید شد و پیکر مطهرش چند تکه به خانه بازگشت، تعریف تروریست کاملا مشخص است. قلب خانواده شهداء از رفتارهای چند روز اخیر برخی‌ها به درد آمده است.نجا مجلس شورای اسلامی است یا مجلس کُردها؟

      کد خبر : 24882 |

      تاریخ مخابره : سه شنبه 23 مهر 1398 | ساعت : 11/11

      محمد حسن نژاد

      محمد حسن نژاد: اینجا مجلس شورای اسلامی است یا مجلس کُردهای سوریه؟

      به گزارش ایشیقلی نیوز به نقل از خانه ملت، محمد حسن نژاد در نشست علنی نوبت عصر روز دوشنبه، ۲۲ مهرماه مجلس، در تذکر شفاهی ضمن تشکر از اقدامات سازمان اطلاعات سپاه برای دستگیری سرشبکه آمدنیوز به اتفاقات ۲ روز گذشته صحن علنی اشاره کرده و گفت: اینجا مجلس شورای اسلامی است یا مجلس کُردهای سوریه؟ من با سیاست کاری ندارم اما شورای عالی امنیت ملی و وزارت خارجه به موضوع حمله اخیر ورود کرده و موضع گیر های لازم را انجام می دهند.

      نماینده مردم مرند و جلفا در مجلس افزود: در این ۲ روز اتفاقاتی رخ داده که خانواده شهدا را ناراحت کرده است، فردی می گوید ملت کُرد، این در حالی است که ما فقط یک ملت داریم و آن نیز ملت ایران است. ملت یعنی افرادی که در داخل یک مرز باشند، این رفتارها یعنی صحه گذاری بر جدایی طلبی کُردها.

      حسن نژاد گفت: تا دیروز گفته می شد تروریست ها، تحت حمایت آمریکا در حال به شهادت رساندن مدافعان حرم ما هستند حال برای این تروریست ها دلسوز شدیم؟ آیا اندازه ای که برای تروریست ها گریه و زاری شد، برای مدافعان حرم نیز سوگواری صورت گرفت.

      عضو کمیسیون اقتصادی مجلس با بیان اینکه پسرعموی بنده نیز به دست پ.ک.ک به شهادت رسیده است، ادامه داد: تا دیروز گفته می شد کردستان علیه مردم سوریه و ارتش سوریه تفنگ به دست می گیرند اما در حال حاضر به مردم مظلوم سوریه تبدیل شده اند؟

      Ishighli News Agency / آژانس خبری تحلیلی ایشیقلیانتقاد تند قاضی‌پور به جهت حمایت از پ.ک.ک

      کد خبر : 24889 |

      تاریخ مخابره : سه شنبه 23 مهر 1398 | ساعت : 12/11

      نادر قاضی پور

      نادر قاضی پور نماینده مردم ارومیه در مجلس از حمایت برخی نمایندگان از گروه پ.ی.د/پ.ک.ک انتقاد کرد.

      ایشیقلی نیوز: نادر قاضی پور، نماینده مردم ارومیه در مجلس از حمایت برخی نمایندگان مجلس از گروه تروریستی پ.ی.د/پ.ک.ک به شدت انتقاد کرد.

      قاضی پور که در صحن علنی مجلس سخنرانی می کرد، با بیان اینکه ایران هزینه زیادی از فعالیت های گروه های تروریستی همچون پژاک و کومله متحمل شده است، گفت: بسیاری از دانشمندان هسته ای که شهید شدند ترک زبان بودند و قاتلان آنها نیز حزب کومله کثیف بود.

      وی همچنین با اشاره به هویت عوامل حمله تروریستی 17 خرداد 1396 گروه تروریستی داعش به مجلس نیز ادامه داد: 19 نفر در مجلس شهید دادیم. توسط کثیف های تروریست، مرگ بر تروریست...

      گفتنی است که عملیات «چشمه صلح» نیروهای مسلح ترکیه به همراهی نیروهای ارتش ملی سوریه در شرق فرات در تاریخ 9 اکتبر با هدف جلوگیری از ایجاد کریدور تروریستی در مرز جنوبی کشور ترکیه همچنان ادامه دارد.

      Ishighli News Agency / آژانس خبری تحلیلی ایشیقلیدکتر توحید ملک زاده؛

      ژئوپولوتیک آذربایجان غربی و آسیب‌شناسی آن  از نقاط اربیل و سوریه

      مردم آذربایجان غربی تلاشها برای پاکسازی قومی در شمال سوریه، تزریق 300 میلیارد پول مشکوک به قلب اورمیه تحت عنوان سرمایه گذاری، اوضاع تورکها و اعراب کرکوک، زیاده خواهی فرهنگی- قومی ، حمله به مرزبانان و ایجاد رعب و وحشت قومی در منطقه برای ترک منطقه از سوی مردم بومی را سناریوهایی می دانند برای توهماتی که در قندیل و اربیل چیده می شود.

      دورنانیوز – دکتر ملک‌زاده: غرب آذربایجان در طول تاریخ هم از نظر امنیتی و هم از منظر استراتژیکی دروازه شرق و غرب بوده و گذرگاه فرهنگهای مختلف به شمار می آید. آذربایجان در صده‌های اخیر با تشکیل دو دولت ترک صفوی و عثمانی در شرق و غرب این منطقه، اهمیت سیاسی ویژه ای نیز کسب کرد. ادامه روند تثبیت حاکمیت دولتهای صفوی و عثمانی در دو سوی آن از یکسو و تشکیل خانات مستقل ماکو، خوی و اورمیه ( از اورمیه گرفته تا تکاب افشار) و در دوران قاجاریه تشکیل ولایات اربعه اورمیه، خوی و سلماس و ماکو در غرب آذربایجان ویژگی خاصی بر این منطقه به ارمغان آورد که یکی از آنها هم مرزی با کشورهای روس و عثمانی بود.

      دکتر توحید ملک‌زاده دیلمقانی

      دکتر توحید ملک‌زاده دیلمقانی

      علیرغم تاخت و تاز مرتب سالیانه عشایر کوهستانهای غرب آذربایجان به مناطق شهری آن ، رشد فرهنگ و تمدن منطقه و حتی رواج تجارت در سایه امنیت ایجاد شده توسط اقتدار دولتی در دوره قاجاریه مثال زدنی بود. در قرون معاصر حمله شیخ عبیدالله با سی هزار داوطلب عشایر از حکاری عثمانی به اورمیه تا مراغه و بناب را شاید بتوان اولین حرکت سیستماتیک عشایر برای زورآزمایی در آذربایجان به حساب آورد.غافلگیری سرداران آذربایجانی از این حرکت ناپخته و محکوم به شکست، ناشی از باور به عدم انجام حرکات کودکانه تروریستی علیرغم داشتن علم به قدرت و پتانسیل نظامی آذربایجان بود.

      تیمورپاشاخان فرمانده قشون آذربایجان اعزامی برای دفع شیخ و قشونش طی نامه ای مفصل اوضاع احوال آذربایجان را به وی شرح داد و تقاضای نیروی کمکی نمود. ناصرالدین‌شاه ۱۷ مهر ۱۲۵۹  طی تلگرافی به تیمورپاشاخان نوشت: « تلگراف مفصل تو را خواندم. حقیقت این است همه شما گویا دیوانه شده اید، مثل سفاهت شیخ عبیدالله. شیخ یا دیگری کیست که این طور جسارتها بکند. چهار تا کرد چرا شماها را این قدر دست و پاچه و کم دل کرده است که این طورها عرایض و تلگرافها عرض می کنید؟ همان ماکو و خوی و سلماس و ارومی باید جواب هزار نوع این امور را بدهد چه رسد به آذربایجان. نمی دانم چه خبر شده است که این قدر بی غیرت شده اید؟ یعنی چه؟ ….».  فتنه شیخ عبیدالله،( گزارش وقایع حمله اکراد به صفحات آذربایجان در دوره قاجار)، انتشارات مجلس، ۱۳۹۰، ص: ۱۴۸٫ پس از این دستورات در مدتی کوتاه بساط موجدین آتش بازیهای کودکانه برچیده شد اتباعش دربه در شد و شیخ در عثمانی دستگیر و در تبعید مرد. شرارتهای عشایر در مشروطه خواهی آذربایجان، جنگ جهانی اول و پس از آن که با سرکردگی سیمیتقو انجام گرفت موضوعاتی نیست که از دید مردم آذربایجان بدور ماند. تاخت و تاز سیمیتقو عملا تا سال ۱۳۰۵ ادامه داشت و تا سال ۱۳۰۹ در کوههای شمال عراق سرگردان به دنبال مفری از دست قوای دولتی بود.

      تاریخ نشان می دهد دو منطقه قندیل و شمال عراق پاشنه آشیل استان آذربایجان غربی بوده و حساسیت مردم به این دو اسم، بخاطر اطلاع از تاریخ منطقه و آسیب‌هایی است که در طی قرون گذشته از این ناحیه دیده اند. در چند سال اخیر تروریسم با استفاده از بلبشوی ایجاد شده توسط داعش و به مدد اسلحه های ارسالی غرب، در صدد رسیدن به آبهای گرم مدیترانه برای دسترسی به آبهای آزاد می باشد تا به زعم خود چهار تکه محصور در بین دول بزرگ را بهم ربط داده و از طریق مدیترانه تنفس نماید.

      مردم آذربایجان غربی تلاشها برای پاکسازی قومی در شمال سوریه، تزریق ۳۰۰ میلیارد پول مشکوک به قلب اورمیه تحت عنوان سرمایه گذاری، اوضاع تورکها و اعراب کرکوک، زیاده خواهی فرهنگی- قومی ، حمله به مرزبانان و ایجاد رعب و وحشت قومی در منطقه برای ترک منطقه از سوی مردم بومی را سناریوهایی می دانند برای توهماتی که در قندیل و اربیل چیده می شود. با این تواصیف شکی نیست هر قوه ای که بتواند به این ماجراجویی های کودکانه نافرجام که برای رد گم کنی نام دموکراتیک را هم به یدک می کشد،  خاتمه دهد از طرف مردم آذربایجان تشویق شده و استقبال خواهد شد.

      کدخبر : 39480

      یکشنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۸ - ۱۶:۴۱

      فاقددیدگاه

      بازخوانی تاریخ؛

      درس‌های عبرت از ماجرای اوجالان در اورمیه

      نماینده سابق اورمیه گفت: ما چگونه میتوانستیم اجازه دهیم که  این آقا به عنوان استاندار، مجوز بدهد که به بهانه اعتراض برای بازداشت اوجالان، به ناموس اورمیه‌ای ها دست اندازی شود؟ بنده اگر یکسری مسائل را بازگو کنم، از شدت ناراحتی گریه خواهید کرد. این‌ها در وسط شهر اورمیه پرچم کردستان را به اهتزاز درآوردند.

      به گزارش دورنانیوز به نقل از آفتاب اورمیه؛ علیرضا غنی‌زاده، نماینده اسبق اورمیه در خصوص اتفاقات ماجرای اخراج استاندار آذربایجان‌غربی در غائله اعتراضات بازداشت اوجالان گفته است:

      موضوع آقای غریبانی، موضوع چپ و راست نبود. اصلا غریبانی با چپی‌ها بیشتر درگیر بود. حضور ایشان باعث شد ما نه تنها در موضوع اقتصاد به حاشیه برویم، بلکه ما دچار یک بحران امنیتی شدیم.

      ما چگونه میتوانستیم اجازه دهیم که  این آقا به عنوان استاندار، مجوز بدهد که به بهانه اعتراض برای بازداشت اوجالان، به ناموس اورمیه‌ای ها دست اندازی شود؟ بنده اگر یکسری مسائل را بازگو کنم، از شدت ناراحتی گریه خواهید کرد. این‌ها در وسط شهر اورمیه پرچم کردستان را به اهتزاز درآوردند.

      چون چپ بود اجازه میدادیم به ناموسمان دست اندازی شود؟ خیلی ها گفتند که شما وارد اینکار نشوید چرا که رای شما کمتر میشود، اما رای مهم تر بود یا ناموس؟ با وجود این اشتباهات، خیلی از چپ ها از همین اقای غریبانی حمایت میکردند. یک عده هم که در دوره قبلی تخلفات مالی داشتند به خاطر افشای این موضوعات توسط غریبانی، با ایشان درگیر بودند.

      ما با نهادهای نظامی و امنیتی تماس گرفتیم، گفتیم که منتظر نخواهیم ماند که یک عده از جنوب استان به اورمیه بیایند و شعار تجزیه طلبانه سر بدهند. شهید کاظمی نیز که در آن زمان فرمانده قرارگاه بود به ما قوت قلب میداد.

      اقای حسنی به ما تکلیف کردند که باید این مسئله تمام شود، اگر نهادهای امنیتی و نظامی نمیتوانند، خودمان وارد میشویم. در گام اول سران عشایر را جمع کردیم، بنده با لباس نظامی به جلسه رفتم و اعلام کردم که اگر این افرادی که در خیابان هستند را جمع نکنید، ما فردا چه راهپیمایی مجوز داشته باشد و چه نه، همه این ها را از سطح خیابان جمع خواهیم کرد.

      تعدادی از جوانان شهر جمع شدند، آقای حسنی کفن پوشید و جوانان را مسلح کرد، و نیروها در چهار راه دانشکده جمع شدند. بساط راهپیمایی جمع  و با فشار اقای حسنی استاندار وقت از استان رفت.

      کدخبر : 39483

      یکشنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۸ - ۱۸:۳۳

      فاقددیدگاه

      به بهانه تجمعات در برخی شهرها؛

      سکوت در مقابل حمایت از تروریسم!

      تجمعاتی که دو روز گذشته در برخی شهرهای کشورمان دیده‌ایم گرچه بدون مجوز صورت گرفته اما قطعا با چراغ سبزهایی صورت گرفته است، وقتی صدا و سیمای مرکز مهاباد از واژگان «جنایت» و «تهاجم» برای توصیف عملیات ضدتروریستی ترکیه بکار می‌برد و خبرگزاری‌های رسمی بخصوص ایرنا، تجمعات غیرقانونی را پوشش خبری می‌دهد، آیا نتیجه بهتری می‌توان انتظار داشت؟ وقتی گروه‌های تروریستی از سوی خبرگزاری‌‌های هم رده با کرد زبانان تلقین می‌شود، آیا نباید منتظر واکنش احساسی کردها بود؟

      دورنانیوز: «بژی روژاوا» این شعاری است که در دو روز گذشته، توسط عده‌ای معدودی در برخی شهرهای کشورمان شنیده شد و برخی رسانه‌ها نیز که شاید اگر تمام کودکان و زنان بیگناه جهان قتل‌عام شود، ککشان هم نگزد، اشک تمساح برای تروریسم ریختند، اتفاقی که قطعا نتیجه ناآگاهی و شاید نتیجه نادانی برخی‌ها باشد، اگر این رسانه‌ها به نخستین شعار این تجمعات یعنی «بژی روژاوا» فکر کنند، متوجه خواهند شد که کلمه ساختگی« روژاوا » که عمری ۳-۴ ساله دارد، به مفهوم غرب کردستان بکار می‌رود، اما آیا تابحال از خود پرسیده‌اند شرق این کردستان خیالی کجاست؟ آنان که روژاوا را ساخته‌اند، سازنده واژه دیگری به نام «روژهلات» هستند یعنی «شرق کردستان»؛ در تعریف روژهلات، برای خود کردستانی در خاک ایران ساخته‌اند، که یکی گوشه آن به بالاترین مرز کشور یعنی مرز نخجوان چسیده و گوشه یگر آن به خلیج فارس.

      گروهی که سالهاست فریب اسلحه خود را خورده است، قطعا قدرت اندیشیدن برای ترسیم نقشه خود را ندارد بلکه نقشه‌ای است که توسط همان سازندگان اسلحه در ذهن وی گمارده شده تا بتوانند سلاح ناامنی جهان اسلام را در دست وی قرار داده و  منابع خاورمیانه نفت خیز و ناآرام را غارت کنند و این مهم، زاییده اندیشه‌های یک شخص یا گروه نیست، بلکه سخنان سیاستمداران و اتاق‌های فکر غرب و حتی اسناد بین‌المللی موید همین ادعاست. برنامه‌ای که براساس دکترین آن «مسلمان، مسلمان را می‌کشد»، همان راهی که فلسطین را به صهیونیسم تحویل داد.

      بعید می‌دانم مدیران و سیاسیون کشورمان موارد فوق را ندانند و یا حتی نشنیده باشند، چراکه رخدادهای شمال عراق را به خوبی دیده‌اند، از تلاش اسرائیل برای تجزیه کشورهای اسلامی به منظور ایجاد فضای تنفس برای خود آگاهند و حداقل موضوع شهدای مرزبانی و سپاه پاسداران به گوششان رسیده است، شهدایی که به دست گروهی شهید شده‌اند که در ایران پژاک و در عراق پ.ک.ک و در سوریه ی.پ.گ نامیده می‌شوند، رهبر، عقیده، هدف و اندیشه مشترک دارند.

      حال سوال این است، اگر موارد فوق را مدیرانمان می‌دانند پس شعار «بژی روژاوا» در خیابان‌ها چه توجیهی دارد؟  شعاری که با «بژی پ.ک.ک» و «مرگ‌بر ترکیه» نیز همراه شد. گرچه تجمعاتی با افرادی قلیلی صورت گرفت اما مسئولان از خود پرسیده‌‌اند که چرا تجمعات فوق از سوی رسانه‌های پ.ک.ک برنامه‌ریزی شده بود؟ بعید می‌دانم نداند. آیا تروریست‌ها باید با اسلحه وارد شهرهای کشورمان شوند تا تدبیری بیاندیشند؟ تروریست‌هایی که اگر توسط کشور ترکیه نابود نشوند، باید با اسلحه پاسداران انقلاب اسلامی به هلاکت برسند وگرنه امنیت را همانند سوریه نخواهند دید.

      حمایت از عملیات «چشمه صلح»، همراهی با تمام سیاست‌های کشور ترکیه به هیچ وجه موضوعیت ندارد، بلکه باید امنیت مرزهای کشورمان، اصلی‌ترین پایه جهت‌گیری مسئولان باشد، کشور ترکیه که برای حراست از مرزهای جغرافیایی خود در خط مقدم مبارزه با پ.ک.ک قرار گرفته است، میتواند نقش نیروی پیشتاز برای مبارزه با تروریسم برای ایران را داشته باشد لذا حمایت بین‌المللی شاید کمترین اقدام از سوی ایران باشد.

      تجمعاتی که دو روز گذشته در برخی شهرهای کشورمان دیده‌ایم گرچه بدون مجوز صورت گرفته اما قطعا با چراغ سبزهایی صورت گرفته است، وقتی صدا و سیمای مرکز مهاباد از واژگان «جنایت» و «تهاجم» برای توصیف عملیات ضدتروریستی ترکیه بکار می‌برد و خبرگزاری‌های رسمی بخصوص ایرنا، تجمعات غیرقانونی را پوشش خبری می‌دهد، آیا نتیجه بهتری می‌توان انتظار داشت؟ وقتی گروه‌های تروریستی از سوی خبرگزاری‌‌های هم رده با کرد زبانان تلقین می‌شود، آیا نباید منتظر واکنش احساسی کردها بود؟

      آذربایجان‌غربی که سالهاست بار سنگین مبارزه با گروه‌های تروریستی را بر دوش می‌کشد، قطعا اصلی‌ترین قربانی هرگونه ناامنی در کشور خواهد بود، مردم آذربایجان هنوز  ناامنی به بهانه دستگیری اوجالان و یا شهدای اتفاقات  اول انقلاب را فراموش نکرده‌اند و خوب می‌دانند همین گروه‌هایی که برخی پرچمدار حمایت از آنان دارند همان گروه‌هایی هستند که با استفاده از جنگ داخلی سوریه و با اعلام موجودیت گروه‌های خودساخته، توانستند با پاکسازی قومی و زبانی به یک سوم خاک سوریه مسلط و با کلماتی مانند «روژاوا»، «روژهلات»، «باکور» و … نقشه تجزیه ایران برای تکمیل نقشه خود را بچینند.

      حال باید منتظر ماند و دید آیا مدیران کشوری اقدامی در راستای ممانعت از تجمعات حمایتی از تروریسم خواهند داشت؟ یا منتظرند تا مشکل امنیتی به وجود آید تا اقدامی بکنند؟ کاش مدیرن کشورمان حمایت از تجزیه‌طلبی و تروریسم را قانونی نکنند.


      نظر آذربایجان و پیرامون-در انتظار بهار----در اوایل پیروزی انقلاب اسلامی و دوره هشت ساله جنگ تحمیلی  مردم شیعه ترک آذربایجان  در مبارزه با تروریسم تجزیه طلب  احزاب کرد  شهدای زیادی تقدیم اسلام کردند  شاید به جرات بتوان گفت که  نود وپنج درصد شهدای  در جنگ با تروریسم احزاب کرد  تورکهای آذربایجانی هستند  که از یکپارچگی ملی ایران  و انقلاب اسلامی  دفاع کردند  نمایندگان تبریز  و نمایندگان فارس سکوت می کنند  و نمایندگان کرد  سخنرانی می نمایند  -البته حق آنهاست که بگویند اما ابتدا باید گروهکهای پ ک ک و پژاک  و حزب دمکرات  و کومله را  محکوم نمایند-چرا آمار  روستاهای ترک زبان شیعه را که بعد از انقلاب اسلامی  در جنوب آذربایجان غربی اینک از ترس تروریسم کردی سنی نشین شده  اعلام نمی کنند  -بروید مواضع مرحوم  دکتر علی شریعتی  و مرحوم سید جلال آل احمد  در مورد جنگهای  سپاهیان شیعه ترک  آذربایجانی ایرانی  با سربازان  سنی مسلمان  ترک عثمانی بخوانید  ....هر دوطرف زیاد از هم کشتند ( آن جنگها جنگ شیعه وسنی بود جنگ ترکیه با آذربایجانی و ایرانی نبود) این به جهت جهل وحماقت بود از همان اوان  جهان اسلام  تضعیف شد  امروز نیز رهبر معظم انقلاب اسلامی  و دیگر مراجع بزرگ شیعه وعلمای آگاه سنی مذهب  تاکید می کنند از  سخنان  توهین آمیز نگوئیند  واتحاد را حفظ نمایند  مردم مستضعف ومسلمان کرد نیز حقوق شناخته شده ای مانند دیگر ملتهای اسلامی دارند وباید بدان برسند  اما نه در خاک سرزمینی دیگر مردم مانند آذربایجان  .حدود تاریخی سرزمینی آذربایجان مشخص است  -تبلیغات توسعه  طلبانه  احزاب منحرف کرد  سبب ادامه  اختلافات قومی می گردد  و کردها همیشه رودست می خورند ما  اگر ادعای مسلمانی داریم وشیعه حضرت علی (ع) هستیم  و پیرو احکام قرآن هستیم  واسلام ناب حضرت محمد (ص) را پذیرفتیم  باید آنچه را بر خود می پسندیم بر دیگران نیز بپسندیم  نامهای تاریخی شهرها وروستاها را که در دوره شونیزم پهلوی از ترکی به فارسی تغییر یافته  احیاء  نمائیم  و به حقوق همدیگر تعرض نکنیم  به سیل خروشان راه پیمائی اربعین بپیوندیم  و برای ظهور منجی  بشریت از فساد کنونی و برقراری عدالت محمدی (ص) حضرت صاحب الزمان (ع)  دعا نمائیم

      + نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مهر ۱۳۹۸ساعت 12:7  توسط عبدالحسین  | 

      طرحی به نام بسندگی زبان فارسی وجود ندارد/ توجه به زبان‌ مادری برای برقراری عدالت آموزشی

        
      • 1398/07/10 09:40
      • کد خبر: 113154

      در گفت‌وگوی آناج با معاون آموزش وزارت آموزش‌وپرورش مطرح شد؛

      طرحی به نام بسندگی زبان فارسی وجود ندارد/ توجه به زبان‌ مادری برای برقراری عدالت آموزشی

      حکیم زاده گفت: اصلا طرحی به نام بسندگی زبان فارسی در مدارس ابتدایی وجود خارجی نداشته و مشخص نیست. زبان جزئی از فرهنگ و هویت افراد است.

      رضوان حکیم‌زاده معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش در گفت‌وگو با خبرنگار آناج، با اشاره به طرح بسندگی زبان فارسی در ثبت‌نام دانش‌آموزان ابتدایی اظهار داشت: این موضوع با عنوانی که در جامعه بسط پیدا کرده همخوانی ندارد.

      وی افزود: اصلا طرحی به نام بسندگی زبان فارسی در مدارس ابتدایی وجود خارجی نداشته و مشخص نیست. زبان جزئی از فرهنگ و هویت افراد است. پاسداشت زبان مادری یکی از وظایف اصلی نظام آموزشی کشور است.

      حکیم‌زاده تصریح کرد: برخلاف برخی ناآگاهی‌ها طرحی که قرار بود  به عنوان بسندگی به کار گرفته شود هدفش حفظ هویت کودکان 2 زبانه بود. ولی برخی از روی عمد و سهو، مطالبی را مطرح کردند که اگر دانش‌آموز اول ابتدایی زبان فارسی را بلد نباشد امکان ثبت نام در مدارس وجود ندارد.

      معاون آموزش ابتدایی وزیر آموزش و پرورش خاطرنشان کرد:  دو زبانه بودن مزیتی است که در یادگیری آموزشی کودکان نیز موثر است. بر اساس اصل 15 قانون اساسی زبان ملی کشور فارسی است اما در کنار آن به اهمیت زبان‌های مادری و بومی هر نقطه از کشور نیز باید توجه شود.

      وی یادآور شد: به دلیل اقوال اشتباهی که درباره این موضوع بیان شده، نوعی موضع‌گیری‌های مختلفی نیز از طرف برخی افراد و مسئولین انجام می‌شود ولی باید گفت: هدف آموزش و پرورش برقراری عدالت آموزشی است.

      انتهای پیام----نظر آذربایجان وپیرامون-در انتظار بهار----طرح بسند فارسی  یا همان طرح پاکسازی زبانی  از زمان به روی کار آمدن حکومت پهلوی  یعنی حدود یکصد سال پیش شروع شده وادامه دارد   وقتی آموزش درسی به زبان مادری(ملی) در سطوح تحصیلی اجرآ نشد  وقتی شبکه های سرتاسری  تلوزیونی ورادیوئی بازبان ادبی ترکی نیست  و....اینها یعنی همان اجرای بسند فارسی  -مرحوم سید جلال آل احمد نویسنده ومتفکر آزاده فارس  در  بخش مربوط به آذربایجان  می نویسد....حکومت تهران از اوان مشروطه  به آذربایجان به چشم یک مستعمره نگاه می کند و  ....و این سیاستها را توضیح می دهد  حال برویددر آثار آن مرحوم  موضوع آذربایجان را مطالعه بکنید وببینید  این سیاستها هست  یا کم شده یا زیاد شده  -  مرحوم سید محمد حسین شهریار نیز می گوید ائلمین فارسیجا دردینی سویلر دیلیم من  بروید اشعار فارسی شهریار در مورد آذربایجان را مطالعه کنید ( جالب است هر دوی این مردان سید هستند )من شک ندارم دست غیبی خداوند از آذربایجان  و هویت سرزمینی وفرهنگی آن دفاع خواهد کرد  و این را به استناد  روایات زیاد رسیده  از ائمه معصومین (ع)  در مورد آذربایجان می گویم

      + نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مهر ۱۳۹۸ساعت 14:42  توسط عبدالحسین  | 

      حوزه: اجتماعی, اخبار برگزیده, شعر و ادب, فرهنگی ۱۶ مهر, ۱۳۹۸ :: ۱۳:۰۷کد خبر : 92102

      گفتگوی خواندنی "تبریزمن" با مسئول جلسه ای که مراسم رونمایی از یک کتاب در آن ناتمام ماند؛

      مسئولان فرهنگی آذربایجان شرقی اکثرا فراتر از قانون عمل می کنند!/ نگرش ها درباره جلسات ادبی تبریز باید تغییر یابد!

      تبریز باید در حوزه فرهنگ، یک تریبون ویژه در پایتخت کشور داشته باشد تا از آن طریق به نتیجه برسد و در غیر این صورت همان آش و همان کاسه خواهد شد!!

      چند روز پیش جوانان علاقه مند به حوزه ادبیات آذربایجان گردهم آمده و قصد داشتند تا از کتاب “سپیده رسولی” با عنوان “چیراقسیز گزمکدیر سنی سئومک” رونمایی نموده و درباره آن بحث کنند.

      این مراسم که قرار بود در تالار استاد نخجوانی کتابخانه مرکزی تبریز برگزار شده و به رونمایی از کتاب مذکور و بررسی مسائل حرفه ای شعرنویسی پرداخته شود پس از گذشت ۱۰ دقیقه، به دلایل نامعلوم لغو گردیده است!

      خبرنگار پایگاه خبری – تحلیلی “تبریزمن” در ادامه پیگیری های خود در این موضوع سراغ مسئول انجمن ادبی مربوطه تحت عنوان آراز رفت تا هم صحبت او شود…

      “رسول اسمعیلیان” با اشاره به اینکه حدود یک دهه از فعالیت های ما در جلسات ادبی در تبریز می‌گذرد به #تبریزمن گفت: نزدیک به ۱۰۰ جلسه رونمایی، نقد کتاب و امثال آن را برگزار کرده ایم که با استقبال جوانان و علاقه مندان روبرو شده است.

      وی با اشاره به اینکه برای هیچ کدام یک از جلسات نیز نیاز به اخذ مجوز نیست ادامه داد: زیرا مجوز کتاب های رونمایی شده از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی صادر شده است.

      اسمعیلیان یکی از وظایف انجمن های ادبی را برگزاری جلسات بررسی و نقد کتاب عنوان کرد و افزود: اگر این جلسات در دانشگاه، موسسات و ارگان های دولتی برگزار شود نیاز به مجوز دارد به طوری که تاکنون برای برگزاری جلسات چند مکان را عوض کرده ایم.

      وی اضافه کرد: جلسات ما پیش از این در کافه کتاب برگزار می‌شد، اما آقای شهبازی به عنوان مسئول انجمن ادبی دیدار اقدامات لازم برای برگزاری جلسه رونمایی از کتاب و نقد کتاب در کتابخانه مرکزی را بر عهده گرفت زیرا این اجازه را یافته بود تا هماهنگی های لازم را به عمل آورد.

      اسمعیلیان تاکید کرد: یک هفته قبل از آن نیز پوستر مربوط به رونمایی کتاب “سپیده رسولی” توزیع شده بود، یک ساعت قبل از شروع جلسه مذکور نیز در آنجا مشغول تنظیم سیستم صوتی و تدارکات لازم برای برگزاری جلسه بودیم اما ده دقیقه پس از شروع رسمی جلسه که همگان در آن حضور داشتند اعلام شد که جلسه باید تعطیل شود و مسئولان فرهنگی(!) این دستور را صادر کرده اند.

      وی با ذکر این نکته که آنها حتی علت این دستور را هم نگفتند اظهار کرد: لذا این اقدام، یک بی‌حرمتی به اهالی ادبیات است و حد اعلای وقاحت را نشان می دهد که به زور، اعمال فشار می کنند.

      این شاعر جوان تبریزی با اشاره به اینکه مسئولین فرهنگی آذربایجان شرقی همیشه سیاسی بوده اند افزود: متاسفانه اکثرا فراتر از قانون عمل می‌کنند و قبل از این هم دستور به لغو جلسات داده بودند که به این شکل نبود و قبل از استارت جلسه، به دلایل واهی امر به لغو جلسه داده بودند.

       

      وی با اشاره به اینکه اینگونه قضایا باید ریشه یابی شوند ادامه داد: باید دلیل قانع کننده ای داده شود، در واقع نگرش های مسئولان درباره جلسات ادبی تبریز باید تغییر کند زیرا برخی نامسئولین فرهنگی با برگزاری جلسات ادبی از سوی جوانان مخالف هستند که ناشی از سیاسی بودن آنها دارد و حتی مشاور این محصول نیز فرهنگی نیستند.

      اسمعیلیان اضافه کرد: شخصیت‌ها و چهره‌های فرهنگی دانشگاهی و هنری بسیاری در اینگونه جلسات حضور می یابند که جای تقدیر دارد اما برگزاری جلسه به صورت مستقل و بدون حمایت های دولتی امری دشوار است که جوانان و فعالان فرهنگی آن را به جان خریده اند، اما نباید بدین صورت سنگ اندازی شود، به طوری که بدون اینکه چشمداشتی به بودجه‌های فرهنگی شهر داشته باشیم در راه اعتلای ادبیات آذربایجان گام برمیداریم.

      وی در پایان تاکید کرد: واقعیت این است که تبریز باید در حوزه فرهنگ، یک تریبون ویژه در پایتخت کشور داشته باشد تا از آن طریق به نتیجه برسد و در غیر این صورت همان آش و همان کاسه خواهد شد!!

      شهرام صادق زاده

      مأمورانی که به جای کلاه سر می‌آورند»

       2 روز پیش

       0 خواندن این مطلب در 2 دقیقه

      مهدی تدینی -مترجم، نویسنده و پژوهشگر- در یادداشتی منتشر شده در کانال تلگرامی خود نوشت:

      احمد کسروی وقتی در دادگاه به عنوان وکیل مدافع از پزشک احمدی ــ فردی که متهم بود برخی محکومان را در زندان کشته است ــ دفاع می‌کرد، به ویژگی «چاپلوسی» در مردم نسبت به ارباب قدرت اشاره می‌کند. عین جملات او چنین است:

      «روزی در این کشور مرد نیرومندی [= رضاشاه] برخاسته، رشتۀ کارها را به دست می‌گیرد. در آن روز همگی ستایشگر [او] می‌شوند. همگی چاپلوسی می‌کنند، کارهای بد او را نیز مدح می‌کنند. کسی که ستایشگر یا چاپلوس نیست باید عقب بماند و صدمه و آزار یابد. روزی آن مرد نیرومند افتاده، از کشور بیرون می‌رود، در این هنگام همگی نکوهشگر می‌گردند. همگی بدگویی می‌آغازند. کارهای آن دوره را برنمی‌پسندند. بلکه می‌کوشند کارهای آن دوره را بازگردانند. زن‌ها دوباره با چادر بیرون می‌آیند. مردها کلاه پوستی به سر می‌گذارند… آن روز آن تظاهرات را می‌کردند و امروز ضد آن را می‌کنند. شاید تصور شود آن روز چون رضاشاه مسلط بود مردم را با زور به آن تظاهرات وامی‌داشت. ولی افسوس که قضیه معکوس است. حس ستایشگری در این توده ریشه دوانیده و رضاشاه مقداری هم جلو می‌گرفت.»

      کسروی برای شاهد این مدعای خود ماجرایی را که برای حسن مشار (مشارالملک) رخ داده بود، تعریف می‌کند. حسن مشار از سال ۱۲۹۵ تا ۱۳۰۵ در چندین کابینۀ مختلف وزیر امور خارجه و وزیر مالیه بود. در سال‌های نخست زمامداری رضاشاه، فرخی یزدی، شاعر و سیاستمداری که پیش‌تر نمایندۀ مجلس بود، به آلمان رفته بود و آنجا در روزنامۀ «پیکار» مقالات انتقادی تندی منتشر می‌کرد. همراه با او، جوان ایرانی دیگری نیز در آلمان در این روزنامه مقالات انتقادی منتشر می‌کرد که گویا موقع خروج از کشور، حسن مشار توصیۀ او را برای دریافت گذرنامه به شهربانی کرده بود. یکی از افراد خوش‌خدمت این ارتباط را کشف می‌کند و نامه‌ای به شهربانی می‌نویسد و ادعا می‌کند روزنامۀ پیکار با تحریک حسن مشار منتشر می‌شود! این نامه به دست شاه می‌رسد و شاه در حاشیۀ آن می‌نویسد: «این قضیه را تحقیق کنید».

      مأمور خوش‌خدمت دیگر، حسن خلعتبری، رئیس دیوان حرب (ارتش)، حسن مشار را با افرادی دیگر می‌گیرد و برای او حکم اعدام صادر می‌کند. حکم نزد شاه می‌رود. شاه از این حکم خشمناک می‌شود و می‌گوید: «مردیکه، مگر من میرغضبم که هر روز آدم بکشم. من گفتم تحقیق کنید، نگفتم حکم اعدام دهید.» آن‌طور که خود حسن مشار برای کسروی تعریف کرده است، بی‌درنگ حکم او نقض می‌شود و همان روز مشار به خانه‌اش فرستاده می‌شود. نمونه‌ای عالی از شیوۀ عملکرد «مأموران خوش‌خدمت» در «نظام‌های بورورکراتیکِ یکه‌سالار»؛ جایی که مأمورِ بوروکرات (دیوان‌سالار) جایگزین قانون می‌شود.

      از این دست خوش‌خدمتی‌ها یا بهتر است بگوییم «خوش‌رقصی»ها ــ که شاخصۀ نظام‌های بوروکراتیک است ــ کسان دیگری هم از آن دوره بسیار روایت کرده‌اند. مختاری، رئیس شهربانی، وقتی در موردی دستور گرفت فردی را بازداشت کند و همراه فرد متهم بستگانش را هم توقیف کند، رحم نکرد و حتی دختربچۀ نُه‌سالۀ لالی را که فرزند یکی از بستگان متهم بود مدتی طولانی در اهواز بازداشت کرد! این مختاری ــ که البته پس از برکناری رضاشاه محاکمه شد ــ مهارت فراوانی در برانگیختن بدگمانی شاه به افراد مختلف داشت، تا جایی که در مواردی شخص شاه زیر گزارش او می‌نوشت: «به مختاری بنویسید بی‌جهت برای مردم پاپوش درست نکند!»

      اگر امکان خوش‌خدمتی‌های این‌چنینی برای مأموران فراهم می‌شود به این دلیل است که دیوان‌سالاری (بوروکراسی) جایگزین حاکمیت قانون می‌شود. در دیوان‌سالاری «حکم» جای «قانون» را می‌گیرد و فرد کارمند (یعنی مأمور یا بوروکرات) به جای این‌که به قانون پاسخگو باشد، مکلف به اجرای «احکام» است. «بورو» به معنی «اداره» (یا همان «دیوان») است و «کراسی» هم به معنای «حاکمیت» است؛ به همین دلیل بوروکراسی را می‌توان «دیوان‌سالاری» معادل گذاشت. کشور را یا باید با «قانون» اداره کرد یا با «حکم». این خاصیت «حکم» است که یک نظام اداری را به نوعی «بوروکراسی» تبدیل می‌کند؛ زیرا حکم باید امری مطاع باشد، وگرنه دیگر حکم نیست. در فرایند «اجرای بی‌چون‌وچرای حکم» دستگاه اداری نیز از جایگاه خنثای خود خارج می‌شود، قدرت می‌یابد و می‌تواند بدون پاسخگویی بچۀ نه‌ساله را هم با عنوان «اجرای دستور» بازداشت کند.

      پی‌نوشت:

      مواردی که از قول کسروی نقل شد از کتاب «ماجرای قتل سردار اسعد»، ۱۷۸-۱۸۰ ذکر شد؛ موارد دیگر را از کتاب جلال عبده آوردم: «چهل سال در صحنه»، خاطرات جلال عبده، ج۱، ۱۶۴ (عبدُه، دیپلمات ایرانی که در دوران محمدرضاشاه نمایندۀ ایران در سازمان ملل شد و مدتی هم وزیر امور خارجه بود).

      انتهای پیام

      ه خبر : 549 | تاریخ انتشار : ۰۹ دی ۱۳۹۰ - ۱۸:۵۷ | تعداد دیدگاه : ۸ |

       

      sepideh (2)

      نیسگیل
      سپیده رسولی

      نیسگیل دووارلارینی ییخیب
      بیر یووا تیکه‌جم گیزلیجه

      سنه چاتماق زوردور آمما
      خیالیمدا هر شئی امکان تاپیر

      من سنینله بیرلیکده
      آمما سنسیز!

      ایسته‌سن الینی اوره‌ییمدن چکه‌سن
      چک
      یاواش یاواش
      بیردن یوخ
      اولای اولاجاق
      هله‌لیک تئزدی
      بو یووانی ییخماغا
      !------نظر آذربایجان وپیرامون-در انتظار بهار---  سخن را با حدیثی از امام علی (ع) که می‌فرمایند «به خدا قسم اگر تمام اسمان‌ها و زمین را به من بدهند تا به ستم پوسته گندمی را از دهان مورچه‌ای بگیرم چنین نخواهم کرد» آغاز کرد----ترازو بیاورید آ ن  ترازو  که حضرت علی (ع) از آن سخن می گویند  من این شاعره را نمی شناختم بطور اتفاقی  خبر آن را خواندم  با اینکارتان این شاعره را معروف تر کردید  بقول وی اولای اولاجاخ  هله لیک تئز دی....خدا اینگونه خواسته  تا مستضعفین وارث زمین شوند  امریکا می آید صدام  چموش  را نابود می کند تا نظام دلخواه خود را سرکار بیاورد  نتیجه اش راهپیامائی عظیم  اربعین احیاء می شود-امریکا ایران اسلامی را تحریم می کند در عوض صنعت ملی شکل می گیرد -شونیزم نفوذی فارس در اطاقهای انقلاب اسلامی منافقانه زبان ترکی را تحریم می کند اما این زبان دیرین آذربایجان جان می گیرد   شما کتاب این شاعره را بایکوت می کنید  وی را معروف می کنید فرعون حضرت موسی را در دامن خدا می پروراند همه موجودات  و انسانها آفریده خدا هستند زور گویان وستمگران  چاههای بیشتری بکنید  کل شی ء  هلاک الا وجهه  و در این مسیر ممکن است گاهی بر نفس خود ظلم کنم اما بر نفس دیگری هرگز  انشا الله

      + نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم مهر ۱۳۹۸ساعت 12:50  توسط عبدالحسین  | 

      حوزه: اجتماعی, اسلایدر, برگزیده اخبار, گفتگو ۲ مهر, ۱۳۹۸ :: ۱۴:۲۶کد خبر : ۹۹۲۸

      گفتگو با نخبه آذربایجانی در مورد ماجرای دیدار با رهبر انقلاب و صحبت با ایشان به زبان تُرکی؛

      کهولی: آقا فرمودند “منیم سلامیمی آذربایجانلی‌لارا یئتیر”/سلب حقوق اقوام از سوی اقلیت کوچک

      کهولی: آقا فرمودند به نظرم زمان تغییر فرا رسیده است؛ امروز آموزش به زبان ترکی مطالبه همه مردم آذربایجان است و نماد این مطالبه شعار معروف " تورک دیلینده مدرسه ، اولمالیدی هر‌کسه " هست که توسط هواداران فهیم تراکتور در هر بازی گفته می شود.

      گروه اجتماعی انجمن: در پی انتشار خاطره دیدار نخبه آذربایجانی با رهبر انقلاب و واکنش رئیس مجلس وقت، حداد عادل، به صحبت های وی با مقام معظم رهبری به زبان ترکی در فضای مجازی، خبرنگار انجمن آذربایجان برآن شد تا موضوع این دیدار را از زبان این نخبه کشورمان بشنود. ماحصل گفتگوی صورت گرفته با رضا کهولی را در ادمه می خوانید.

      انجمن: خاطره دیدار شما با رهبر انقلاب و صحبت با ایشان به زبان ترکی و واکنش صورت گرفته از سوی حداد عادل موجی از استقبال در فضای مجازی به دنبال داشته است. در این مورد توضیح مختصری ارائه دهید.

      این خاطره مربوط به سال ۸۵ و در دیدار نخبگان با رهبری است که همزمان شده بود با کسب جوایز بین المللی توسط من به خاطر اختراعی که در زمینه باروری ابرها داشتم. من ۱۶ ساله بودم و تنها نماینده استان در آن جمع و قرار هم نبود اجازه صحبت به من بدهند اما در آخرهای جلسه به ترکی شروع به صحبت کردم و گفتم من نماینده آذربایجان هستم آقا و می خواهم مشکلات نخبگان منطقه را توضیح بدم. ایشان لبخندی زدند و به ترکی شروع کردند به صحبت و سوال پرسیدن از من در مورد طرح هایم و مشکلات. و در آخر هم فرمودند: “منیم سلامیمی آذربایجانلی‌لارا یئتیر”. جمع حاضر هم به شوخی گفتند ایشان از سهمیه همشهری بودن استفاده کرد و زبان جلسه را هم تغییر داد.

      فردای این جلسه قرار بود با رئیس مجلس هفتم که حداد عادل بود؛ دیدار کنیم. وقتی حدادعادل به محل جلسه رسید، قبل از شروع صحبت و بدون مقدمه و با حالت عصبانی گفت: کدام یک از شما دیروز با رهبری به ترکی حرف زده؟ بچه ها مرا نشان دادند و من هم رفتم پیشش. با همان حالت اخم و تَخم گفت: من دیشب بعد جلسه شما، خدمت رهبری بودم و ایشان می گفتند یکی از همشهری های نوجوانم را دیده ام و کلی ترکی صحبت کردیم و خوشحال بودند. اما این چه کاری بود که انجام دادی!؟ هدفت از ترکی صحبت کردن با رهبری چه بود!؟ مگر نمی دانستی مراسم پخش می شود و باید به زبان رسمی مملکت حرف بزنی؟! من هم با تعجب گفتم: مگر خود رهبری ترک نیستند و شما هم نمی گویید خودشان خوشحال بودند؟ پس این وسط شما چرا عصبانی هستی؟ مگر من چه گناهی مرتکب شدم… حداد عادل که از حاظر جوابی من عصبانی تر شده بود، گفت شما مجبورشان کردی و نباید این کار را انجام می دادی!! و می خواست این مجادله را ادامه دهد که چند نفر از نمایندگان که حضور داشتند، ضمن حمایت از من اجازه ندادند این بحث ادامه پیدا کند!

      برخلاف این واکنش عجیب و غیر منطقی رئیس وقت مجلس، مردم، مخصوصا آذربایجانی ها در تبریز و تهران خیلی خوشحال شده بودند از این اتفاق و هر جا مرا می دیدند، می گفتند: آفرین و کار خوبی کردی ترکی حرف زدی.

      انجمن: به نظر شما دلیل واکنش حداد عادل و امثال وی در خصوص استفاده از زبان ترکی در یک محفل رسمی که به قول وی در حال پخش از رسانه ملی نیز است چه می تواند باشد؟

      متاسفانه در این موضوع ما با یک جریان کوچک اما قدرتمند در کشور مواجه ایم که نانشان در دیگر هراسی است. این عده قلیل همواره سعی کرده و می کنند با محدود کردن اقوام و سلب حقوق آنها برای خودشان جا باز کنند و رقبا را از میدان خارج کنند! در این راه هم از برچسب زدن به این و آن هم ابایی ندارند. مثلا در چند سال گذشته چه قدر برچسب الکی به فعالین فرهنگی و دانشجویی در همین تبریز زده شده است؟! این جریان در حالی خودش را ایرانی تر از همه می داند که هیچ کاری برای کشور نکرده و از گذشته هم عبرت نگرفته است! این عده باید متوجه باشند که به گواه تاریخ اگر رشادت های مردم آذربایجان در دوران مشروطه و انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی نبود؛ ایران امروز شاید به شکل دیگری بود.

      امروز که دشمنان از هیچ اقدامی علیه کشور فرو گذار نیستند و هر روز علیه مملکت و نظام توطئه می کنند؛ لازم است ایران دوستان واقعی از تُرک و فارس و بلوچ و عرب در مقابل این جریان تمامیت خواه فرهنگی بیاستد و جلوی تفرقه افکنی آنها را بگیرد.

      انجمن: به عنوان نخبه ایرانی و آذربایجانی نظر شما در مورد ورود زبان ترکی به سیستم آموزشی کشور چیست؟

      زبان ترکی زبان عقل و ذهن و روح و بخش مهمی از هویت و وجود همه ماست و به نظرم ورود این زبان به سیستم آموزشی و اجرای کامل اصول ۱۵ و ۱۹ قانون اساسی می تواند موجب رقابت مثبت و عادلانه بین دانش آموزان آذربایجانی و دیگر نقاط کشوره شود و حتی این اقدام می تواند سبب ساز جهش های بزرگ علمی در منطقه شود.

      تحقیقات علمی به صورت موکد ثابت کرده است عدم آموزش به زبان مادری موجب تضعیف خلاقیت در دانش آموزان و افت تحصیلی و حتی ترک تحصیل می شود! تا کی باید اول مهر بیاید و بچه ها موقع رفتن به مدرسه، زبان مادری شان را در خانه بگذارند!

      به نظرم زمان تغییر فرا رسیده است. امروز آموزش به زبان ترکی مطالبه همه مردم آذربایجان است و نماد این مطالبه شعار معروف ” تورک دیلینده مدرسه ، اولمالیدی هر‌کسه ” هست که توسط هواداران فهیم تراکتور در هر بازی گفته می شود. و من به عنوان یک همراه کوچک، از همه هواداران به خاطر این همراهی با مطالبات مردمی ممنونم.----نظر آذربایجان وپیرامون-در انتظار بهار----باید  به مسئله آموزش به زبان ملی(مادری)  در کلیه سطوح تحصیلی  از دیدگاه حق عقل واسلام نگاه کرد  --برای چی آقای حداد عادل اینهمه  ناراحت می شود  با تاریخ  خیلی دورتر کاری ندارم  صفویه وسربازانش  و شاه اسماعیل  از نوک ناخن تا فرق سر ترک بودند  وترکی حرف می زدند  و سربازان عادی در آندوره اصلا  فارسی بلد نبودند  اما  ایران نوین را با رسمیت دادن به ترکی بنیاد نهادند  بعد می رسیم به  نادر شاه افشار ترک زبان  با کتیبه های معروف ترکی  که دشمنان خارجی ایران را حسابی گوشمالی داد    --آقامحمد خان قاجار  با همه دروغهائی که به او نسبت می دهند ادامه  سیاست صفویه را در ایران  با تقویت تشیع بنیاد نهاد  و یکسان سازی مذهبی تشیع در ایران  در زمان قاجاریه نهادینه شد  واگر زندیه  بر آقا محمد خان قاجار پیروز می شدند  شک نکنید ایران کنونی  اکنون چند تکه بود--همه زبانهای اصلی دنیا آفریده خداوند هستند وزبانهای متفاوت در طول زمان از ترکیب آنها ایجاد شده اند سوال از  امثال عالیجناب  حداد عادل اینست اگر بر فرض  مرزهای سیاسی جمهوری اسلامی همه خاورمیانه  و ماورالنهر را  شامل می شد ایشان به بهانه اینکه مثلا روزگاری در هند ده تا شاعر در هند وترکیه وقزاقستان وعربستنان  ویمن فارسی صحبت  در دربار فلان سلطان شعر مگفتند وچشمان  معشوقه  عرب وتاجیک سلطان را وصف می کردند نتیجه می گرفتند که همه این مناطق باید فارسی  سازی شود و به جای زبان مادری در مدارس فارسی بخوانند و کلیه شبکه های تلوزیونی  اصلی فارسی باشد و....آقایان گرام  استدلالی بکنید که جامع وبا موازین عقل وعدالت و وحدت  واسلام و قرآن بزرگ  و....همخوانی داشته باشد

       

      + نوشته شده در  سه شنبه دوم مهر ۱۳۹۸ساعت 20:31  توسط عبدالحسین  | 

       

       

      کد خبر ۶۸۹۷۸۵

      تاریخ انتشار: ۱۱:۲۷ - ۳۰ شهريور ۱۳۹۸ - 21 September 2019

      صفحه نخست » سیاسی

      ‍‍‍ پ پ ‍‍‍

      به بهانه دروغ‌پردازی علیه «پروانه سلحشوری»

      از «زنازاده بودن شاه» تا «آقازادۀ ماساژور»

      این رفتار نشان آزادگی است؟ آن هم از جانب کسانی که اهل منبر هم هستند و شاید بارها این سخن سالار شهیدان را یادآور شده‌اند که: «اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید...».

      عصرایران؛ مصطفی داننده- گفته شد «باند گسترده ماساژ»ی در تهران بازداشت شده‌‌اند. دو نماینده مجلس و برخی از چهره‌های سیاسی اصول‌گرا بعد از انتشار این خبر در توییتر نوشتند که سرکرده این باند، «برادرزاده پروانه سلحشوری» نماینده مردم تهران در مجلس است!

      بعد فضای مجازی پر شد از هشتگ«#آقازاده_ماساژور». خبرگزاری وابسته به صداوسیما هم این توییت‌ها را دست به دست کرد و از بازداشت برادرزاده خانم نماینده خبر داد.

      بعد از این ماجرا پروانه سلحشوری توییت زد که« دو برادرزاده ۴ و ۲۰ ساله دارم که اکنون در کنار خانواده خود در اهواز هستند. برادرم که فرزندش ۲۰ساله است، در نوجوانی به جبهه رفت و جانباز است»

      قل از این هم در یادداشتی به این خاطره از شهید بهشتی اشاره کرده بودم که برخی انقلابی‌ها به سراغ آیت‌الله بهشتی آمدند و گفتند: «حالا که «مرگ بر شاه» همه‌گیر شده؛ شعار جدید بدیم. «شاه زنازاده است، خمینی آزاده است.» (بهشتی) آشفته شده بود. گفت: رضاخان ازدواج کرده، این شعار حرام است. از پلکان حرام که نمی‌شود به بام سعادت حلال رسید.»

      به همین سادگی، اخلاق قربانی می‌شود. یکی مثل شهید بهشتی، حاضر نیست یک دروغ را به کسی که او را عامل فساد و مشکلات کشور می‌داند، نسبت دهد و عده‌ای به خاطر منافع سیاسی خود، شایعه سازی می‌کنند و ماجرای آقازاده ماساژور بیرون می‌زند.

      فکر می‌کنم دیگر این سوال که چرا بداخلاقی در جامعه ایران نهادینه شده است؟ بی معنی باشد. وقتی در رده‌های بالای جامعه کسانی که حاکمان بر مردم هستند به همین راحتی به یکدیگر تهمت می‌زنند و از هم آبرو می‌برند، دیگر چه انتظاری از مردم می‌شود داشت؟

      خوانده‌ایم که حضرت علی فرموده‌اند:« اَلنّاسُ بِاُمَرائِهِمْ اَشْبَهُ مِنْهُمْ بِآبائِهِمْ؛ مردم، به حاکمان خود شبيه ترند تا به پدرانشان.»

      سیاستمداران ما هم قدرت را خیلی جدی گرفته‌اند و حاضر هستند برای کسب کرسی‌های سبز پارلمان از روی آبروی مردم که بنا بر روایت، «حرمتش بالاتر از کعبه است» می‌‍گذرند تا به اهداف خود برسند.

      نکته جالب این است که همین افراد ادعای دین‌داری و انقلابی‌گری دارند. واقعا ما باید کدام انقلابی‌گری را باور کنیم، شهید بهشتی را یا این افراد را؟

      اگر این افراد انقلابی هستند باید کمی به حال انقلاب و آینده آن نگران شد.. بله، سیاست بازی‌های ریز و درشت دارد در همه جهان هم مرسوم است اما این چنین رفتارهایی حتی در مکتب ماکیاولی هم جایی ندارد چه برسد به سیاستمداران ما که گوش فلک از داد دین‌داری‌هایشان پر است.

      این رفتار نشان آزادگی است؟ آن هم از جانب کسانی که اهل منبر هستند و شابد بارها این سخن سالار شهیدان را یادآور شده اند که: «اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید...».

      رفتار این افراد باعث شده است بخشی از ما نسل سومی‌های انقلاب تا نام انقلابی‌گری به میان می‌آید آن را مساوی با تندروی یا پرخاش‌گری بگیریم. رفتار عده‌ای باعث شده است تا وقتی فردی خود را انقلابی می‌نامد به او بگوییم پس تندرو هستی یا خودش خیال کند انقلابی‌گری همان پرخاش‌گری است.

      به نظر می‌رسد انقلابیون که از انقلابی‌های ابتدای انقلاب هم انقلابی‌تر شده‌اند در تلاش هستند تا با تفکر تند خود مسیر عقلانیت در کشور را مسدود و مسیر تندروی و برچسب زدن به دیگران را باز کنند----نظر آذربایجان وپیرامون-در انتظار بهار---همانگونه  که با پول حرام  نمی شود فرزند  ....به دنیا آورد  و زنا نمی توان  فرزند حلال زاده بیرون آورد  با دروغ وتهمت  وبهتان  وافتراء و رانت و پارتی بازی و پان فارسیزم بازی و....نمی شود و نمی توان پایه های جمهوری اسلامی را محکمتر کرد  مگر اینکه بخواهند پایه های میز قدرت وریاست و...خود رامحکم کنند آری برای مدتی می توانند  من کاری به اینکه  آقایان خود را طرفدار کدام جناح می دانند  ندارم  فقط بدانید وآگاه باشید عصای موسی  اژدها ی حقیقی شد تا توانست مارهای قلابی را ببلعد  وهمچنانکه پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد (ص)  پیامبر  اخلاق بودند  هرکسی که خودرا طرفدار راستین انقلاب اسلامی می پندارد اگر  بهتانی ساخته وپردازش کرده یا هرگناهی دیگر به  زعم خود  برای دفاع از انقلاب اسلامی  برگردد وتوبه کند و  سعی در جبران نماید  والا  بداند جایگاهش  جهنم سوزان است  بروید اگر باورندارید روایات را بنگرید  ای بیچارگان بدبخت

      از على آموز اخلاص عمل

      شير حق را دان مطهر از دغل

      در غزا بر پهلوانى دست يافت

      زود شمشيرى بر آورد و شتافت

      او خدو انداخت در روى على

      افتخار هر نبى و هر ولى

      آن خدو زد بر رخى که روى ماه

      سجده آرد پيش او در سجده‌گاه

      در زمان انداخت شمشير آن على

      کرد او اندر غزااش کاهلى

      گشت حيران آن مبارز زين عمل

      وز نمودن عفو و رحمت بي‌محل

      گفت بر من تيغ تيز افراشتى

      از چه افکندى مرا بگذاشتى

      آن چه ديدى بهتر از پيکار من

      تا شدى تو سست در اشکار من

      آن چه ديدى که چنين خشمت نشست

      تا چنان برقى نمود و باز جست

      آن چه ديدى که مرا زان عکس ديد

      در دل و جان شعله‌اى آمد پديد

      آن چه ديدى برتر از کون و مکان

      که به از جان بود و بخشيديم جان

      در شجاعت شير ربانيستى

      در مروت خود کى داند کيستى

      در مروت ابر موسيى بتيه

      کمد از وى خوان و نان بي‌شبيه

      ابرها گندم دهد کان را بجهد

      پخته و شيرين کند مردم چو شهد

      ابر موسى پر رحمت بر گشاد

      پخته و شيرين بى زحمت بداد

      از براى پخته‌خواران کرم

      رحمتش افراخت در عالم علم

      تا چهل سال آن وظيفه و آن عطا

      کم نشد يک روز زان اهل رجا

      تا هم ايشان از خسيسى خاستند

      گندنا و تره و خس خواستند

      امت احمد که هستيد از کرام

      تا قيامت هست باقى آن طعام

      چون ابيت عند ربى فاش شد

      يطعم و يسقى کنايت ز آش شد

      هيچ بي‌تاويل اين را در پذير

      تا در آيد در گلو چون شهد و شير

      زانک تاويلست وا داد عطا

      چونک بيند آن حقيقت را خطا

      آن خطا ديدن ز ضعف عقل اوست

      عقل کل مغزست و عقل جزو پوست

      خويش را تاويل کن نه اخبار را

      مغز را بد گوى نه گلزار را

      اى على که جمله عقل و ديده‌اى

      شمه‌اى واگو از آنچ ديده‌اى

      تيغ حلمت جان ما را چاک کرد

      آب علمت خاک ما را پاک کرد

      بازگو دانم که اين اسرار هوست

      زانک بى شمشير کشتن کار اوست

      صانع بى آلت و بى جارحه

      واهب اين هديه‌هاى رابحه

      صد هزاران مى چشاند هوش را

      که خبر نبود دو چشم و گوش را

      باز گو اى باز عرش خوش‌شکار

      تا چه ديدى اين زمان از کردگار

      چشم تو ادراک غيب آموخته

      چشمهاى حاضران بر دوخته

      آن يکى ماهى همي‌بيند عيان

      وان يکى تاريک مي‌بيند جهان

      وان يکى سه ماه مي‌بيند بهم

      اين سه کس بنشسته يک موضع نعم

      چشم هر سه باز و گوش هر سه تيز

      در تو آويزان و از من در گريز

      سحر عين است اين عجب لطف خفيست

      بر تو نقش گرگ و بر من يوسفيست

      عالم ار هجده هزارست و فزون

      هر نظر را نيست اين هجده زبون

      راز بگشا اى على مرتضى

      اى پس س القضا حسن القضا

      يا تو واگو آنچ عقلت يافتست

      يا بگويم آنچ برمن تافتست

      از تو بر من تافت چون دارى نهان

      مي‌فشانى نور چون مه بى زبان

      ليک اگر در گفت آيد قرص ماه

      شب روان را زودتر آرد به راه

      از غلط ايمن شوند و از ذهول

      بانگ مه غالب شود بر بانگ غول

      ماه بى گفتن چو باشد رهنما

      چون بگويد شد ضيا اندر ضيا

      چون تو بابى آن مدينه‌ى علم را

      چون شعاعى آفتاب حلم را

      باز باش اى باب بر جوياى باب

      تا رسد از تو قشور اندر لباب

      باز باش اى باب رحمت تا ابد

      بارگاه ما له کفوا احد

      هر هوا و ذره‌اى خود منظريست

      نا گشاده کى گود کانجا دريست

      تا بنگشايد درى را ديدبان

      در درون هرگز نجنبد اين گمان

      چون گشاده شد درى حيران شود

      مرغ اوميد و طمع پران شود

      غافلى ناگه به ويران گنج يافت

      سوى هر ويران از آن پس مي‌شتافت

      تا ز درويشى نيابى تو گهر

      کى گهر جويى ز درويشى دگر

      سالها گر ظن دود با پاى خويش

      نگذرد ز اشکاف بينيهاى خويش

      تا ببينى نايدت از غيب بو

      غير بينى هيچ مي‌بينى بگو

       

       

      + نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم شهریور ۱۳۹۸ساعت 12:34  توسط عبدالحسین  | 

      حوزه: اجتماعی, اسلایدر, برگزیده اخبار, دسته‌بندی نشده, یادداشت ۳۰ شهریور, ۱۳۹۸ :: ۱۲:۰۰کد خبر : ۹۵۴۶

      واکاوی اصرار حداد عادل بر بسندگی زبان فارسی در آستانه آغاز سال تحصیلی؛

      یادداشت | آموزش زبان رسمی بدون آموختن زبان مادری عین بی عدالتی است/وحدت ملی را بیش از این خدشه دار نکنید

      یادداشت | آموزش زبان رسمی بدون آموختن زبان مادری عین بی عدالتی است/وحدت ملی را بیش از این خدشه دار نکنید آقایان متولی به هوش باشید که سُرنا را از سر گشاد آن می زنید! عدالت آموزشی صرفا با کوبیدن زبان فارسی بر مغز کودک معصوم دو زبانه میسر نمی شود.

      گروه اجتماعی انجمن: پس از اظهارات معاون وزیر آموزش و پرورش در خصوص طرح جنجالی “بسندگی زبان فارسی” و انتقادات صورت گرفته علیه این طرح نژادپرستانه از سوی رسانه ها و جامعه مدنی آذربایجان و خوابیدن تب و تاب ظاهری این طرحِ مغرضانه که به صورت علنی وحدت میان اقوام ایرانی را نشانه گرفته است، حال رئیس فرهنگستان زبان فارسی بدون اینکه از عنوان بسندگی زبان فارسی نامی ببرد، علنا در برنامه تلویزیونی از تلاش های خود برای اجرای این طرح با هماهنگی آموزش و پرورش خبر می دهد! و اعلام می کند: ” تلاش ما این است که بچه های مناطق دوزبانه یک سری آموزش های طبیعی را ببینند تا ادبیات فارسی را راحت تر بخوانند”.

      حداد عادل در این برنامه تلویزیونی از کودکان دوزبانه ای سخن می گوید که قریب یک قرن است از آموزش زبان مادری خود در مدارس محروم شده اند و دقیقا با تئوری هایی که امثال حداد عادل در زمان رژیم پهلوی برای نابودی زبان تُرکی طرح کرده بودند، از این حق طبیعی خود محروم شده اند. و حال رئیس فرهنگستان با پیروی از اسلاف خود در رژیم قبلی که طرح های جنون آمیزی همچون جدایی کودکان خردسال آذربایجانی از خانواده های خود برای آموزش زبان فارسی و فراموش کردن زبان تُرکی می دادند، اصرار دارد که یک سری آموزش های طبیعی!! به کودکان دوزبانه داده شود تا ادبیات فارسی را خوب بخوانند!! این در حالیست که دوره های پیش دبستانی و مهد کودک ها که از سال ها پیش آغاز به فعالیت کرده اند، دقیقا همین نقش را ایفا می کنند و در کنار آموزش های ابتدایی همچون شعرخوانی و آموزش اولیه زبان فارسی، کودک را برای ورود به مدرسه آماده می کنند.

      اما روح آریایی خفته در پس ذهن برخی متولیان امور آموزشی گویی از این طرح یک ساله پیش دبستانی اقناع نشده و اصرار دارند دایره آشنایی کودک دو زبانه ایران را با زبان مادری خود که از زمان روی کار آمدن رضا پهلوی به بازه زمانی شش سال اول زندگی و به نهاد خانواده به عنوان آخرین سنگر حفظ این گنجینه خدادادی محدود شده است، هر روز تنگ تر کنند. امثال حداد عادل فردا روزی خواهند گفت که این سطح از آموزش زبان فارسی برای کودکان دو زبانه کافی نبوده و باید این بازه آموزشی به سه سال افزایش یابد. و هیچ تضمینی وجود ندارد که این دنده عقبی که برای واداشتن کودکان دو زبانه برای دست شستن از زبان مادری خود آغاز شده است به طرح های نژادپرستانه ای که در دوران پهلوی برای از بین بردن زبان های غیرفارسی آغاز شده بود و تلاش داشت حتی با جدا کردن کودکان از خانواده های خود این طرح جنون آمیز را به اجرا بگذارد، ختم شود.

      متولیان این امر با این ادعا که با چنین طرح های نژادپرستانه ای، وحدت ملی را که حول محور زبان فارسی برقرار شده است، تقویت می کنند. در حالیکه با این اقدامات نابخردانه خود هر روز تیشه ای دیگر بر ریشه وحدت ملی می کوبند. عقده های روانی این قبیل افراد و توهمات “یک ملت-یک زبان” که یادگار متوهم دیگری از این دست، طی دهه ها قبل بوده است، باعث شده تا به جای اندیشیدن به مشکلات واقعی مردم، به صرافت از بین بردن زبان های غیرفارسی در ایران بیفتند. طرحی که با سیاست های فاشیستی دوران پهلوی به ثمر ننشست و حال عده ای در داخل ساختار جمهوری اسلامی ایران با سوءاستفاده از مقام و منصب خود و با استفاده از امکانات و هزینه از آبرو و مشروعیت نظام اسلامی، در تلاش برای به ثمر رساندن این ایده های به یادگار مانده از رژیم پهلوی، هستند. که صد البته باید به این آقایان یادآور شد آزموده را آزمودن خطاست! پهلوی به زباله دان تاریخ رفته است ولی آذربایجان و زبان تُرکی آن کماکان پابرجاست و اتفاقا بساط همان فاشیست ها به دست همین جوانان آذربایجانی برچیده شد.

      در کنار این مرضِ خانمان سوز که هنوز هم دامنگیر برخی از مسئولین حوزه آموزشی است، نباید از خبط و خطای رسانه ملی چشم پوشی کرد. تریبون صدا‎وسیما که در این وانفسای اقتصادی و سیاسی باید به مشکلات مردم در زمینه امرار معاش، درمان، بهداشت و غیره بپردازد، تریبون را در اختیار حداد عادل قرار می دهد تا در مورد طرح نابودی زبان های ایران افاضه ادب نماید. صدا و سیمای جمهوری اسلامی به جای اینکه بیانات رهبر انقلاب را سرلوحه برنامه های خود در خصوص پرداختن به موضوعات مختلف قرار دهد، کاملا برخلاف آن عمل کرده و وحدت ملی را با برنامه های مغرضانه خود خدشه دار می کند. آیا عدالت آموزشی صرفا آموزش دادن به کودکان معصوم دو زبانه برای فراموش کردن زبان مادری خود است؟ چرا رسانه ملی به موضوعات مهمی همچون بی عدالتی های موجود در انتخاب رشته های دانشگاهی و عدم قبولی اقشار ضعیف جامعه به دلیل نداشتن پول اضافی برای خرج کردن در موسسات آموزشی رانتی پرداخت نمی کند؟ و یا اینکه فرزندان خانوده های طبقات پایین دیگر هیچ شانسی برای قبولی در رشته های پزشکی و امثال آن ندارند؟ کلام آخر اینکه عدالت آموزشی صرفا با کوبیدن زبان فارسی بر مغز کودک معصوم دو زبانه میسر نمی شود. آقایان متولی به هوش باشید که سُرنا را از سر گشاد آن می زنید! با اصرار بیش از اندازه بر آموزش زبان رسمی در سنین کودکی بدون آموزش زبان مادری، وحدت ملی را بیش از پیش خدشه دار می کنید. درک این موضوع که منافع و همبستگی ملی در جامعه از علایق و عقده های شخصی شما مهم تر است نباید تا این حد دشوار باشد.-نظر آذربایجان وپیرامون-در انتظار بهار--باید توجه کننددر دیدار خانواده شهید آذرشهری  (شهری در نزدیکی تبریز که نامش طو فارقان است ودر دوره پهلوی  به دنبال تغییر نامهای ترکی  شهرهاو....به آذرشهر تغییر یافت) وقتی رهبر معظم انقلاب اسلامی  متوجه شدند نوه  شهید ترکی بلد نیست حرف بزند  از خانواده اش پرسید چرا به وی  ترکی یاد ندادید  ؟ بعد به آ«ها فرمودند به فرزندانتان ترکی یاد بدهید زبان فارسی را در مدرسه وکوچه وبازار یاد می گیرند -تعجب می کنم از کسانی مانند آقای حداد عادل  با دانستن نظر رهبر معظم انقلاب چگونه  بر اجرای این طرحها اصرار می ورزد  از سوی دیگر می دانیم  پاکسازی زبانی یکی از بدترین  پاکسازیهای قومی در جهان شناخته شده  و بنا بر آموزه های صریح قرآنی  مردود است  این گونه طرحها مشابه همان  طرحهای رژیم صهیونیستی اسرائیل و  امپریالیستی است  -آقایان توجه کنید زبان فارسی  در هیچ برهه ای از تاریخ عامل وحدت ملیتهای ایرانی نبوده  بلکه این مذهب تشیع ودوستی اهل بیت پیامبر گرامی اسلام  است که باعث  همگرائی سیاسی وفرهنگی در ایران گردیده در طول جنگ تحمیلی یکبار دیگر این قضیه ثابت شد در قضیه حمایت حزبالله لبنان  و انصارلله یمن  و...این قضیه به اثبات دیگر رسید اما تاجیکهای سنی مذهب  تاجیکستان و پاکستان  وافغانستان  چه موضعی دارند -زبان فارسی عربی وترکی سه زبان اصلی قلب جهان اسلام  خاورمیانه بشمار می رود  بیش از این بر طبل  منیت نکوبید بزرگان واقعی علم وادب وفرهنگ فارسی مانند حافض وسعدی ومولوی و حتی فردوسی  کجا چنین رای داشتند  شما دنبال روی  حسد وکینه وعقده شده اید  در هیچکدام از روایات رسیده از ائمه معصومین (ع) چنین رویکری حتی مواضعی نزدیک به آن مشاهده نمی شود  عقل هم آنرا محکوم می کند پس چرا انتظار دارید باور کنیم حق با شماست  و به حق تمکین کنید و هر آنچه را که بر زبان مادری خود می پسندید بر زبان مادری  دیگر مسلمانان نیز بپسندید 

      + نوشته شده در  شنبه سی ام شهریور ۱۳۹۸ساعت 16:15  توسط عبدالحسین  | 

      کد خبر 993370

      تاریخ انتشار: ۳۰ شهریور ۱۳۹۸ - ۰۸:۳۰

      •  

      معرکه یمن و طلیعه تحقق وعده‌های قرآنی/ چگونه «یمانی» فرعونیت نظام سلطه را در هم شکست؟

      یمنی

      تصاویری که خود آمریکایی‌ها از آثار این عملیات تحقیرآمیز یمنی‌ها منتشر کرده‌اند، بیش از آن که شبیه تصاویر ماهواره‌ای از عملیات نظامی باشد، شبیه کاردستی‌های ماهرانه‌ای است، که با دست نقش زده شده است.

      سرویس سیاست مشرق- وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّه وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ

      ما می‌خواهیم بر مستضعفان زمین منّت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان روی زمین قرار دهیم‌. (قصص، ۵)

      صدای مهیب انفجارها و درخشش آخرالزمانی آتشی که در تاریکی سحرگاه روز بیست و سوم شهریور از دو پالایشگاه «بقیق» و «خریص» وابسته به شرکت نفتی آرامکو در شرق عربستان به آسمان برخاست، نه تنها ضربه‌ای مهلک به رگ انرژی در جریان به سوی نظام سلطه وارد کرد، که معادلات نظامی، سیاسی و ژئوپلیتیک منطقه‌ای و بین‌المللی را هم در روزهای آتی دگرگون خواهد کرد.

      بیشتر بخوانید:

      خاندان آل سعود در شوک؛ جزئیات حمله پهپادی به بزرگترین و قدیمی‌ترین تاسیسات نفتی عربستان/ آتش‌سوزی‌های گسترده در پالایشگاه‌های «بقیق و خریص» + نقشه میدانی و عکس

      دود انفجارِ آرامکو به ریاض خواهد رسید/ ارتش یمن: با همکاری افراد شرافتمند در داخل عربستان این عملیات اجرا شد +عکس و فیلم

      هنوز اذهان کارشناسان و متخصصان و تحلیل‌گران نظامی و امنیتی و سیاسی در جهان عرب و رسانه‌های غربی از شوک این حمله غافلگیرکننده، دقیق و کوبنده بیرون نیامده است تا بتوانند تمامی تبعات آن را هضم و سپس تحلیل کنند، چرا که از یک سو، پای ۱۰ پهپاد مجموعا چند هزار دلاری یمنی در میان است و در سوی دیگر، هیمنه و غرور مجموعه‌های صنعتی-نظامی غربی و اتحاد سیاسی غربی-عربی-عبری.

      این عملیات به نقطه عطفی نمادین از افول ابرقدرتی تبدیل خواهد شد که از ۱۹۹۱(سقوط اتحاد سوسیالیسیتی شوروی) تا همین یکی دو سال پیش، تک‌قطب قدرت و ثروت و حرف نهایی در عرصه بین‌اللمل بود، ولی امروز از تامین امنیت یکی از متحدان اصلی خود و از آن مهم‌تر، تامین منافع خود که همانا برقراری جریان انرژی خاورمیانه به سوی غرب است، عاجز است.  کافی است که به توئیت ترامپ در واکنش به این عملیات دقت شود:

      "به دلیل عملکرد خوب ما در حوزه انرژی در دو سه سال اخیر(با تشکر از آقای رییس جمهور!)، ما اکنون صادرکننده درجه یک انرژی و بزرگ‌ترین تولیدکننده انرژی دنیا هستیم. ما به نفت و گاز خاورمیانه نیازی نداریم، و در واقع هم نفتکش های کمی در ان منطقه داریم، ولی به متحدان خود کمک خواهیم کرد."

      از آن خط و نشان‌های «همه گزینه‌ها روی میز است» و فرمان حرکت رزم‌ناوها و هواپیمابرها از اقیانوس آرام به سوی خلیج فارس، تمام «غیرت» ایالات متحده در دفاع از متحد («گاو شیرده») خود، یعنی عربستان سعودی، رییس جمهور مثلا خشن و «هفت‌تیرکش» امریکا به همین جمله ملایم و مبهم بسنده کرده است که «...ولی به متحدان خود کمک خواهیم کرد»، چرا که خود او بهتر از هر کس می داند که یک جنگ دیگر در غرب آسیا، نه تنها اقتصاد به شدت تحت فشار ایالات متحده را در معرض فروپاشی قرار خواهد داد، که آینده سیاسی و احتمال انتخاب دوباره به ریاست جمهوری در ۲۰۲۰ را هم به صفر خواهد رساند، چرا که ترامپ و تیم سیاست خارجی او، هنوز در اجرایی کردن قول‌ها و وعده‌های ۲۰۱۶ خود، مبنی بر بازگرداندن سربازان آمریکایی از جنگ‌های دوردست، وامانده اند و بعد از هزینه «هفت تریلیون دلاری» در منطقه غرب آسیا، کارشان امروز به مذاکره با «طالبان» برای خلاصی آبرومندانه از باتلاق افغانستان کشیده است.

      به واقع، این توئیت را اگر در کنار سخنان یحیی سریع، سخنگوی ارتش و کمیته‌های مردمی یمن بگذاریم که روز دوشنبه(۲۵ شهریور) به متجاوزان هشدار داد "دستان ما به هر نقطه‌ای از زمین هر زمانی که تصمیم بگیریم می‌رسند"، این تغییر بنیادین نامعادله‌ی یمنی به خوبی رخ‌نمایی می کند.

      یحیی سریع تاکید کرد:

      " شرکت‌ها و اتباع خارجی حاضر در تاسیسات نفتی که هدف حملات پیشین قرار گرفتند" هشدار داد که "همچنان هدف آتش محسوب می‌شوند و می‌توانند هر زمانی مجددا هدف حمله قرار گیرند."

      همزمان، خبرگزاری آمریکایی بلومبرگ در پی این عملیات پهپادی یمنی‌ها، از نصف شدن ظرفیت تولید نفت عربستان گفت:

      "‏تولید نفت عربستان پس از حمله پهپادی به پالایشگاه های ابقیق و میدان نفتی حقل خریص، ۵ میلیون بشکه در روز کاهش خواهد یافت که معادل ۵ درصد عرضه نفت در دنیاست. ظرفیت پالایشی ابقیق ۷ میلیون بشکه در روز است."

      آن روز که در اردیبهشت سال ۹۴، با تماس جان کری، وزیر خارجه دولت «مودب» اوباما، با فشار دستگاه دیپلماسی، کشتی امدادی کشورمان مقصد خود را از یمنی که در آن مقطع مظلومانه زیر آتش تجهیزات آمریکایی-بریتانیایی ائتلاف عربستان سعودی می سوخت، به سمت جیبوتی تغییر داد[۱]، اکثر قریب به اتفاق ناظران خارجی و داخلی(حتی بسیاری از تحلیل‌گران انقلابی) گمان نمی بردند که نامعادله یمن این‌چنین واژگونه شود که مهم‌ترین تاسیسات نفتی جهان در عربستان سعودی در آتش عملیات محیرالعقول پهپادهای یمنی در آتش بسوزد و رئیس جمهور قلدر آمریکا در واکنش تنها به «بی‌نیاز بودن از نفت خاورمیانه بگوید».

      سایت فردا در گزارش تحلیلی خود در پی عملیات پهپادی یمن به تاسیسات نفتی آرامکو، نوشت:

      " به عبارت دیگر خطوط قرمزی که عبور از آن‌ها تا پیش از این واکنش سخت آمریکا را به همراه داشت طی این سال‌ها، ماه‌ها و حتی روزها یکی بعد از دیگری زیر پا گذاشته می‌شوند بی آنکه واکنشی جدی از سوی آمریکا ملاحظه شود؛ از نقض آشکار امنیت مهمترین متحدان این کشور در منطقه تا وقوع چالش‌های اساسی در مسیر انتقال انرژی در خلیج فارس و شاید از همه گویاتر؛ سقوط پهپاد آمریکایی توسط پدافند هوایی ایران! همه این تحولات تکان دهنده و خبرساز در حقیقت چیزی نیست جز نشانه‌های ظهور نظمی جدید در مناسبات قدرت در سطح منطقه غرب آسیا و البته سرتاسر جهان؛ مناسباتی که در آن دیگر خبری از جهانی تک قطبی با محوریت آمریکا نیست."[۲]

      باری، تصاویری که خود آمریکایی‌ها از آثار این عملیات تحقیرآمیز یمنی‌ها منتشر کرده‌اند، بیش از آن که شبیه تصاویر ماهواره‌ای بعد از عملیات نظامی باشد، شبیه کاردستی‌های ماهرانه‌ای است که در آن جای زخم‌هایی که یمنی‌ها به تاسیسات نفتی ده‌های میلیارد دلاری سعودی-آمریکایی زده‌اند، چون الگوهای دقیق و منظم قالی رخ‌نمایی می کند. به قول یک کاربر نکته سنج توئیتر، اگر بنا بود یمنی‌ها بمب را با دست به اهداف تعیین شده می چسباندند، این اندازه تمیز و دقیق منفجر نمی شد که شاهکار پهپادهای یمنی به هدف نشست.

      حقیقت آن است که تحولات ملتهب و پرتنش منطقه غرب آسیا و خلیج فارس، دقیقا از مقطع سرنگونی پهپاد دویست میلیون دلاری آمریکایی توسط سامانه سوم خرداد جمهوری اسلامی ایران، وارد فازی شده است که تحلیل و تفسیر وقایع روز به روز برای مبرزترین و برجسته ترین کارشناسان و متحصصان نظامی-امنیتی دنیا دشوارتر می گردد. تو گویی همان دستی که به مصداق آیه شریفه « ما رمیت اذ رمیت و لکن الله رمی» موشک سوم خرداد را آن‌چنان دقیق و ظریف به بدنه پهپاد فوق پیشرفته گلوبال هاوک آمریکایی رساند، پهپادهای یمنی را بیش از هزار کیلومتر، از زیر رصد سامانه‌های عجیب و غریب راداری و دفاع هوایی و هواپیماهای شناسایی آواکس(که مجموعا سر به ده‌ها میلیارد دلار می زند) به سلامت عبور می دهد و دقیقا چون نی که بر سوراخ پاکت آبمیوه فرو می رود، بر پیکره تاسیسات نظامی و اقتصادی سعودی‌ها فرو می برد.

      همان دستی که بین دو سوی نامعادله هشتصد میلیار دلار و ۷ میلیارد دلار(اولی بودجه نظامی ایالات متحده و دومی بودجه نظامی ایران) موازنه برقرار کرده، حالا همین موازنه را بین دو سوی نامعادله سومین کشور پرخرج نظامی دنیا(سعودی) و فقیرترین کشور منطقه(یمن) که رزمندگان دلاور و سلحشورش از شدت لاغری به زحمت به 50 کیلوگرم می رسند و به ندرت پاپوشی به پا دارند، برقرار کرده است.

      پهپادهای یمنی که بلای جان سعودی شده‌اند

      از تبختر فرعونی و طاغوتی بن سلمان در مارس ۲۰۱۵ و آستانه‌ی تجاوز نظامی ائتلاف نظامی عربی موسوم به «طوفان قاطعیت» که از تمام کردن «سه هفته‌ای» کار یمن می گفت، تا توئیت اخیر ترامپ که تلویجا بوی عقب‌نشینی می دهد، حدود ۵ سال می گذرد و این آوردگاه ۵ ساله، با یاری حق، به خط مقدم افول امپراتوری صهیونیستی نظام سلطه تبدیل شده است. همان قدرتی که در کلام آسمانی خود، «مستضعفین» را به پیشوایی زمین وعده داده، می‌خواهد که رزمندگان پابرهنه و نحیف یمنی (که هیچ شباهتی به کماندوهای ربات‌گونه با تجهیزات ده‌ها هزار دلاری آمریکایی ندارند) هیمنه پوشالی آمریکا و متحدان آن را به ریشخند بگیرند. این چنین است که ۱۰ پهپاد یمنی (که طبق برآورد کارشناس نظامی یکی از شبکه‌های آمریکایی، کل هزینه ساخت و تجهیز آن‌ها به ۱۵۰۰۰ دلار نمی رسید) به یک چشم بر هم زدن ظرفیت تولید نفت سعودی را نصف می کنند و این بزرگ‌ترین خفت و خواری برای آمریکایی است که تا چند سال پیش، رجز می خواند و تهدید می کرد «کوچک‌ترین اخلالی را در جریان انرژی تحمل نخواهیم کرد».

      زمانی رسول اکرم(ص) در وصف یار نادیده ‌خود در یمن، اویس قرنی، فرمود « بوی بهشت از جانب یمن به مشام من می‌رسد» و مولا علی(ع) در روایتی از پیامبر اکرم(ص  نقل می‌کند که ایشان در مورد اویس فرموده: «او از حزب خدا و رسول اوست. مرگش به شهادت در راه دین خواهد بود، و گروه بسیاری به واسطه شفاعت او از آتش جهنم رهایی می‌یابند.»

      امروز «یمانی»ها به خوبی ثابت کرده‌اند که از اعقاب همان اویسی هستند که جزو اصحاب خاصه امیرالمومنین بود در رکاب آن حضرت در صفین به فوز شهادت نائل آمد و امروز طلیعه‌داران پرچم مقاومت در برابر امپراتوری جهانی صهیونیسم هستند.----نظر آذربایجان وپیرامون-در انتظار بهار----شکی نیست که  توجه دست اندرکاران ومتفکرین دنیای کفر  اکنون به یمن متوجه شده  اپرات این واقعه  یعنی حمله به آرامکو کمتر از یازده سپتامبر معروف  که حملات انتحاری  با هواپیماهای  مسافربری  برعلیه برخی برجهای آسمانخراش  در نیویورک آنجام شد نمی باشد  آری دیر باورترین  افراد نیز اینک باور می کنند  احادیثی که  تاکید دارند  مکه توسط یمنیها  تصرف می شود یک  حقیقت  است  شکی نیست در هجوم  یمنیها در آن وعدگاه مردم مستضعف  جزیر ه العرب  با یمنیها همراهی خواهند کرد  - - وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّه وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ و این  همان  اراده خداوند است  که مستضعفین وارثان زمین باشند  -ان وقایع  نشان می دهد باید روایات  رسیده از ائمه معصومین (ع) در مورد هرمنطقه جغرافیائی مانند یمن و آذربایجان  و ....ونقش آنها  در آخرالزمان دسته بندی  ومورد کارشناسی  و از حیث  اعتبار  توسط متخصصین فن احادیت رتبه بندی  و مقایسه و....شوند و  جهت مطالعه عموم شیعیان وجهانیان  منتشر سازند ( روایات رسیده در مورد آذربایجان از سوی ائمه اطهار (ع) خیلی زیاد است و تا کنون ندیدم تحقیقی در این خصوص شده باشد ائمه معصومین (ع) بی دلیل در هیچ موضوعی سخن نگفتند ) اینگ  جهان اسلام باید سیاستهای پان بازی و در ایران پارس بازی را کنار بگذارد  دوستداران ائمه معصومین (ع) هستند که به تداوم وگسترش انقلاب اسلامی کمک می کنند  نه فومیتهای هم  زبان وهم نژاد

      + نوشته شده در  شنبه سی ام شهریور ۱۳۹۸ساعت 11:52  توسط عبدالحسین  | 

      ;

      برگزاری نشست حقایق عملکرد ایران در مناقشه قره باغ در تبریز / تصاویر

      ۱۶ شهریور ۱۳۹۸ admin آذربایجان, اخبار, ارمنستان, ایران, عمومی, قره باغ, قره باغ ۰


      شرکت کنندگان در نشست علمی حقایق عملکرد جمهوری اسلامی ایران در مناقشه قره باغ در دانشگاه آزاد اسلامی تبریز تاکید کردند: با تکیه بر مکتب امام حسین آزادی قره باغ از دست اشغالگران امکان پذیر است.

      به گزارش پایگاه خبری حقایق قفقاز به نقل از خبرگزاری آران نیوز، نشست علمی حقایق و عملکرد جمهوری اسلامی ایران در مناقشه قره باغ به همت دانشگاه آزاد اسلامی تبریز، جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه آزاد تبریز و سازمان بسیج فرهنگیان استان آذربایجان شرقی با حضور دکتر اسماعیل سعیدی نماینده محترم مردم تبریز آذرشهر و اسکو در مجلس شورای اسلامی، رئیس دانشگاه آزاد تبریز و جمعی اساتید دانشگاه و اصحاب قلم و رسانه  در تبریز همیشه بیدار برگزار شد.
      در ابتدای این نشست دکتر عزیز جوانپور ضمن اظهار امیدواری برای انجام وظیفه در قبال قره باغ و جمهوری آذربایجان و تسلیت ایام حسینی گفت: ما در انقلاب اسلامی مان و همچنین در ۸ سال دفاع مقدس از مکتب امام حسین (ع) درس گرفتیم و پیروز شدیم و بنابراین به اطمینان می توانیم ادعا کنیم  با تکیه بر مکتب امام حسین آزادی قره باغ  از دست اشغالگران امکان پذیر است همان طور که در سال های اخیر نیز جبهه مقاومت اسلامی در سوریه، لبنان، عراق و یمن با تکیه بر همین مکتب پایدار مانده اند.
      سخنران اصلی این نشست دکتر اسماعیل سعیدی نماینده محترم مردم تبریز آذرشهر و اسکو در مجلس شورای اسلامی، ضمن تسلیت  ایام عزای حسینی گفت: تقریبا در دنیا اسناد محرمانه پس از حدود بیست سال منتشر میگردد ولی متاسفانه در خصوص مناقشه قره باغ پس از گذشت حدود ۲۸ سال از این مناقشه هنوز اسناد مربوط به آن منتشر نشده است و این مساله موجب سوء استفاده دشمنان و رقبای منطقه ای ایران شده است .
      دکتر سعیدی با اشاره به یاداشت دکتر علی مطهری در خصوص حمایت از کشمیر و در گذشته از قره باغ گفت : در گفتگویی که با ایشان داشتم ، اذعان داشتند که قصدم این نبوده که جمهوری اسلامی ایران از قره باغ حمایت نکرده است. بلکه خواستم به عملکرد  بد اقلیتی در جریان دیپلماسی کشوراشاره کنم که سعی بر حاشیه راندن مساله قره باغ داشتند.
      در زمان مناقشه قره باغ، اگر اولتیماتوم جمهوری اسلامی ایران نبود پیش روی ارمنستان متوقف نمی شد این مسائل باید گفته شود. یادمان نرفته است که در جمهوری آذربایجان چه وضعیتی وجود داشت، مگر در آن زمان  دولت مقتدری داشت؟ چه کسی غیر از ایران به جمهوری آذربایجان کمک کرد؟ این مساله نباید فراموش شود و اسناد آن به وقتش منتشر خواهد شد. عده ای می خواستند در جمهوری آذربایجان به دست نیروهایی که خودشان به وجود آورده بودند نسل کشی راه بیاندازند.
      نماینده مردم تبریز در مجلس شورای اسلامی گفت: در آن زمان دستگاه امنیتی جمهوری آذربایجان هنوز کاملا مستقل نشده بودند و تحت تاثیر آمریکا و رژیم صهیونیستی قرار داشتند، و با غرض ورزی، نیروهای ایرانی را که در جمهوری آذربایجان مستقر بودند و به آنها کمک می کردند به نوعی از این کشور بیرون راندند علتش چیزی نبود  جز این که نیرو های ایرانی می خواستند  روحیه ایستادگی و مقاومت را تقویت  و تجربه ایستادگی مردم ایران بین سالهای ۵۹ و ۶۸ را در جمهوری آذربایجان پیاده کنند و کارها خوب پیش می رفت ولی با نفوذ آمریکائیها و رژیم صهیونستی، نگذاشتند ادامه دارشود و آزادی قره باغ ممکن نشد، درحالیکه به راحتی  قابل حل و آزاد شدن بود.
      دکتر سعیدی در پایان یاد آورشد  سابقه ۱۰۰ سال گذشته سازمان ملل و شورای امنیت  نشان داده است که آنها  عرضه حل چنین مناقشاتی را نداشته و قره باغ که هیچ ، یک وجب از خاک اشغال شده در هیج جای دنیا را نمی توانند آزاد کنند.


      نظر آذربایجان وپیرامون-در انتظار بهار-------به دنبال  ا نتقادات  آقای علی مطهری  یکی از نمایندگان  فارس زبان مجلس شورای اسلامی  از سیاست  جمهوری اسلامی  ایران در حمایت از ارمنستان  متجاوز  واشغالگر  قره باغ  به جای جمهوری آذربایجان  شیعه  و....اینطور که از گزارش بالا پیداست  برخی به انکار این موضوع بر خواسته اند  - من می گویم  کاری  به اظهارات   آقای مطهری و  جمهوری آذربایجان  و....نداشته باشید بروید تجزیه تحلیلهای  روزنامه ها  رسانه های دولتی  و اظهارات  مقامات  رسمی خود کشور ارمنستان را از زمان فروپاشی  شوروی  وهمچنین  مواضع  رسانه ای ودولتی   روسیه  را در مورد  سیاست حمایتی ایران  در جنگ قره باغ  از ارامنه را مطالعه فرمائید حتی  بارها شده که مقامات ارمنستان  ایران را تنفسگاه خود نامیده اند  -از طرف دیگر بروید جلو ویترین  آژ انسهای مسافرتی و  توریستی  و فروش وتبلیغ تورهای سفر تفریحی وتجاری را  مشاهده فرمائید  سفر دوره ای مقامات  کشور ایران وارمنستان  نگاه کنید روابط تجاری  و اقتصادی طرفین  هم  موضوع دیگریست  و....-ضمنا حتما شنیدید  که  ریس جمهور ارمنستان  در آخرین سفر به ایران اجازه یافت در یک متینگی  برای ارامنه  ایران صحبت نماید  به حواشی آن متینگ کاری ندارم  اما حتما می دانید  که ارامنه ایران  تبعه ایران هستند  مطمئن  هستم حتی به رئیس جمهور  فارس تاجیکستان یا افغانستان  یا  شبه فارس پاکستان  اجازه صحبت  در مسافرت به ایران  برای بخش از فارسها را نخواهند داد  چه برسد  به رئیس جمهور جمهوری آذربایجان  که حتما اجازه صحبت به حداقل بخشی از ترکهای ایران  را بدهند  ضرورتی ندارد  و بدون شک با هرمنطقی  غیر قابل توجیه است  از همه اینها بگذریم  آیا نباید رسانه های دولتی  و در مراسمات  رسمی وراهپیمائیها  همانگونه که  مرتبا  اشغالگران قدس شریف  متجاوزان به یمن  و سوریه  معرفی می شوند  نیات شوم آنها برای مردم معرفی می گردد  و برعلیه همه متجاوزان اجازه راهپیمائی داده می شود  الا  در قضیه قره باغ  و مواضعی که از وزارت خارجه  می شنویم دو دولت  جمهوری آذربایجان وارمنستان را به خویشتنداری  دعوت می کنند اگر  حداقل  اذهان مردم شیعه ایران  توسط رسانه ملی و  وعاظ  وسخنوران   به موضوع جنگ قره باغ  همانند موضوع  قدس شریف حساس می شد  امروز ارمنستان  خیلی وقت بود که از قره باغ و  از بقیه نواحی اشغالی  عقب نشسته بود و.... حال ما انتظار داشتیم موشکهای  پیشرفته  که به حزب الله لبنان و حشدالشعبی  و انصا رالله یمن داده شده به جمهوری  آذربایجان نیز بدهند  -حال شما در تبریز نشسته اید  و تکذیب می کنید  و نکند فکر می کنید ازطرف تبریز  موضع گرفته اید  نه  شما جرات ندارید حقایق آشکار است  در این  سالها به هرکس که آمد حرفی  بزند  گفتید پان ترک وقومگرا  مواضع انقلاب اسلامی روشن است  باید در مسئله  اقلیم آذربایجان  تفکرات  پان فارسی  حذف وتفکرات انقلاب اسلامی  همانند  لبنان  یمن  تبین شود   ----تبریز خواب است واگر بیدار بود  خیلی وقت پیش   یخه ارمنستان را گرفته بود   وتشر زده بود چک ایاقون  توپراغیمنان  کافر اوغلی  یوخسا  دلی لریم گلیر ایراوانا 

      + نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم شهریور ۱۳۹۸ساعت 20:20  توسط عبدالحسین  | 

      چرا دربرابر یک انتقاد برآشفته می‌شوید؟/فلسفه پخش جلسات علنی از رادیو، شفاف‌سازی است

        
      • 1398/06/20 11:36
      • کد خبر: 112516

      میرتاج‌الدینی خطاب به نمایندگان مجلس؛

      چرا دربرابر یک انتقاد برآشفته می‌شوید؟/فلسفه پخش جلسات علنی از رادیو، شفاف‌سازی است

      نماینده اسبق مردم تبریز گفت: اگر این انتقادات در گذشته محکم‌تر بیان می‌شد و مسئولین در اتاق‌های شیشه‌ای قرار داشتند، دیگر مدیر و مسئول میلیاردر پیدا نمی‌شد.

      به گزارش آناج، حجت‌الاسلام میرتاج‌الدینی با اشاره به انتقاد یکی از خطبای کشور درباره عدم استقبال وکلای ملت از طرح شفافیت آرای نمایندگان اظهار داشت: این طرح با امضای 180نماینده به صحن علنی آمد اما فقط 80 رای موافق آورد، معلوم میشود که امضاها کارشناسی نبود.

      وی افزود: نمایندگان مجلس، وکیل مردم هستند بنابراین رای و تصمیم آن‌ها باید در معرض دید مردم قرار بگیرد. عموم ملت باید بدانند نماینده آن‌ها در مجلس چگونه عمل می‌کند. شفافیت، لازمه کار نمایندگی است.

      نماینده اسبق مردم تبریز در مجلس شورای اسلامی خاطرنشان کرد: فلسفه و علت پخش جلسات علنی از رادیو هم در راستای شفافسازی است.

      میرتاج‌الدینی با بیان اینکه تریبون مجلس کاملا آزاد در اختیار نمایندگان قرار دارد و درباره هر موضوعی و علیه هرکسی سخن گفته می‌شود، اظهار داشت: حالا یک روحانی هم پیدا شده و از عملکرد نمایندگان انتقاد کرده است، چرا ناراحت شده‌اید و اظهار ناخرسندی می‌کنید؟

      نماینده ادوار مجلس سینه مسئول را گشاده و انتقادپذیر معرفی کرد و گفت: هر مسئولی اعم از مسئولین اجرایی تا نمایندگان مجلس نباید از انتقاد ناراحت شوند. مسئولین در قبال انتقادها ،تحمل و سعه صدر داشته باشند و روحانیت مبارز زبان گویای مردم هستند.

      حجت‌الاسلام میرتاج‌الدینی تصریح کرد: انتقاد از مسئولین یکی از مصادیق امربه معروف و نهی از منکر است که در اصل هشتم قانون اساسی مورد تاکید قرار دارد.

      نماینده اسبق مردم تبریز، شفافیت را مانع پیدایش رانت و ثروت‌های بادآورده عنوان کرد و افزود: اگر این انتقادات در گذشته محکم‌تر بیان می‌شد و مسئولین در اتاق‌های شیشه‌ای قرار داشتند، دیگر مسئول میلیاردر پیدا نمی‌شد.

      میرتاج الدینی اظهار داشت: سرمایه‌های هنگفتی که دراختیار برخی مدیران قرار دارد، منبع پیدایش آن‌ها باید مشخص شود. مسئول اجرایی با تاجر یا سرمایه‌گذار تفاوت دارد.

      وی در پایان متذکر شد: فردی که در این کشور مسئولیت دارد، نمی‌تواند از رانت‌های موجود در حکومت به نحو شخصی استفاده کند. اگر شفافیت رعایت می‌شد، فاصله طبقاتی در کشور به وجود نمی‌آمد.

      انتهای پیام----نظر آذربایجان وپیرامون-در انتظار بهار---نظر قرآن چیست نظر نهج البلاغه چیست نظر عقل با انصاف چیست  نظر ائمه معصومین (ع) چیست؟  آنچه من از خاطرات  دوران حدود پنج سال خلافت حضرت علی ابن ابیطالب  (ع)  شنیدم وبه یاد دارم  مهمترین مسئله  که یک حکومت اسلامی باید بدان توجه کند حساب دخل وخرج و تقسیم بیت المال است  وخرج  بدون اتلاف ورانت  وحیف ومیل بیت المال  -گاهی که با مقایسه آمارهای  استحصالی  در منابع مختلف می بینم  و باهم مقایسه می کنم مثلا نتیجه می گیرم میزان سرمایه گذاری دولتی در جهل سال بعد انقلاب  اسلامی در یک  استان مرکز ی کشور با جمعیتی نزدیک  به جهار میلیون نفر  بیش از جهار استان آذربایجان شرقی غربی اردبیل و زنجان با جمعیتی  نزدیک به دوازده میلیون نفر می باشد  مثلا تولید برق در آن استان  به تنهائی حدود هفت هشت هزار مگاوات  و در این چهار استان جمعا حدود چهار هزار مگاوات وشاید اندی  باشد و.....-این تفاوتها سبب  مهاجر فرستی می شود سبب عدم توسعه یافتگی می شود سبب عدم رونق کسب وکار در این استانها شده  سبب حاشیه نشینی بیشتر می شود  -آمار جمعیت مهاجر از اقلیم آذربایجان ایران در یکصدو اندی سال  با احتساب  آمار موالید آنها  در مناطق ساکن شده  تحقیقا از جمعیت ساکن فعلی  اقلیم آذربایجان  کمتر نیست -مرحوم سید جلال آل احمد  در کتاب در خدمت وخیانت روشنفکران  در بخش مربوط به آذربایجان  همین  مسائل را با  تعابیر تخصصی تر وتحقیقی تر بیان کرده است مرحوم سید محمدشهریار هم در اشعار فارسی خود با موضوع آذربایجان به قسمتی از این سیاستهارا با زبان گویای شعر بیان فرموده-که  نام این سیباستها  جنگ جمعیتی  به منظور پاکسازی زبانی نیست پس چیست ؟  ---حال-همه مذاکرات  مقامات کشوری  از دولت تا مجلس و....همه وهمه در پشت دربهای بسته باشد  یا باز  هر کدام  عوارض خود را دارد  مهم اینست که بیت المال عادلانه تقسیم گردد  و....فرق اسلام ناب محمدی (ص) با نظامهای دیگر در کنار توصیه به یکتا پرستی  تقویت تقوا وحیاء احیاء عدالت در تمام شئون جامعه می باشد-لذا پیدایش  مدیران ومسئولان میلیاردی  و افزایش فاصله طبقاتی دلیلش پخش یا عدم پخش مذاکرات مجلس نیست  بلکه سیاست های مالی تبعیض آلود و فله  واحساسی وقومیست و البته هرچه سیستم شایسته سالار پذیر بشود اوضاع مدیریت نیز هزینه کمتری دارد

      + نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم شهریور ۱۳۹۸ساعت 11:50  توسط عبدالحسین  | 

      تاریخ انتشار : ۱۳۹۸/۰۶/۱۸ ساعت بهارنیوز۰۲:۱۰

      کد مطلب : ۱۸۷۲۶۶

      دو زن بی‌حجاب در فرانسه امام جماعت شدند!

      گروه بین‌الملل: برای نخستین بار در فرانسه،دو زن که حدود ۱۰ سال پیش به اسلام گرویده‌اند، به‌عنوان امام جماعت (پیش‌نماز) در پاریس نماز برپا کردند؛ آن هم بدون داشتن حجاب!

      ایفا جنادین و آن صوفی مونسونای دو زن بی‌حجاب که امام جماعت شدند!

      ایفا جنادین و آن صوفی مونسونای دو زن بی‌حجاب که امام جماعت شدند!

      به گزارش یورونیوز، ایفا جنادین و آن صوفی مونسونای دو زنی بودند که در یک اتاق اجاره‌ای جلوی حدود ۶۰ زن و مرد که در کنار هم قرار داشتند، ایستادند و نماز را اقامه کردند. در مراسم نماز آن‌ها پوشیدن حجاب برای زنان هم اجباری نیست. بنا به دلایل امنیتی محل دقیق این مکان پنهان مانده است. آن صوفی در گزارشی که روزنامه لوپاریزین منتشر کرد به مخالفت‌ها در این زمینه اشاره می‌کند اما می‌گوید که تشویق‌ها به نسبت تهدیدها بیشتر بوده است. جنادین مدرس رشته تاریخ است و مونسونای موسیقی آموزش می‌دهد. هر دو زن، حدود یک دهه پیش به اسلام گرویده‌اند و در سال ۲۰۱۸ موسسه‌ای را با نام «صدای اسلام روشنفکر» تاسیس کردند. جنادین درباره برگزاری نخستین نماز می‌گوید: «نخستین نماز تاریخی به دلایل خاص روز شنبه برپا شد اما جلسات دیگر به‌طور ماهانه عصرهای جمعه برگزار می‌شود.» موسسه این دو زن می‌تواند با تامین مالی صورت گرفته به مدت یکسال مراسم مذهبی خود را برگزار کند.

      جنادین درباره هدف از این کار می‌گوید که باید تقاضا برای این شکل از اسلام سنجیده شود که به عقیده این زن می‌تواند «ایمان را با عقل و اندیشه انتقادی» آشتی دهد. او به روزنامه لوپاریزین می‌گوید: «ما برای ایجاد یک اسلام فرانسوی که سازگار با دستاوردهای مدرنیته است تلاش می‌کنیم.» این دو زن پس از این مرحله، امیدوارند بتوانند یک اجازه دائمی را در این زمینه به‌دست آورند. آن‌ها علاقمندند نام مسجد خود را سیمرغ بگذارند. از سوی دیگر کهینه بهلول، فارغ التحصیل رشته اسلام شناسی به تازگی کارزاری را برای جمع آوری کمک مالی به منظور انجام طرح‌های مشابه آغاز کرده است.

      کهینه بهلول که می‌خواهد مسجدی لیبرال را با امام جماعت خودش بسازد 
      او علاقمند است که در صورت امکان در پاریس یک مسجد «لیبرال» با نام «فاطمه» را افتتاح کند جاییکه می‌خواهد امام آنجا باشد. او این طرح را با فرد دیگری با نام فاكر كورشان پیگیری می‌کند. خانم بهلول ۴۰ ساله به خبرگزاری فرانسه می‌گوید که باید بودجه و مکان این کار را فراهم کرد. وی در عین حال اعتراف می‌کند با وجود حمایت‌هایی که شده است اما برخی تهدیدات نیز دریافت کرده است. همزمان آن صوفی مونسونای که توانست چنین کاری را انجام دهد، می‌گوید: «بزرگترین مشکل پیدا کردن مکان مناسب بود.» او اضافه می‌کند شاید نگرانی‌ها درباره چیزی که به آن «مسجد» می‌گویند وجود داشته باشد اما این فقط جایی است که شما در آنجا نماز می‌خوانید.

      دیدیه لسشی رئیس موسسه اروپایی علوم ادیان به خبرگزاری فرانسه می‌گوید: «این موضوع پیچیده است چراکه هیچ شورای شهری نمی‌خواهد به آن‌ها کمک کند.» با این حال عده‌ای از زنان مسلمان اصرار دارند که در اسلام امامت زنان ممنوع نشده است و موانع تنها فرهنگی و روانشناختی است. طبق گفته طارق اوبرو امام مسجد بوردو در جنوب فرانسه، در متون اسلامی مخالفتی با امامت زنان نشده است. وی می‌گوید مهم توانایی است و نه جنسیت. امامان ما در حال بررسی متون اسلامی هستند که ببینند آیا مبنای محکمی در این زمینه وجود دارد که زنان بتوانند هدایت نماز جماعت را برعهده بگیرند
       
      با این وجود او تایید می‌کند که ساختار اجتماعی در مسجد همچنان بسیار محافظه کارانه باقی مانده است.
      دليل بوبكر، مسئول مسجد جامع پاریس می‌گوید که این سوال را بررسی می‌کنند: «امامان ما در حال بررسی متون اسلامی هستند که ببینند آیا مبنای محکمی در این زمینه وجود دارد که زنان بتوانند هدایت نماز جماعت را برعهده بگیرند.» غالب بن شیخ، رئیس بنیاد اسلامی فرانسه در این زمینه می‌گوید که این کشور [فرانسه] نسبت به سایر کشورهای غربی عقب مانده است. وی این موضوع را به جو عمومی «آلوده شده با خشونت و تروریسم» در چند سال گذشته نسبت می‌دهد.

      امینه وادود در سال ۲۰۰۵ برای نخستین بار در شهر نیویورک آمریکا، نماز را به‌عنوان امام به‌جا آورد. شیرین خان‌کن در دانمارک مسجد مریم را ساخت. نمونه‌های مشابه دیگری را می‌توان در لندن، برلین نیز شاهد بود. مونسونای، جنادین و بهلول متقاعد شده‌اند که در فرانسه تقاضا برای طرح آن‌ها وجود دارد. مونسونای می‌گوید: «یک اقلیت ساکت وجود دارد که بخش قابل توجی از مسلمانان مترقی هستند که به مساجد سنتی نمی‌روند و به تنهایی نماز می‌خوانند.»----نظر آذربایجان وپیرامون-در انتظار بهار----برخی از گزارشها که محققین خود غرب منتشر می کنند پیش بینی  می کنند مثلا در پنجاه سال آینده  چهل درصد جمعیت اورپا را مسلمان خواهند بود  و در سالهای   آینده  این روند  بازهم بیشتر می شود  لذا بدون تردید خیلی از  مخالفان اسلام  در غرب بیکار نمی نشیندند آنها احساس خطر می کنند و طرحهای شیطانی خود را  اجراء می نمایند  مسلما کلیسا  هم ساکت نمی نشیند- انقلاب اسلامی ایران باید بتواند  اسلام ناب محمدی (ص)  پیاده نماید و در هیچ موردی مصلحتی عمل نکند  باج ندهد از هیچکدام از احکام صریح قرآنی ونهج البلاغه  و مصادیقی که مورد تاکید ائمه معصومین (ع) می باشد کوتا نیاید مثلا دیده می شود در ایران  عده ای روشنفکر نما  به تعبیر( من نفوذی یا نا آگاه  یا خائن ) سیاستهای  پان فارسیزم را  با پنهانکاری  تحت  شعائر اسلامی  به پیش برده  ونهادینه نمایند  از اسلام ایرانی وامثال آن سخن می گویند خوب عده ای ممکن است  باور کامل به سیاستهای پان  داشته باشند  بروند شعار خود را بدهند اما نه تحت لوای دین اسلام  نباید اشخاصی با این افکار وارد اطاقهای فکر انقلاب اسلامی شوند و می دانیم که اسلام  سیاستهای پاکسازی زبانی وقومی را تحت هر عنوانی قبول ندارد  تحمیل زبان فرهنگ با هرشیوه  سیاستهای امپریالیستی وصهیونیستی می باشد  - انشا الله عالمان دین جهان اسلام بخصوص جهان تشیع  اسلام ناب محمدی (ص) را ارائه کنند  واجازه ندهند به نام پیشرفت وتجدد و ادعای ضرورتهای امروزین امثال  این  فرقه های عجیب وغریب  مانند (در گزارش با لا )خود سرانه با نام دین اسلام   اینگونه  تبلیغ نمایند

      + نوشته شده در  چهارشنبه بیستم شهریور ۱۳۹۸ساعت 19:42  توسط عبدالحسین  | 

      نتشار:  شنبه 16 شهریور 1398  ::  17:49   

       

      نشست مسعود بارزانی و هیئت حزب دمکراتیک خلق های ترکیه پشت درهای بسته

      سرویس عراق و اقلیم کردستان- نشست رهبر حزب دمکرات کردستان (پارتی) و هیئت حزب دمکراتیک خلق های ترکیه در اربیل و پشست درهای بسته برگزار شده و طرفین هیچ گونه اطلاعاتی از جزئیات این دیدار ارائه ندادند.

      به گزارش کردپرس، هیئتی از حزب دمکراتیک خلق های ترکیه به ریاست سزایی تملی رئیس مشترک حزب و با حضور  بردان اوزتورک کنگره دموکراتیک خلق ها، فاتیما کورتولان نایب رئیس فراکسیون HDP در پارلمان ترکیه و نظمی گور نایب رئیس HDP و هوشیار اوزسوی نماینده آمد (دیار بکر)  در پارلمان امروز شنبه 16 شهریور / 7 سپتامبر، وارد شهر اربیل مرکز اقلیم کردستان شد و در اولین قدم با مسعود بارزانی رهبر حزب دمکرات (پارتی) دیدار کرد.

      سایت خبری روژ نیوز در این مورد گزارش داد که در این دیدار فاضل میرانی دبیر دفتر سیاسی پارتی و صفین دزه یی مسئول روابط خارجی دولت اقلیم کردستان و علی حسین مسئول روابط پارتی نیز حضور داشته اند.

      طبق خبر این دیدار به دور رسانه ها و پشت درهای بسته به مدت دو ساعت انجام شده و پس از پایان دیدار بارزانی هیئت میهمان را بدرقه کرده، اما طرفین هیچ گونه اطلاعاتی را در مورد آن به خبرنگاران ارائه ندادند.

      سایت رسمی حزب دمکرات (پارتی) نیز گزارش داد که سزایی تملی پیش از این دیدار به خبرنگاران اعلام کرده که بارزانی شخصیت بسیار مهم و تاثیرگذاری در مسائل مهم کردها و سیاست منطقه است و هیئت HDP نیز در دیدار با وی به گفتگو در مورد مسائل مهم منطقه می پردازد.

      وی تاکید کرد که HDP برای ایجاد صلح و ثبات پایدار در منطقه و نهادینه کردن دمکراسی تلاش می کند و لازمه چنین امری نیز حل مسئله کُرد در منطقه است.----نظر  آذربایجان وپیرامون-در انتظار بهار ---دولت ترکیه چطور اجازه می دهد در برهه حساس کنونی یکی  از دهها  حزب  متعلق به  کردهای آن کشور  که بدون هیچ تردیدی  شاخه سیاسی  پ ک ک  می باشد  به یک کشور دیگر برود  و با  رهبر تجزیه طلب کردهای عراق مذاکره نماید   اگر وضع بدین منوال پیش برود  مشخص است که خود ترکهای ترکیه  مانند چک واسلواکی  تصمیم  به تجزیه کشور خود بگیرند  یا مانند سیاست انگلستان  در مورد اسکاتلند عمل نمایند و با رفراندم در مناطق کردی  آنها را مخیر به  جدائی یا  مانند با ترکیه آزاد بگزارند  آری این زخمهای کهنه  در نسلهای آینده تعیین تکلیف خواهد شد دیر وزود دارد سوخت وسوز ندارد  جهان در حال تغییر است   -کردهای ترکیه  اینهمه آزادی سیاسی دارند وباز هم اعتراض می کنند  معلوم می شود آنها به چیزی جژء  تشکیل یک کشور کردی در قسمتی از ترکیه آرام نخواهند گرفت 

      + نوشته شده در  شنبه شانزدهم شهریور ۱۳۹۸ساعت 20:44  توسط عبدالحسین  | 

      هزینه کلان سرطان بر اقتصاد آذربایجان/ تومور در تبریز ترمز بریده است 

      •  
        
      • 1398/06/10 11:53
      • کد خبر: 112377

      آناج گزارش می‌دهد؛

      هزینه کلان سرطان بر اقتصاد آذربایجان/ تومور در تبریز ترمز بریده است 

      در سال 96 نموداری انتشار یافت که طبق آن استان آذربایجان‌شرقی از نظر شیوع فوت بر اثر سرطان و تومورها با قرار گرفتن در رده دوم کشور، در وضعیت قرمز قرار گرفته بود.

      گروه اجتماعی آناج؛ روزگاری نه چندان دور تصادف، اولین عامل ثبت شده مرگ و میر در میان تبریزی‌ها بود. جایگاه بعدی به سکته و بیمای های قلبی و عروقی اختصاص داشت. امروز در میان هیاهوی انجام مطالعات برای علت یابی دلایل آلودگی و سهم آنها در توسعه غیرپایدار شهر، سرطان آرام آرام جایگاه خود را تثبیت می‌کند. سال‌هاست که خبرها بر آمار بالای انواع سرطان در تبریز و دیگر شهرهای آذربایجان صحه می‌گذارند.

      فرای آنکه اعلام کنند تبریز مرکز پذیرش بیماران سرطانی شمالغرب، غرب کشور و حتی کشورهای همسایه است یا لقب اولین را در «برنامه ثبت سرطان مبتنی بر جمعیت» به دوش می‌کشد و به همین دلیل آمارها صعودی شده‌اند.

      معاون بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی تبریز در این خصوص می‌گوید: «میزان شیوع سرطان در استان ما 141 نفر در هر 100 هزار نفر است.» این آمار به تنهایی می‌تواند اقتصاد آذربایجان شرقی و تولید ناخالصش را چند درجه ای جابه جا کند. 

      وضعیت قرمز سرطان!

      خردادماه، معاون تحقیقات وزیر بهداشت، با تشریح نتایج دومین گزارش ثبت سرطان کل جمعیت ایران، پرخطرترین استان‌های کشور برای شیوع ۱۰ سرطان شایع کشور را معرفی کرد. در میان داده‌های ارائه شده، آذربایجان‌شرقی جایگاه شاخصی برای بروز سرطان به ویژه در سرطان معده داشت. 

      این گزارش که تازه‌ترین آمار ثبت شده موارد جدید بروز سرطان تحت «نظام ثبت سرطان ایران»، مربوط به سال 94 (دومین سال ثبت سرطان با پوشش ۷۷ میلیون و ۵۳۹ هزار نفری کل جمعیت در ۳۰ استان) را روایت می‌کند، از شمالغرب کشور به عنوان پرخطرترین استان برای سرطان معده در جمعیت زنان و مردان، یاد کرده است. در این گزارش، اردبیل‌، زنجان‌، خراسان شمالی‌، آذربایجان شرقی‌، آذربایجان غربی و خراسان رضوی به عنوان شش استان دارای رتبه «شیوع بسیار بالا» ‌با بروز برابر یا بیش از 30 مورد سرطان معده در هر 100 هزار نفر معرفی شد.

      در سال 96 نیز نموداری انتشار یافت که طبق آن استان آذربایجان‌شرقی از نظر شیوع فوت بر اثر سرطان و تومورها با قرار گرفتن در رده دوم کشور، در وضعیت قرمز قرار گرفته بود. طبق این نمودار، گیلان، آذربایجان شرقی، اردبیل، خراسان، کرمانشاه، مازندران، آذربایجان غربی و اصفهان به ترتیب با بیشترین شیوع فوت به علت سرطان و تومور، در وضعیت قرمز قرار گرفته بودند.  

      لرز اقتصاد در آذربایجان 

      وزارت بهداشت اعلام کرده است در ایران بیش از ۲ درصد کل هزینه‌های حوزه سلامت برای درمان این بیماری پرداخت می‌شود. این وزارتخانه هزینه‌های مستقیم درمان سرطان در ایران را سالانه ۳۰۰۰ میلیارد تومان تخمین زده و توضیح داده است که برآورد دقیقی از هزینه های غیرمستقیم این بیماری که به مردم تحمیل می‌شود، وجود ندارد. اما ناهید تاج الدین، عضو کمیسیون اجتماعی مجلس، مجموع هزینه های مستقیم و غیرمستقیم سرطان در ایران را بین ۹ تا ۱۰ هزار میلیارد تومان اعلام و توضیح داده که طرح تحول نظام سلامت بحران هایی مثل سرطان و هزینه های آن را کنترل کرده است.

      آمار دقیق تعداد بیماران سرطانی در تبریز و آذربایجان‌شرقی مشخص نیست. طبق اظهارنظر وزارت بهداشتی ها، سالانه 100 تا 120 هزار نفر در ایران به سرطان مبتلا و 50 تا 60 هزار نفر آنها به علت این بیماری فوت می کنند. البته این نرخ نیز آمار کلی را اعلام نمی‌کند، چرا که طبق آن سالانه 100 هزار نفر به بیماران قبلی اضافه می‌شود. مهرماه سال 97 معاون بهداشت دانشگاه علوم پزشکی تبریز، از نرخ ابتلای سالانه آذربایجانی‌ها به سرطان رونمایی کرد که اگر تا امروز تغییر نکرده باشد، می‌توان با استناد به آن اعلام کرد که این استان رتبه دوم نرخ ابتلا به سرطان را در کشور دارد.

      به گفته دکتر عباسعلی درستی، «میزان شیوع سرطان در دنیا، 205 نفر در هر 100 هزار نفر در مردان و 165 نفر در هر 100 هزار نفر در زنان است که در مقایسه با آمارهای جهانی، میزان شیوع سرطان در ایران، کم‎تر بوده و متوسط شیوع آن در هر دو جنس، 158 نفر در هر 100 هزار نفر است اما با این وجود آمار شیوع آن در ایران نیز همانند سایر نقاط دنیا، رو به افزایش است.»

      اگر این آمارها مبنای محاسبات قرار بگیرد و با توجه به آماری که وزارت بهداشت اعلام کرده (سالانه نیمی از مبتلایان به سرطان در ایران فوت می کنند) فوت بیماران سرطانی در استان برمبنای قیمت دیه سال جاری 675 میلیارد تومان به اقتصاد و نیروهای فعال اقتصادی زیان وارد کرده است. باید توجه داشت که هزینه حذف یک عضو خانواده و پیامدهای ناشی از آن قابل محاسبه نیست.

      برای سرطان شایعی مثل سرطان معده، متوسط هزینه ماهانه شیمی درمانی در بیمارستان های دولتی، ویزیت، رژیم و تغذیه، دارو، آزمایش ها و سایر هزینه های جانبی متوسط 2.5 تا 3 میلیون تومان در ماه برآورد می شود. پنج هزار بیمار سرطانی استان، ماهیانه 15 میلیارد تومان و سالیانه 5475 میلیارد تومان به اقتصاد خانواده و استان تحمیل می کنند که از هزینه کشوری آن بالاتر است!

      هزینه عمل جراحی و رادیوتراپی در بیمارستان‌های دولتی به طور معمول رایگان است، ولی هر جلسه رادیو تراپی حدود یک میلیون تومان و جراحی بین 5تا 10 میلیون تومان برای بیمه ها هزینه دارد.

      متاسفانه هزینه درمان سرطان پس از اعمال تحریم چندبرابر شده و بخشی از داروهای این بیماران کمیاب یا گران شده که خیریه ها نیز توان حمایت از خانواده ها را ندارند. به عنوان مثال قیمت سوزنی که ماهانه برای سرطان کبد باید تزریق شود، به 18 میلیون تومان رسیده است!

      این هزینه ها در حالی به آذربایجان تحمیل می شود که با نگاه ویژه مسئولان به وضعیت دریاچه ارومیه در سال‌های گذشته و مطالعات در حال انجام در دانشگاه‌های استان که بخشی از آن به بیرون درز کرده، می توان از تحمیل خرج های درشت به مردم و اقتصاد استان جلوگیری کرد.

      هرچند عامل بروز سرطان به درستی مشخص نیست، اما تغییر سبک زندگی، توجه به سلامتی و کاهش وزن، تولید و استفاده از موادغذایی ارگانیک، آب سالم و تنفس در هوای پاک می تواند بروز این بیماری را در تبریز کاهش دهد.---نظر آذربایجان وپیرامون-در انتظار بهار----پخت نان با آرد سفید بدون سبوس  تحقیقا در بیش از نود  وچند درصد نانوائیهای اقلیم آذربایجان بخصوص مناطق روستائی ومستضعف نشین  که نان غذای اصلی خانوار را  تشکیل می دهد  رواج دارد  و باعث  کندی رشد کودکان می گردد  ضمنا از عوامل زمینه ساز سرطان می باشد  -در یک برنامه تلوزیونی اخیرا شنیدم  سبوس را باقیمت گرانتر از خود آرد گندم به گاوداریها می فروشند  ( چون  در تهران قم اصفهان و....اکثرا نان  طبخ شده  با ارد سیاه سبوسدار دیدم پس سرنوشت سبوس  گندمهای آذربایجان مشخص می شود که راهی گاوداریها ی کشور می شود)-آب ارس یا همان آراز خودمان  توسط ارمنستان کافر  با ریزش پسماند کارخانجات  آلوده می شود از عوامل دیگر سرطان است  -عادت به خورد شیرینیجات  بخصوص ناسالم  با رنگهای مصنوعی  عامل دیگر سرطان است  استفاده نابجا از سموم شیمیائی در  سمپاشی مزارع عامل دیگر است-در سالهای اخیر بادهای نمکی دریاچه ارومیه هم مزید بر علت شده ....-متاسفانه عدم شایسته سالاری در اقلیم آذربایجان عامل اصلی این گونه  مسائل می باشد  و مسئولین یا نا آگاه هستند یا بی تفاوت  در موضوعاتی که بدون تردید دامن خانواده یا فامیلهای خود آنها را نیز در برمی گیرد

       

      + نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم شهریور ۱۳۹۸ساعت 12:31  توسط عبدالحسین  | 

      مطهری اینبار در موضوع قره‌باغ نعل وارونه زد;

      قضاوت علی مطهری در خصوص عملکرد ایران در مناقشه قره باغ دور از حقیقت است

      ۰۵ شهریور ۱۳۹۸ admin آذربایجان, اخبار, ایران, عمومی ۰;

      پاسخ یکی از فرماندهان ایرانی جنگ قره باغ به اظهارات خلاف واقع نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی

      ۰۵ شهریور ۱۳۹۸ admin آذربایجان, اخبار, ارمنستان, ایران, عمومی, قره باغ, قره باغ, ویژه ۰


       

      منصور حقیقت پور در پاسخ به اظهارات نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی مبنی بر اینکه در زمان جنگ قره باغ براساس ملاحظات قومی در کنار ارمنستان قرار گرفتیم گفت: بهتر است آقای مطهری در مورد چیزی که اطلاعات کافی ندارد سکوت کند.

      به گزارش پایگاه خبری حقایق قفقاز، منصور حقیقت پور از مستشاران حاضر در جنگ قره باغ  درباره ادعای علی مطهری، نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی که در یادداشتی عنوان کرده بود؛ سیاست خارجی کشور ما به موضوع همبستگی و برادری اسلامی توجه کافی ندارد و در گذشته نیز در جنگ قره باغ، با آنکه حق با جمهوری آذربایجان بود، به خاطر ملاحظات قومی در مجموع طرف ارمنستان را گرفتیم اظهار داشت: جمهوری اسلامی ایران بنا به وظیفه انقلابی و شرعی خود از شروع درگیری ها در منطقه قره باغ،  بر پایه تصمیمات مسئولین و علما دینی وظیفه خود دید تا به نحو مقتضی از مردم غیور و نیروهای نظامی جمهوری آذربایجان حمایت کند.

      وی افزود: افسران ما با افتخار در کنار افسران دولت جوان و جدید  جمهوری آذربایجان قرار گرفتند و در سطح قابل قبولی با توجه به امکاناتی که در اختیار ما بود توانستیم خدمت کوچکی به برادران مسلمان و مظلوم خود در قره باغ ارائه دهیم.

      وی گفت: فرمایشات مقام معظم رهبری که در آن زمان فرمودند« قره باغ خاک اسلام است»  و هر کس در جنگ قره باغ دچار نقض عضو گردد جانباز و هر کس جان خود را در این راه از دست بدهد شهید است حجتی بر ما بود که از خاک قره باغ دفاع کنیم.

      مشاور رئیس مجلس شورای اسلامی افزود: زمانیکه ارتش جمهوری آذربایجان مورد حمله ناجوانمردانه ارتش ارمنستان قرار گرفت  ایران بخشی از سرزمین خود را در اختیار ارتش آذربایجان قرار داد تا از نقاطی که در محاصره قرار گرفته اند با ورود به خاک ایران بتوانند با همراهی نیروهای ایرانی دشمن را غافلگیر کنند.

      حقیقت پور گفت: ما وظیفه داشتیم که آموزه های نظامی و اعتقادی خود را در اختیار برادرانمان در جمهوری آذربایجان قرار دهیم.

      وی افزود: بنده اظهارات آقای مطهری را شنیدم. آقای مطهری در این رابطه جاهل است و هیج دینی نسبت به این موارد ندارد و جا دارد در این ارتباط سکوت کند و اجازه بدهد آنهایی که اطلاعات دارند حرف بزنند. بنده به عنوان فرمانده نیروهای ایرانی مستقر در جنگ قره باغ اعلام می نمایم جمهوری اسلامی ایران ذره ای کمک نظامی به دولت اشغالگر ارمنی و نیروهای اشغالگر نکرد و از این پس نیز نخواهد کرد. براساس پروتکل بازرگانی که در آن زمان در ایران به امضا رسید قرار شد تا از مرز حتی شکر و گازوئیل نیز خارج نشود تا باعث تقویت آن ها گردد. چون احتمال می دادیم این اقلام در دست نظامیان غارتگر و چپاولگر ارمنی قرار بگیرد، لذا همچنان که ما به وظایف خود در فلسطین، لبنان، سوریه، عراق و یمن به خوبی عمل می کنیم. مطمئن باشید به وظایف خود براساس آموزه های انقلابی در جنگ قره باغ عمل کرده ایم. ولی افسوس که از ظرفیت ما بیش از این استفاده نشد. بنده هرگونه کمک به ارمنستان در زمان جنگ قره باغ را قویا تکذیب می کنم.

      وی خاطرنشان کرد؛ تمامی افسران ایرانی که در منطقه قره باغ حضور داشتند وصیت نامه خود را بر پایه شهید و شهادت نوشتند و سپس در قره باغ حاضر شدند.

      وی در پایان گفت: بنده به روح بلند شهدا قره باغ درود فرستاده و با احترام به محضر تمامی پدران و مادران رزمندگان جنگ قره باغ، آرزومندم مجددا صدای بانگ الله اکبر و صدای ولایت علی ابن ابی طالب از پنجره های سرزمین قره باغ طنین افکن شده و گوش تمامی کفار، غارتگران، چپاولگران و اشغالگران را کر کند----نظر آذربایجان وپیرامون-در انتظار بهار---آقای  علی مطهری  راست می گویند  هرچند آقای حقیقت پور تکذیب نماید من به تبلیغات رسانه ای جمهوری آذربایجان در این مورد  استناد نمی کنم  بروید تحلیل کارشناسان روس  حامی اصلی  ارمنستان را  در مورد مناقشه قره باغ  از اول این درگیریها تا به امروز مطالعه نمائید  وهمچنین  تحلیل  کارشناسان ومقامات ارمنستان را  در مورد  دلایل تاریخی  حمایت  ایران از ارمنستان مطالعه  فرمائید  آنها همیشه اعلام کرده اند مامدیون  ایران هستیم  ایران تنفسگاه ماست  -اگر ایران موضعی  متناسب با  جهانبینی انقلاب اسلامی  در مورد ارمنستان همانند  اسرائیل  می گرفت  خیلی وقت پیش  ارمنستان  از قره باغ  عقب نشینی می کرد  همانگونه که اسرائیل از جنوب لبنان  عقب نشینی می کرد   موضع وزارت خارجه جمهوری اسلامی همواره در مورد مناقشه  این است  هر دو طرف را به خویشتنداری  و مذاکره  توصیه می نماید  -البته با مدارکی که آقای حقیقت پور  اگر ارائه نماید  باید پذیرفت  چه میزان کمک احساسی به کشور جمهوری آذربایجان  در اوان درگیریها در یک مقطع خاص شده  اما آنچه حقیقت دارد نفوذ افکار پان قارسی  به اطاقهای  فکر انقلاب اسلامی  حاکی از سیاستگذاری  کشور به حمایت خاموش از ارمنستان جعلی  می باشد  امید است با بازنگری در این سیاستهای اشتباه  انقلاب اسلامی بیشتر  محبوبیت پیدا کند  ضمنا باید پذیرفت  ایران  در مورد  اشغال کشمیر توسط بت پرستان  هندی  و اشغال ترکستان مسلمان  و همچنین قتل عام مسلمانان  چچن توسط  روسیه  مواضعی همسو با آرمانهای انقلاب اسلامی اتخاذ نکرده است


      برچسب‌ها: علی مطهری, منصور حقیقت پور, آذربایجان
      + نوشته شده در  چهارشنبه ششم شهریور ۱۳۹۸ساعت 12:38  توسط عبدالحسین  | 

      مطهری اینبار در موضوع قره‌باغ نعل وارونه زد

      •  
      • 1398/06/04 10:05
      • کد خبر: 112259
        
      • 1398/06/04 10:05
      • کد خبر: 112259

      حاشیه‌ای بر یک یادداشت؛

      مطهری اینبار در موضوع قره‌باغ نعل وارونه زد

      علی مطهری در یادداشتی به ظاهر دردمندانه برای احقاق حق مظلوم قدم برداشته اما در واقع آب در آسیاب دشمن ریخته و مُهر تایید بر ناجوانمردی رسانه‌ای علیه جمهوری اسلامی ایران زده است.

      گروه بین الملل آناج/امیرفاطمی؛ موضوع "بهشت زخمی دنیا" یعنی کشمیر، این روزها درد مشترک همه ی مسلمانان آزاده ی جهان می باشد.وقتی اخبار ظلمی که بر شیعیان این منطقه وارد می شود را می شنویم، حدیث شریف" مَنْ سَمِعَ رَجُلًا یُنَادِی یَا لَلْمُسْلِمِینَ فَلَمْ یُجِبْهُ فَلَیْسَ بِمُسْلِم"‏ را برای خودمان بازخوانی می کنیم و امیدواریم روزی بتوانیم برای حل مشکلات این منطقه نیز قدم های موثری برداریم اما این به این معنی نیست که خدای ناکرده، جمهوری اسلامی ایران در موضوع کشمیر و یا قره باغ طرف باطل را گرفته باشد.

      آقای علی مطهری امروز در یادداشتی به ظاهر دردمندانه برای احقاق حق کشمیر قدم برداشته اند اما در واقع آب در آسیاب دشمن ریخته و مُهر تایید بر ناجوانمردی رسانه ای بر علیه جمهوری اسلامی ایران زده است که سال ها در جریان رسانه ای جمهوری آذربایجان رواج داشته است.

      آقای مطهری در بخشی از یادداشت خود نوشته است: وظیفه جمهوری اسلامی ایران در موضوع کشمیر بیشتر از آن است که تاکنون از خود بروز داده است. متأسفانه سیاست خارجی کشور ما به موضوع همبستگی و برادری اسلامی توجه کافی ندارد. در گذشته نیز در موضوع مورد اختلاف آذربایجان و ارمنستان یعنی قره‌باغ، ما با آنکه حق با آذربایجان بود، به خاطر ملاحظات قومی در مجموع طرف ارمنستان را گرفتیم.

      این همان خطّ ناجوانمردی بر علیه کشورمان است که دانسته یا نادانسته بر علیه انقلاب اسلامی روا شمرده شده است.آیا ایشان به واقع نمی دانند که ایران در موضوع قره باغ،طرف ارمنستان را گرفته بود یا طرف آذربایجان را؟

      بارها اسناد متقن و مختلفی از کمک های تسلیحاتی و آموزشی جمهوری اسلامی ایران به آذربایجان در جریان جنگ قره باغ منتشر شده است.نقل است وقتی مکالمات بی سیم یکی از فرماندهان ایرانی در جنگ قره باغ توسط ارامنه شنود شده بود، وزارت خارجه ی ارمنستان اعتراض جدی خود را با احضار سفیر ایران اعلام کرده بود.یا بارها نقل شده است که رئیس جمهور فقید آذربایجان حیدر علی اف نشان افتخار و شجاعت به فرماندهان ایرانی حاضر در جنگ قره باغ اعطا کرده بود.

      جای بسی تعجب است که آیا واقعا علی مطهری نماینده‌ی محترم مجلس، از این موضوعات خبر ندارد؟ اگر واقعا ایشان در بی خبری نسبت به تاریخ معاصر کشورمان بسر میبرند خیلی راحت می توانند ادعاهای مطرح شده را بصورت متقن و با اسناد غیرقابل انکار در فضای مجازی روئیت کنند.حتی اگر باز هم نسبت به مساله شک داشتند می توان دیداری بین ایشان و فرماندهان وقت ایرانی در جنگ قره باغ ترتیب داد تا ابهامات آقای مطهری رفع گردد.

      آقای مطهری بدانند که یادداشت ایشان در همان ساعات اولیه ی انتشار، بصورت ترجمه شده در سایت های مخالف روابط حسنه ی دو کشور ایران و آذربایجان قرار گرفت و همگی از قول نماینده‌ی مجلس ایران نوشتند که: با اینکه حق با آذربایجان بود، ایران از ارمنستان حمایت کرد.

      این همان خط خبری است که سال ها در جمهوری آذربایجان بر علیه ایران استفاده شده است و امروز متاسفانه علی مطهری باد گلوی جریانات قومی را خالی می کند.

      انتهای پیام-----نظر آذربایجان وپیرامون-در انتظار بهار----باید هم رسانه های  عامل اجرای سیاستهای  غلط بر علیه کل اقلیم آذربایجان  تکذیب نمایند ودروغ بگویند ونفاق را  پیشه نمایند من به ادعای جمهوری آذربایجان کاری ندارم -مطالعه  مطبوعات ارمنستان  بعد از فروپاشی شوروی در مورد حمایتهای ایران از آ ن کشور  سطح کمکهای ایران به آن کشور  و اظهارات مقامات روسیه  در  این موارد کاملا  تصدیق می کند که آنچه  جناب علی مطهری در مورد  سیاست اشتباه  ایران در  حمایت از ارمنستان  عنوان می فرمایند  واقعیت دارد


      برچسب‌ها: علی مطهری, ارمنستان, ایران, آذربایجان
      + نوشته شده در  دوشنبه چهارم شهریور ۱۳۹۸ساعت 15:20  توسط عبدالحسین  |